زندگی نامه حضرت عیسی- میرحسین تلاش
مبحث اول
تولد حضرت عیسی(ع)
در مورد چگونگی تولد، اختلافی بین قرآن و اناجیل وجود دارد، اناجیل می گویند: وقتی عیسی مسیح در آن آغول گوسفندان که عیسی به دنیا آمد، فرشتگان، چوپان هایی که در اطراف آن منطقه بودند را خبر کردند که بیائید در اینجا نوزاد مبارکی به دنیا آمد است و مجوسی هایی که از شرق به آن منطقه آمده بودند به دنبال یک ستاره که در محل تولد، طلوع کرده بود به آن منطقه رفته بودند؛ و وقتی هم که مردم به آنجا آمدند، همگان فکر می کردند که عیسی فرزند مریم و یوسف است و طبق گزارش اناجیل، هیچ کس اطلاع نداشت که حضرت عیسی پدر ندارد.
اما اسلام، نامی از یوسف نجار نمی برد و بیان می کند که در محل تولد حضرت عیسی فقط حضرت مریم(س) هست و وقتی که به واسطه روح القدس به این فرزند آبستن می شوند در ابتدا خیلی ناراحت می شوند، ولی خدا در این خصوص و برای تسلی دل حضرت مریم می فرماید که این امر الهی است.
همگان از تولد عیسی تعجب می کنند و به او تهمت می زنند و حضرت عیسی به خاطر رفع این تهمت در گهواره سخن می گوید و مسئله تولد عیسی به سرعت در بین بنی اسرائیل می پیچد:
«فَأَتَتْ بِهِ قَوْمَها تَحْمِلُهُ قالُوا یا مَرْیَمُ لَقَدْ جِئْتِ شَیْئاً فَرِیًّا(۲۷)یا أُخْتَ هارُونَ ما کانَ أَبُوک امْرَأَ سَوْءٍ وَ ما کانَتْ أُمُّک بَغِیًّا (۲۸)فَأَشارَتْ إِلَیْهِ قالُوا کیْفَ نُکلِّمُ مَنْ کانَ فِی الْمَهْدِ صَبِیًّا (۲۹)قالَ إِنِّی عَبْدُ اللَّهِ آتانِیَ الْکتابَ وَ جَعَلَنی نَبِیًّا (۳۰)وَ جَعَلَنی مُبارَکاً أَیْنَ ما کنْتُ وَ أَوْصانی بِالصَّلاهِ وَ الزَّکاهِ ما دُمْتُ حَیًّا (۳۱)وَ بَرًّا بِوالِدَتی وَ لَمْ یَجْعَلْنی جَبَّاراً شَقِیًّا(مریم آیات ۲۷-۳۲) حتی در انجیل «متی» اولین مطلبی که در این خصوص آورده است، نسب نامه عیسی علیه السلام است و در حقیقت نام اجداد یوسف نجار را می شمارد و در واقع ایشان را فرزند یوسف نجار معرفی می کند.
قرآن کریم مریم مادر حضرت عیسی را زنی پاکدامن معرفی میکند که بارداریش به امر الهی بوده است.[1]
پس از ولادت حضرت عیسی، مریم در حالى که کودکش را در آغوش داشت به سراغ بستگان و اقوام خود آمد.
هنگامى که آنها کودکى را در آغوش او دیدند، تعجب کردند.آنها که سابقه پاکدامنى مریم را داشتند و آوازه تقوا و کرامت او را شنیده بودند، سخت نگران شدند، تا آنجا که بعضى به شک و تردید افتادند، و بعضى دیگر هم زبان به ملامت و سرزنش او گشودند. در این هنگام، مریم به فرمان خدا سکوت کرد، و به نوزادش عیسى اشاره کرد.
بر اساس برخی روایات، یهودیان در رابطه با ولادت عیسی مسیح، موضع تندی گرفتند و به مریم تهمت زدند که عیسی را از مردی به نام یوسف نجار حامله شده است. [2] ولی آیات صریح قرآن، هر گونه گناهی را از مریم نفی میکند.
در منابع اسلامی هیچ گونه اشارهای به این که مریم نامزدی به نام یوسف نجار داشته است، نشده است بلکه به صراحت این مطلب نفی شده است.[3]
حضرت عیسی علیه السلام فرزند مریم دختر عمران است که خداوند او را برگزیده بر تمام زنان عالم برتری داد.[4] ولادت حضرت عیسی علیه السلام ولادتی خاص است. مطابق با قرآن خداوند به حضرت مریم که معتکف در مسجد بود بشارت داد که به زودی صاحب فرزندی می گردد که از مقربان درگاه الهی خواهد شد..[5] سپس خداى تعالى روح را (که یکى از فرشتگان بزرگ خدا است) نزد او فرستاد و روح به شکل بشرى تمام عیار در برابر مریم مجسم شد و به او گفت: که فرستاده اى است از نزد معبودش، و پروردگارش وى را فرستاده تا به اذن او پسرى به وى بدهد، پسرى بدون پدر، و او را بشارت داد به این که بزودى از پسرش معجزات عجیبى ظهور می کند و نیز خبر داد که خداى تعالى بزودى او را به روح القدس تایید نموده، کتاب و حکمت و تورات و انجیلش می آموزد و به عنوان رسولى به سوى بنى اسرائیل گسیلش می دارد، رسولى داراى آیات بینات، و نیز به مریم از شان پسرش و سرگذشت او خبر داد، آن گاه در مریم بدمید و او را حامله کرد. مریم سپس به مکانى دور منتقل شد و در آن جا درد زائیدنش گرفت و درد زائیدن او را به طرف تنه نخله اى کشانید و با خود می گفت: اى کاش قبل از این مرده و از خاطره ها فراموش شده بودم، من همه چیز را و همه چیز مرا از یاد می برد، در این هنگام ندا شنید که:
غم مخور که پروردگارت پائین پایت نهر آبى قرار داده، تنه درخت را تکان بده تا پى در پى خرماى نورس از بالا بریزد، از آن خرما بخور و از آن آب بنوش و از فرزندى چون من خرسند باش، اگر از آدمیان کسى را دیدى، بگو من براى رحمان روزه گرفته ام و به همین جهت امروز با هیچ انسان سخن نمیگویم.[6]
مریم سپس به میان مردم آمد در حالى که فرزندش را در آغوش داشت. آنها وقتى او را به این حال دیدند، شروع کردند از هر سو به وى طعنه زدند و او را سرزنش نمودند چون دیدند دخترى شوهر نرفته بچه دار شده است، گفتند: اى مریم چه عمل شگفت آورى کردى!، اى خواهر هارون نه پدرت بد مردى بود و نه مادرت بدکار! مریم اشاره کرد به کودکش که با او سخن بگوئید، مردم گفتند: ما چگونه با کسى سخن گوئیم که کودکى در گهواره است، در این جا عیسى به سخن درآمد و گفت: من بنده خدا هستم، خداى تعالى به من کتاب داد و مرا پیامبرى از پیامبران کرد و هر جا که باشم با برکتم کرد و مرا به نماز و زکات سفارش کرد، مادام که زنده باشم بر احسان به مادرم سفارش فرمود و مرا نه جبار کرد و نه شقى، و سلام بر من روزى که به دنیا آمدم و روزى که می میرم و روزى که زنده برمی خیزم.[7]
قرآن ولادت آن حضرت را با ولادت حضرت آدم علیه السلام مشابه دانسته است[8] از این جهت که او نیز همچون حضرت آدم علیه السلام بدون پدر متولد شد.[9]
مبحث دوم
نام، القاب، معجزه ونسب آن حضرت
بنداول) نام والقاب حضرت عیسی
در اقرب الموارد گوید: عیسى لفظى است عبرانى یا سریانى. به قولى آن مقلوب یسوع است که آن نیز عبرانى است.[10] در المیزان در مورد معنای عیسی آمده است: اصل عیسى یشوع است و آن را نجات دهنده تفسیر کرده اند.[11]
نام دیگری که برای عیسی علیه السلام در قرآن آمده مسیح است. طبرسی در جوامع الجامع گفته است: اصل مسیح در عبرانی مشیحا بوده که معنایش مبارک است. همانگونه که خود گفت: «وَجَعَلَنِي مُبَارَكًا أَيْنَ مَا كُنْتُ».[12]
برای حضرت عیسی؛ القاب متفاوتی؛ در مسیحیت گفته شده است؛ که خیلی از این اسم ها ساختگی است و واقعیت ندارد؛ ولی اسامی معروف ایشان در بین مسیحیت عبارتند از: «عیسی» که در اصل «یشوع» بوده به معنی «نجات دهنده» و یهودیان آن را «یسوس» می خواندند و در عربی هم «عیسی» می گویند و اسامی دیگری هم برای ایشان گفته اند مانند؛ بنده خدا؛ منجی؛ را ه؛ حقیقت، شبان؛ نیکو؛ کلمه خدا؛ زندگی و… اما در قرآن تنها دو نام برای ایشان آمده است یکی «عیسی» که ۲۳ بار در قرآن آمده است و دیگری «مسیح» که ۹ بار در قرآن ذکر شده است.
در قرآن آمده است: «إِذْ قالَتِ الْمَلائِکهُ یا مَرْیَمُ إِنَّ اللَّهَ یُبَشِّرُک بِکلِمَهٍ مِنْهُ اسْمُهُ الْمَسیحُ عیسَی ابْنُ مَرْیَمَ وَجیهاً فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَهِ وَ مِنَ الْمُقَرَّبینَ؛ [یاد کن] هنگامی[را] که فرشتگان گفتند: ای مریم، خداوند تو را به کلمهای از جانب خود، که نامش مسیح، عیسی بن مریم است مژده میدهد، در حالی که[او] در دنیا و آخرت آبرومند و از مقربان[درگاه خدا] است»(آل عمران، ۴۵) که هم نام مسیح و هم نام عیسی بن مریم در آن آمده است و جالب است که همواره «عیسی بن مریم» گفته است.
بند دوم) نسب حضرت عیسی
از آنجا که نسب حضرت مریم به نقلی به حضرت سلیمان و از طریق ایشان به حضرت یعقوب یرسد.[[13] حضرت
عیسی علیه السلام نیز از انبیاء بنی اسرائیل (فرزندان حضرت یعقوب علیه السلام) محسوب می شود.
بندسوم) معجزه آن حضرت
قرآن برای عیسی مسیح معجزاتی همچون ساختن موجودی همچون پرنده از گل، سپس زنده گردانیدن آن و شفای کورِ مادرزاد و مبتلایان به بیماری برص [پیسى]، زنده کردن مردگان و خبر دادن از امور پنهانی مردم، بیان کرده است[14] ولی تمامی این امور را به اذن خدا، به عیسی مسیح نسبت داده است.
لذا این معجزات، دلالتی بر خدا بودن عیسی ندارد، بلکه همه، نشانگر نبوت عیسی مسیح از سوی خدا و بشر بودن او دارد.
درباره حضرت عیسی بن مریم در سوره آل عمران می فرماید: «وَ رَسُولًا إِلی بَنِی إِسْرائِیلَ أَنِّی قَدْ جِئْتُکمْ بِآیهٍ مِنْ رَبِّکمْ» پیامبری به سوی بنی اسرائیل(یعنی عیسی) به مردم گفت من برای شما از ناحیه پروردگار معجزه ای آورده ام، به این ترتیب: «أَنِّی أَخْلُقُ لَکمْ مِنَ الطِّینِ کهَیئَهِ الطَّیرِ فَأَنْفُخُ فِیهِ فَیکونُ طَیراً بِإِذْنِ اللَّهِ» من می سازم برای شما از گِل به شکل مرغ و سپس می دمم در آن. «وَ أُبْرِئُ الْأَکمَهَ وَ الْأَبْرَصَ وَ أُحْی الْمَوْتی بِإِذْنِ اللَّهِ» شفا می دهم کور مادرزاد را و پیس را و زنده می کنم مرده را به اذن پروردگار، اینجا در کمال صراحت، فعل را به خودش نسبت می دهد ولی می گوید به اذن پروردگار.
مبحث سوم
خانواده حضرت عیسی
بسیاری از پژوهشگران توافق دارند که پدر عیسی، یوسف نجار، قبل از اینکه او تبلیغ خود را آغاز کند، مرد. انجیلها اصلاً به یوسف در زمان تبلیغ عیسی اشاره نمیکنند. مرگ یوسف میتواند دربارهٔ خطابشدن عیسی با لفظ «عیسی پسر مریم» در مرقس ۶:۳ شفافسازی کند، چرا که پسرها را معمولاً با نام پدرشان خطاب میکردند.
بنا به گفته تیسن و مرتس، برای رهبران کاریزماتیک چون عیسی، معمول است که با خانوادههایشان به مشکل بخورند. در انجیل مرقس، خانواده عیسی دچار این بیم میشوند که او دیوانه است. این قسمت را یک اتفاق تاریخی میدانند زیرا بعید است که توسط مسیحیان اولیه ساخته شده باشد. پس از مرگ عیسی، بسیاری از اعضای خانوادهاش به جنبش مسیحی پیوستند. برادرش، یعقوب، به یکی از رهبران کلیسای اورشلیم تبدیل شد.
مورخ و سناتور رومی تاسیتوس در نوشتههای خود از تصلیب کریستوس (عیسی) یاد کردهاست.
به عقیده گیزا ورمس تکامل الهیاتی باعث شدهاست که باور «تولد عیسی از باکره» رواج یابد، نه اتفاقات تاریخی. اگرچه بسیاری از محققان باور دارند که انجیلهای همنوا از روی یکدیگر نوشته شدهاند، اما دیگران این موضوع را قابل اهمیت میدانند که باکره بودن مادر عیسی توسط دو انجیل همنوا (متی و لوقا) ذکر شدهاست.. بنا به گفته اد سندرز، روایتهای تولد عیسی در متی و لوقا واضحترین نمونه از جعل در روایات اناجیل در ربط با زندگی عیسی است. هر دو انجیل میگویند او در بیتلحم متولد شده، مطابق پیشگوییهای یهودی، و هر دو میگویند که او در ناصره رشد یافتهاست. اما سندرز اشاره میکند دو انجیل آن را بهطور کاملاً متفاوتی روایت میکنند. ادعای لوقا مبنی بر یک سرشماری که پس از آن هرکسی به شهر اجدادیاش بازگشت، نمیتواند درست باشد. روایت متی محتملتر است، اما داستان به گونهای ساخته شده که عیسی را چون یک موسی جدید معرفی کند، و یوسف فلاوی هم، با وجود ذکر بیرحمی هیرود بزرگ، هیچ اشارهای نمیکند که او دستور به قتلعام نوزدان داد. نتیجتاً بیشتر اندیشمندان معاصر کشتار نوزدان پسر توسط هیرود که متی از آن سخن گفته را واقعی نمیدانند.
سندرز میگوید شجرهنامه عیسی بر اساس اطلاعات تاریخی تهیه نشده، بلکه میل نویسندگان برای نمایاندن عیسی به عنوان منجی یهودی را نشان میدهد.[۱۰۱] نیز تلاشهایی صورت گرفته تا دلیل اختلاف متی و لوقا در مورد شجرهنامه عیسی توضیح داده شود، مانند مارتین لوتر که معتقد بود لوقا شجرهنامه مریم را روایت کرده ولی متی شجره نامه یوسف را. علیرغم این تلاشها، مورخان دانشگاهی توافق نظر دارند که این شجرهنامهها را نمیتوان با هم آشتی داد. یک نظر رایج آن است که متی تبارنامهای سلطنتی و لوقا شجرهنامهای الهی برای عیسی ساختهاست. در هر حال، زمانی که تصور شود عیسی از یک زن باکره متولد شده، دیگر رسیدن نسل او به داوود از طریق یوسف نجار منتفی است. به علاوه، لوقا به رابطه خونی بین عیسی و یحیی اشاره میکند؛ اما محققان معمولاً این را هم جعلی میدانند.[15]
مبحث چهارم
منابع زندگی حضرت عیسی
محققان عهد جدید در بررسی انجیلهای متعارف (مرقس، متی، لوقا و یوحنا) با چالشهای بزرگی روبرو هستند. اناجیل را نمیتوان در معنای امروزی «زندگینامه» قلمداد کرد و نویسندگان آنها درحالی که بسیاری از جزئیات زندگی عیسی را از قلم انداختهاند، به مسائلی چون اهمیت او از دید الهی یا تبلیغ علنی او میان مردم میپردازند. گزارشها دربارهٔ اتفاقات فراطبیعی مربوط به عیسی نظیر مرگ و برخاستن او کار محققان را حتی سختتر هم میکند. پژوهشگران انجیلها را منابع بیطرفی نمیدانند زیرا نویسندگان تلاش میکردند عیسی را تجلیل کنند..حتی با این همه، پژوهشگران منابع بهتری در ربط با زندگی عیسی نسبت به اشخاصی چون اسکندر مقدونی دارند.. آنها معیارهای مشخصی برای قضاوت دربارهٔ تاریخیبودن اتفاق دارند که شامل ملاک تصدیق چندگانه، ملاک انسجام و ملاک انقطاع است. صحت تاریخی یک اتفاق بسته به اعتبار منابع هم هست؛ اناجیل به واقع دربارهٔ زندگی عیسی متناقض و نامستقلند. مرقس که احتمالاً اولین انجیل مکتوب شدهاست، برای دههها معتبرترین از لحاظ تاریخی بهشمار میرود. یوحنا که بعد از همه مکتوب شدهاست، بهطور قابل توجهی با انجیلهای همنوا متفاوت است و آن را دارای اعتبار کمتری میدانند؛ هرچند اخیراً پژوهشگران بیشتری پذیرفتهاند که یوحنا شاید شامل هستهای از محتوای قدیمی باشد که ممکن است به اندازه اناجیل همنوا یا حتی بیشتر ارزش تاریخی داشته باشد.
انجیلهای نامتعارف جملگی به اناجیل متعارف وابستهاند و در این بین فقط انجیل توماس ممکن است استثنا و شاهدی مستقل بر بسیاری از کلمات قصار یا مَثَلهای عیسی باشد. به عنوان مثال، توماس تأیید میکند که عیسی فقرا را مورد رحمت قرار میداد. این گفته پیش از اینکه با گفتههای مشابه در منبع کیو مخلوط شود، به صورت مستقل به دست او رسیده. بیشتر داستانهای دیگر انجیلهای نامتعارف، مانند داستان تبدیل گل به پرنده توسط عیسی در کودکی، به وضوح افسانهای هستند.هر چند شاید در دیگر متون غیرمتعارف مسیحی مطالبی وجود داشته باشد که بتواند دربارهٔ تحقیقات تاریخی در ربط با عیسی ارزشمند باشند.
منابع غیرمسیحی اولیه که وجود تاریخی عیسی را ثبت کردهاند شامل آثار یوسف فلاوی و تاسیتوس هستند. لوئیز فلدمن که متخصص آثار یوسف فلاوی است میگوید که عده کمی به اصالت اشاره یوسف به عیسی در کتاب ۲۰ از تاریخ باستان یهودیان شک کردهاند. فلاوی از او با عناوینی چون «مرد خردمند» و «معلم مردم» یاد کردهاست. نیز محکوم به مرگشدن او توسط پیلاطس و وجود «طایفه مسیحیان» را تأیید کردهاست. در بخشی دیگر از یعقوب، «برادر عیسی که مسیح خوانده میشد» یاد شدهاست. تاسیتوس در کتاب ۱۵ از سالنامهها از عیسی و اعدام او توسط پونتیوس پیلاطس یاد کردهاند. محققان بهطور کلی مطلب تاسیتوس را به عنوان منبعی مستقل رومی معتبر و دارای ارزش تاریخی میدانند.. سوئتونیوس مورخ رومی قرون اول و دوم از اخراج آن دسته از یهودیهایی که «تحت فتنه یک کریستوسنامی آشوب میآفریدند» از شهر رم نوشتهاست. بیشتر این منابع فقط مرگ عیسی و اعمال پیروانش بعد از مرگ او را ذکر کردهاند.
منابع غیرمسیحی به دو دلیل ارزشمندند؛ نخست آنکه نشان میدهند ناظران بیطرف یا متخاصم هیچ شکی دربارهٔ موجودیت تاریخی عیسی نداشتهاند و دوم آنکه تقریباً تصویری از عیسی رسم کردهاند که میتواند با منابع مسیحی هم سازگار باشد: عیسی یک آموزگار بود، به انجام معجزه معروف بود، برادری به نام یعقوب داشت و بهطور خشونتآمیزی کشته شد.
عیسی در یک نقش موزاییک متعلق به قرن ششم میلادی (در کلیسایی در شهر روانا در ایتالیا)
باستانشناسی به پژوهشگران کمک میکند تا جهان زندگی عیسی را بهتر درک کنند. یافتههای تازه، به عنوان مثال، نشان میدهد که کفرناحوم، شهری مهم در دوره تبلیغ عیسی، فقیر و کوچک بود و حتی فروم یا آگورا هم نداشت. ین با نظر پژوهشگران که عیسی از تسهیم متقابل میان فقرا در آن منطقه از جلیل حمایت میکرد، سازگار است.[16]
مبحث پنجم
محل زندگی حضرت عیسی
محل زندگی عیسی در کودکی، بنا به اناجیل لوقا و متی، شهر ناصره در جلیل بود که در آنجا با خانوادهاش زندگی میکرد. در اناجیل نام یوسف در روایت کودکی عیسی ذکر شدهاست، اما پس از آن دیگر هیچ اشارهای به او نمیشود. اعضای خانواده عیسی — مادرش مریم، برادرانش یعقوب، یوسف، شمعون و یهودا و خواهرانش که نامشان ذکر نشده — هم در اناجیل و دیگر منابع مورد اشاره واقع شدهاند.
یافتن منجی در معبد، از ویلیام هولمن هانت، ۱۸۶۰
بنا به انجیل مرقس، عیسی با همسایگان و خانوادهاش به مشکل خورد زمانی که مردم شروع به دیوانه خطاب کردن عیسی کردند، مادر و برادرانش از خانه بیرون رفتند و تلاش کردند مانع او شوند. عیسی پاسخ داد که پیروانش هستند که خانواده اویند. در یوحنا، مریم عیسی را در تا پای صلیب همراهی میکند که باعث نگرانی عیسی برای سلامت مادر خود میشود.
در مرقس ۶:۳، از عیسی با عنوان τέκτων (تکتون) یاد شدهاست که ترجمه معمولش «نجار» است اما میتواند معانی گستردهای چون معمار هم داشته باشد. اناجیل متذکر شدهاند که عیسی توانایی خواندن، تفسیر و بحث دربارهٔ متون مقدس مذهبی را داشتهاست، اما این لزوماً به معنای طی کردن آموزش رایجی که کاتبان در آن عصر پشت سر میگذاشتند، توسط عیسی نیست.
پس از تقدیم عیسی، مطابق قوانین یهودی، در معبد، مردی به نام شمعون مریم را خطاب قرار میدهد و میگوید که عیسی «نشانهای است که در رد کردن او افکار پنهانی عدهٔ کثیری نمایان خواهد شد و در دل تو نیز خنجری فرو خواهد رفت.» سالها بعد، زمانی که عیسی در سفر به اورشلیم برای عید پسح گم میشود، والدینش او را در حالی در یک معبد پیدا میکنند که در میان معلمان نشسته بود، به آنان گوش میداد و از آنها سؤال میکرد. کسانی که آنجا بودند، از «هوش او و از پاسخهایی که میداد» حیرتزده شده بودند. مریم از عیسی میپرسد «پسرم، چرا با ما چنین کردی؟ من و پدرت با اضطراب زیاد در پی تو بودیم» و عیسی پاسخ میدهد «چرا چنین کردید؟ مگر خبر نداشتید من باید در منزل پدرم باشم» اما آنها متوجه نشدند منظورش چیست.[17]
مبحث ششم
نبوت ویا بعثت حضرت عیسی
حضرت عیسی علیه السلام به سوى بنى اسرائیل گسیل شد و مامور شد تا ایشان را به سوى دین توحید بخواند، و ابلاغ کند که من آمده ام به سوى شما و با معجزه اى از ناحیه پروردگارتان آمده ام و آن این است که براى شما (و پیش رویتان) از گل چیزى به شکل مرغ می سازم و سپس در آن می دمم، به اذن خدا مرغ زنده اى می شود و من کور مادرزاد و برصى غیر قابل علاج را شفا مىدهم و مردگان را به اذن خدا زنده مىکنم و بدانچه مىخورید و بدانچه در خانه هایتان ذخیره مىکنید خبر مىدهم، که در این براى شما آیتى است بر این که خدا رب من و رب شما است و باید او را بپرستید.
عیسى علیه السلام مردم را به شریعت جدید خود که همان تصدیق شریعت موسى علیه السلام است دعوت می کرد، چیزى که هست بعضى از احکام موسى را نسخ نمود و آن حرمت پاره اى از چیزها است که در تورات به منظور گوشمالى و سختگیرى بر یهود حرام شده بود و بارها می فرمود: من با حکمت به سوى شما گسیل شده ام، تا برایتان بیان کنم آن چه را که مورد اختلاف شما است و نیز می فرمود: اى بنى اسرائیل من فرستاده خدا به سوى شمایم، در حالى که تورات را که کتاب آسمانى قبل از من بوده تصدیق دارم و در حالى که بشارت می دهم به رسولى که بعد از من میآید و نامش احمد است.
عیسى علیه السلام به وعده هایى که داده بود که فلان و فلان معجزه را آورده ام وفا کرد، هم مرغ خلق کرد و هم مردگان را زنده کرد و هم کور مادرزاد و برصى را شفا داد و هم به اذن خدا از غیب خبر داد.
عیسى علیه السلام همچنان بنى اسرائیل را به توحید خدا و شریعت جدید دعوت کرد تا وقتى که از ایمان آوردنشان مایوس شد، و وقتى طغیان و عناد مردم را دید و استکبار کاهنان و احبار یهود از پذیرفتن دعوتش را مشاهده کرد، از میان عده کمی که به وى ایمان آورده بودند چند نفر حوارى انتخاب کرد تا او را در راه خدا یارى کنند.
از سوى دیگر یهود بر آن جناب شورید و تصمیم گرفت او را به قتل برساند، ولى خداى تعالى او را از دست یهود نجات داد و به سوى خود بالا برد و مساله عیسى علیه السلام براى یهود مشتبه شد، بعضى خیال کردند که او را کشتند، بعضى دیگر پنداشتند که به دارش آویختند، خداى تعالى فرمود: نه آن بود و نه این، بلکه امر بر آنان مشتبه شد. (سوره آل عمران، ۴۵-۵۸، سوره زخرف، ۶۳-۶۵، سوره صف، ۶-۱۴، سوره مائده، ۱۱۰-۱۱۱، سوره نساء، ۱۵۷-۱۵۸).[18] بنابر برخى آیات قرآن، خبر بعثت پیامبر اسلام (صلى الله علیه وآله)، نام و ویژگیهاى او در تورات و انجیل نازلشده از سوى خدا، آمده است. [19]
همچنین قرآن از زبان مسیح(علیهالسلام)، به نام پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله)که پس از وى خواهد آمد، تصریح میفرماید:و [به یاد آورید] هنگامى را که عیسى بن مریم گفت: «اى بنىاسرائیل! من فرستادهی خدا به سوى شما هستم... و بشارتدهنده به رسولى که بعد از من مىآید و نام او احمد است.[20]
این آیه هرچند تنها بر بعثت پیامبر اسلام و نام وى از زبان مسیح(علیهالسلام)و (نه آمدن آن در انجیل) دلالت دارد؛ اما چون آن حضرت در این زمینه جز آیات انجیل و وحى الهى را بر زبان نمىراند، مىتواند برگرفته از انجیل باشد.
این آیه توجه شمارى از مفسران و پژوهشگران مسلمان را که در پى یافتن نام احمد در اناجیل فعلى برآمدهاند، به واژه فارقلیط (Paraclete)یا «بارکلیت» معطوف ساخته است.واژهییادشده یونانى و به معناى تسلى و آرامش دهنده است و مسیحیان مصداق آن را روح القدس خواندهاند.
اما مفسران و پژوهشگران یاد شده بر این باورند که این واژه در اصل اسم خاص، به صورت «پریکلیتوس»و به معناى «احمد»و «ستوده» بوده که بعدها دچار تغییر شده است.
مبحث هفتم
کتاب حضرت عیسی وآشنایی با حضرت عیسی در قرآن وروایات
کتاب که برای حضرت عیسی فرستاده شده انجیل است. حضرت عیسی علیه السلام در قرآن ۲۵ بار به عنوان عیسی، و ۱۳ بار به عنوان مسیح یاد شده است. قرآن به مناسبت هاى گوناگونى از انجیل یاد مىکند. تصریح بر وحیانى بودن آن و به عنوان کتابِ نازل شده بر عیسى[21] (علیهالسلام)، گواهى آن بر حقانیت تورات و تحریف، کتمان و حذف بخشى از آموزههاى آن از این قبیل است.
از سوى دیگر و بهرغم وجود انجیلهاى فراوان، از جمله اناجیل چهارگانه رسمى در عصر نزول و پیش از آن، قرآن با کاربرد صیغه مفرد در همه آیات مربوط، بر یکى بودن انجیل نازل شده بر مسیح (علیهالسلام)اصرار دارد.بنابراین مىتوان گفت که قرآن با تصریح بر منشأ وحیانى و یکى بودن انجیل عیسى (علیهالسلام)، بشرى بودن و تعدد آن را نفى مىکند.[22]
در نتیجه اناجیل موجود و دیگر بخشهاى عهد جدید که به دست افراد بشر، نگارش یافته است، نمىتواند عیناً همان انجیل نازل شده بر مسیح(علیهالسلام)باشد، بلکه روایتهاى مختلفى از آن را دربردارند و به احتمال زیاد، نسخه احتمالى انجیل یاد شده به عللى از بین رفته است.[23]
همچنین یادکرد انجیل در کنار تورات و قرآن به عنوان «کتاب»، موجودیت و واقعیت خارجى آن را به عنوان مجموعهاى از تعالیم آسمانى ثابت مىکند.
البته، قرآن فقط نزول مجموعهاى از آیات وحیانى به نام انجیل و نه کتاب به معناى شناخته شده آن را تأیید مىکند و دربارهی نگارش یافتن آن در زمان حیات مسیح (علیه السلام) به دست یا املاى وى، نفیاً و اثباتاً، گزارشى ندارد.
بنابراین و براى ارائه حوزهاى مشترک از دو مفهوم مسیحى و اسلامى انجیل، مىتوان انجیل یاد شده در قرآن را اشاره به آیات نازل شده بر عیسى (علیهالسلام) دانست که اناجیل اربعه نیز فارغ از صحت و سقم روایت، بخشهایى از آن را گزارش کرده است.
البته با این توضیح که براساس دیدگاه متفاوت مسیحیت درباره حضرت عیسى (علیهالسلام)همه سخنان، رفتارها، و حوادث زندگى آن حضرت نیز در گستره مفهوم مسیحى انجیل جاى مىگیرد.
بر اساس برخی روایات نزول تورات و انجیل، بر خلاف قرآن دفعی بوده است و نه تدریجی.
شمارى از مفسران شیعه و سنى نیز بر اساس ظاهر آیات قرآن چنین اعتقادی را بیان کردهاند.
هم چنین برخی روایات نزول انجیل را در ماه رمضان بیان کرده است.
قرآن کریم، عیسى(علیهالسلام) و انجیل را تصدیق کننده تورات مىخواند. البته روشن است که مراد، تورات اصلى و نازل شده بر موسى(علیهالسلام)است که خداوند، آن را عارى از تحریفات پدید آمده، به عیسى تعلیم داد. بنابراین تصدیق یاد شده، هرگز به معناى تأیید کامل تورات موجود در عصر عیسى(علیهالسلام)و عارى بودن آن از تحریف نیست .شمارى از مفسران با استناد به آیه یاد شده و آیاتی از این دست، بر این باورند که انجیل نازل شده بر مسیح به امضا و تکمیل احکام تورات پرداخته و آیین عیسى(علیه السلام)جز در پارهاى احکام، ناسخ شریعت موسى(علیهالسلام)نبوده است.در انجیل متّا و از زبان عیسى(علیهالسلام)نیز به این مطلب تصریح شده است حضرت عیسی یکی از پنج پیامبر صاحب شریعت[24] (کتاب) است و از پیامبران اولو العزم است. مطابق با قرآن حضرت عیسی علیه السلام، بنده خدا و رسول به سوى بنى اسرائیل و یکى از پیامبران اولوالعزم و صاحب شریعت بوده و کتابى به نام انجیل داشت. خداى تعالى نام او را مسیح عیسى نهاد و "کلمة اللَّه" و "روحى از خدا" خواند، و داراى مقام امامت و از گواهان اعمال ، و بشارت دهندگان به آمدن پیامبر اسلام بود [۲۱]، وجیه و آبرومند در دنیا و آخرت و از مقربین بود. او از برگزیدگان بود، مبارک بود هر جا که باشد، تزکیه شده بود، آیتى بود براى مردم و رحمتى از خدا بود و احسانگرى به مادرش، و از زمره کسانى بود که خداى تعالى به ایشان سلام کرد [۲۴] و از کسانى بود که خدا کتاب و حکمتش آموخت.
آیات زیر آیاتی هستند که نام حضرت عیسی علیه السلام یا جریانی مرتبط با آن حضرت در آنها ذکر شده است:
سوره بقره، آیه ۸۷ • سوره بقره، آیه ۲۵۳ • سوره آل عمران، آیه ۴۵-۴۹ • سوره آل عمران، آیه ۸۴ • سوره نساء، آیه ۱۵۷-۱۵۸ • سوره مائده، آیه ۱۱۰-۱۱۶ • سوره انعام، آیه ۸۵ • سوره مریم، آیه ۲۰-۳۴ • سوره زخرف، آیه ۶۳-۶۵ • سوره صف، آیه ۶-۱۴.
چند نمونه از آیاتی که نام حضرت عیسی علیه السلام در آنها آمده است:«إِذْ قَالَتِ الْمَلَائِكَةُ يَا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكِ بِكَلِمَةٍ مِنْهُ اسْمُهُ الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ وَجِيهًا فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَمِنَ الْمُقَرَّبِينَ»: یاد کن هنگامیرا که فرشتگان گفتند: اى مریم، خداوند تو را به کلمه اى از جانب خود که نامش مسیح، عیسى بن مریم است مژده می دهد، در حالى که او در دنیا و آخرت آبرومند و از مقربان است. (سوره آل عمران، آیه ۴۵)«وَزَكَرِيَّا وَيَحْيَىٰ وَعِيسَىٰ وَإِلْيَاسَ كُلٌّ مِنَ الصَّالِحِينَ»: و زکریا و یحیى و عیسى و الیاس را یاد کن که جملگى از شایستگان بودند. (سوره انعام، آیه ۸۵)«إِنَّ مَثَلَ عِيسَىٰ عِنْدَ اللَّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرَابٍ ثُمَّ قَالَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ»: در واقع مثل عیسى نزد خدا همچون مثل خلقت آدم است که او را از خاک آفرید سپس بدو گفت: باش پس وجود یافت. (سوره آل عمران، آیه ۵۹). امام علی علیه السلام در وصف عیسی علیه السلام: و اگر خواهی، از عیسی بن مریم علیه السلام برایت بگویم. او سنگ را بالش خود میکرد و جامه خشن میپوشید و نان خشک و گلوآزار میخورد. خورش او گرسنگی بود و چراغش در شب، ماه و سرپناهش در زمستان، آفتابگیرهای صبح و عصر و میوه و سبزیجاتش، علف و گیاهانی که زمین برای چهار پایان میرویاند. نه زنی داشت که مایه گرفتاری او باشد و نه فرزندی که اندوهگینش سازد و نه مال و ثروتی که دل او را به خود مشغول گرداند و نه طمعی که به خواریش اندازد. مرکب او دو پایش بود و خدمتکارش دو دست او![25] پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: ای ام ایمن، مگر نمیدانی که برادرم عیسی شامی را برای صبحانه نگه نمیداشت و صبحانه ای را برای شام؟ از برگ درختان تغذیه میکرد و از آب باران میآشامید، پلاس میپوشید و هر جا شب میرسید همان جا بیتوته میکرد و میگفت: هر روزی، روزی خود را میآورد.[26] سخنان نجواآمیز خدای تعالی با عیسی علیه السلام: ای عیسی، چونان شخص دلسوز و مهربان، تو را به مهربانی سفارش میکنم تا با طلب شادی و خشنودی من، سزاوار دوستی من شوی. تو در بزرگی و در خردی برکت داده شدی و هر جا بودی با برکت بودی. گواهی میدهم که تو بنده من و زاده کنیز من هستی، با نافله ها به من نزدیک شو و به من توکل کن تا تو را کفایت کنم و غیر مرا به ولایت و دوستی برمگزین که تو را تنها میگذارم. امام صادق علیه السلام: یکی از روش های عیسی بن مریم گشت و گذار در شهرها بود. روزی با یکی از یاران خود که مردی کوته اندام بود و غالباً با عیسی علیه السلام همراهی میکرد، برای سیاحت بیرون رفت. چون عیسی به دریا رسید با یقین درست گفت: به نام خدا و بر روی آب حرکت کرد. مرد کوتاه قد چون دید عیسی علیه السلام از آب گذشت با یقین درست گفت: به نام خدا و بر روی آب حرکت کرد تا به عیسی علیه السلام رسید. در این هنگام دچار خودبینی و غرور شد... لذا در آب فرو رفت. پس از عیسی کمک خواست و آن حضرت دستش را گرفت و او را از آب بیرون کشید. پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: عیسی بن مریم بر گوری گذشت که صاحب آن عذاب میکشید. سال بعد نیز بر همان گور گذشت و دید دیگر عذاب نمیشود. عرض کرد: پروردگارا، پارسال از این گور عبور کردم و صاحبش عذاب میشد و امسال که از آن میگذرم دیگر عذاب نمیکشد؟ خداوند جل جلاله به او وحی فرمود: ای روح الله ، فرزند صالحی از او بزرگ شد و راهی را درست کرد و یتیمی را سرپرستی نمود و من به خاطر این کارهای فرزندش، او را آمرزیدم. به عیسی بن مریم علیه السلام عرض شد: چه کسی تو را ادب آموخت؟ فرمود: هیچ کس ادبم نیاموخت، بلکه زشتی نادانی را دیدم و از آن دوری گزیدم. [27]
مبحث هشتم
عیسی بنده خدا
قرآن به صراحت عیسی را بنده خدا معرفی میکند[28]و مسیحیان را مورد عتاب قرار میدهد که چرا عیسی را فرزند خدا دانستهاند.[29]
قرآن کریم در شانزده مورد،عیسى را فرزند مریم معرفیمیکند و این تعبیر (ذکر نام مادر عیسى در کنار نام او)، خاطرنشان میسازد که مسیح همچون سایر افراد انسان در رحم مادر قرار داشت و دوران جنینى را گذراند و همانند سایر افراد بشر متولد شد.یعنى تمام صفات بشرى در او بود پس چگونه ممکن است چنین کسى که مشمول و محکوم قوانین طبیعت و تغییرات جهان ماده است، خداوندى ازلى و ابدى باشد.[30]
در چند آیه قرآن، از حضرت عیسى تعبیر به" کلمه" شده است و این تعبیر به خاطر آن است که اشاره به مخلوق بودن مسیح کند. همانطور که کلمات مخلوق انسان است، موجودات عالم آفرینش، هم مخلوق خدا هستند، و همانطور که کلمات، اسرار درون را بیان مىکند و نشانهاى از صفات و روحیات شخص گوینده است، مخلوقات این عالم نیز روشنگر صفات جمال و جلال خدایند. به همین جهت در چند مورد از آیات قرآن، به تمام مخلوقات اطلاق کلمه شده است.
مبحث نهم
حضرت عیسی وحضرت یحی
بر اساس منابع اسلامی حضرت عیسی پسر خاله حضرت یحیی بود، چرا که مریم، خواهر همسر حضرت زکریا بود[31].همچنین حضرت یحیی شش ماه از حضرت عیسی بزرگتر بود.[32]
حضرت یحیی و عیسی از جهات عدیدهای همچون بشارت به ولادتشان و رسیدن به مقام نبوت در سن طفولیت بایکدیگر شباهت داشتهاند.[33]
یحیی نخستین کسى بود که نبوت عیسی مسیح را تصدیق کرد و به سوى او دعوت نمود، و چون در میان مردم به زهد و پاکدامنى، مشهور بود، گرایش او به مسیح اثر عمیقى در توجه مردم به او گذاشت.
داستان شهادت حضرت یحیی در منابع اسلامی با پاره ای اختلاف نسبت به نقل تورات این چنین آمده است:
«هرودیس» پادشاه هوسباز یهودیه در فلسطین، عاشق «هیرودیا» دختر برادر خود شد، لذا تصمیم به ازدواج با او گرفت.
حضرت یحیی که به فرمان عیسی مسیح، مأمور ابلاغ ممنوعیت ازدواج با دختر برادر شده بود، صریحا اعلام کرد که این ازدواج نامشروع است و مخالف دستورات تورات مىباشد.
سر و صداى این مسأله در تمام شهر پیچید و به گوش آن دختر (هیرودیا) رسید. او که یحیى را بزرگترین مانع راه خویش مىدید، تصمیم گرفت در یک فرصت مناسب از وى انتقام گیرد و این مانع را از سر راه هوسهاى خویش بردارد.
او ارتباط خود را با عمویش بیشتر کرد و آن چنان در وى نفوذ کرد که روزى هیرودیس به او گفت:هر آرزویى دارى از من بخواه که منظورت مسلما انجام خواهد یافت.
هیرودیا نیز سر یحیی را طلب کرد. هیرودیس که دیوانهوار به آن زن عشق مىورزید بىتوجه به عاقبت این کار تسلیم شد و سر یحیى را نزد آن زن بدکار حاضر ساختند اما عواقب دردناک این عمل، سرانجام دامان او را گرفت.[34]
بر این اساس حضرت یحیی در زمان حضرت عیسی به شهادت رسید و برخی روایات نیز به صراحت بر این مطلب اشاره دارد.[35]
مبحث دهم
به صلیب رفتن حضرت عیسی
آیات قرآن به صراحت مسئله به صلیب رفتن عیسی را نفی میکند و میگوید: ... [یهودیان] نه او را کشتند، و نه بر دار آویختند؛ لکن امر بر آنها مشتبه شد.[36]
در اناجیل قرائنی وجود دارد که مسئله به صلیبرفتن عیسی را تکذیب میکند از جمله آنکهدر اناجیل مى خوانیم که شخص محکوم بر چوبه دار از خدا شکایت کرد که چرا او را تنها گذارده و به دست دشمن براى قتل سپرده است.
اگر مسیح براى این به دنیا آمده که به دار آویخته شود و قربانى گناهان بشر گردد، چنین سخن ناروایى از او به هیچوجه درست نبوده است. این جمله به خوبى نشان مىدهد که شخص مصلوب، آدم ضعیف، ترسو و ناتوانى بوده است و نمىتواند جناب مسیح باشد.
مبحث یازدهم
صعود حضرت عیسی به آسمان
در مورد کیفیت عروج عیسی به آسمان بین علمای اسلامی اختلاف است. ولی قدر مسلم این است که عیسی با همین بدن زمینی بدون این که از دنیا برود، به آسمان رفت.[37]
او قبل از عروج به آسمان، "شمعون صفا" را به امر خدا، به عنوان وصیّ و جانشین خود قرار داد.[38]
بر اساس روایات متعدد، حضرت عیسی در زمان ظهور حضرت مهدی علیهالسلام بر میگردد و پشت سر او نماز میخواند.[39]
نتیجه گیری
حضرت عیسی از مادر خود مریم متولد شد. مریم بدون اینکه ازدواج کند به امر پروردگار حامله شد وطفل را بدنیا آورد که دارای شریعت خاص بود. در مورد اینکه پدر ویا خانواده او نجار بود اتفاق نظر وجود ندارد. عیسی یک واژه عبرانی است که به معنای نجات دهنده است. کتاب انجیل برای حضرت عیسی فرستاده شده است تا بوسیله آن انسان ها را هدایت الهی کند. در مورد شرح زندگی حضرت عیسی کتاب انجیل امروزی نمی تواند منبع قرار گیرد وانجیل به عنوان زندگی نامه حضرت عیسی مطرح شود. معجزه آن حضرت از گِل پرنده ساختن، مرده را زنده ساختن وکور مادر زاد را بینا کردن بود. دین حضرت عیسی که به مسیحت مسمی است تا اکنون در جهان بیشترین پیروان را نسبت به ادیان دیگر دارد. مسیحی ها معتقدند که حضرت عیسی به صلیب آویخته شده ولی باور دیگری که وجود دارد حضرت عیسی به آسمان رفته ودر ختم دنیا ظهور خواهد کرد. اعتقاد که در نزد پیروان آن حضرت وجود دارد آن را پسر خدا میداند در حالی حضرت عیسی بنده خدا است.
منابع
۱.آیه های قرآن عظیم الشان.
۲. بلاغی، سید عبد الحجت؛ حجه التفاسیر و بلاغ الاکسیر؛ انتشارات حکمت، قم، 1386ق.
۳..بینا، أنوار التنزیل و أسرار التأویل، ج۲.
۴.. حویزى،عبدعلىبنجمعه؛ نور الثقلین؛ انتشارات اسماعیلیان، قم ایران، 1415ق.
۵. طبا طبایی، محمد حسین، تفسیر المیزان، ۱۴۱۷ قمری، ج۳.
۶. طبرسی، تفسیر جوامع الجوامع الجامع، ج ۱.
۷. قرشى، سید على اکبر، قاموس قرآن، ج۵،
۸. مجلسی، محمد باقر، بحارالأنوار ، ج۱۴.
۹.محمد بن علی بن بابویه قمی؛ عیون اخبار الرضا؛ انتشارات جهان، 1378ق.
۱۰. مکارم شیرازی،ناصر؛ تفسیر نمونه؛ ناشر دار الکتب الاسلامیة، تهران، 1374.
۱۱. مصطفوی، حسن؛ التحقیق فی کلمات القرآن الکریم؛ بنگاه نشر و ترجمه کتاب، تهران ایران، 1360ش، ج12.
۱۲.ری شهری، محمدی، حکم النبی الأعظم صلى الله علیه و آله و سلم، ج۲.
۱۳. https://fa.wikipedia.org/wiki/عیسی.
[1] . انبیاء آیه 91 و تحریم آیه 12.
[2] . حویزى،عبدعلىبنجمعه؛ نور الثقلین؛ انتشارات اسماعیلیان، قم ایران، 1415ق،ج1ص569.
[3] . بلاغی، سید عبد الحجت؛ حجه التفاسیر و بلاغ الاکسیر؛ انتشارات حکمت، قم، 1386ق،ج1ص545.
[4] . سوره آل عمران، آیه 42.
[5] . سوره آل عمران، آیه ۴۵.
[6] .سوریه مریم، آیه ۲۰-۲۷.
[7] .سوریه مریم، آیه ۲۷-۳۴.
[8] .سوره آل عمران، آیه ۵۲.
[9] . طبا طبایی، محمد حسین، تفسیر المیزان، ۱۴۱۷ قمری، ج۳، ص۲۱۲.
[10] . قرشى، سید على اکبر، قاموس قرآن، ج۵، ص۸۲.
[11] . طبا طبایی، همان اثر، ج ۳، ص ۱۹۴.
[12] .طبرسی، تفسیر جوامع الجوامع الجامع، ج ۱، ص ۱۷۴.
أنوار التنزیل و أسرار التأویل، ج۲، ص۱۳.
[14]. آل عمران، آیه49 و مائده، آیه 110.
[15] . https://fa.wikipedia.org/wiki/عیسی.
[16] . https://fa.wikipedia.org/wiki/عیسی.
[17] . https://fa.wikipedia.org/wiki/عیسی.
[18] . ترجمه المیزان، ج۳، ص۴۴۱.
[19] .اعراف، آیه ۱۵۷.
[20] .صف، آیه ۶.
[21] . آلعمران آیه 3؛ مائده آیههای 46، 110؛ حدید آیه 27.
[22] . طباطبائی، محمد حسین؛ پیشین؛ ج3، ص9 و مکارم شیرازی،ناصر؛ پیشین؛ ج2، ص423.
[23] . مصطفوی، حسن؛ التحقیق فی کلمات القرآن الکریم؛ بنگاه نشر و ترجمه کتاب، تهران ایران، 1360ش، ج12ص40و41.
[24] . سوری شوری، آیه ۱۳.
[25] . مصطفى، دلشاد، سیره نبوى «منطق عملى»، تهرانى، ج۱، ص۲۹۲.
[26] . ری شهری، محمدی، حکم النبی الأعظم صلى الله علیه و آله و سلم، ج۲، ص۲۸۱.
[27]. مجلسی، محمد باقر، بحارالأنوار ، ج۱۴، ص۲۸۹.
[28] . سوریه مریم، آیه ۳.
[29] .سوریه نساء، آیه ۱۷۱.
[30] . مکارم شیرازی،ناصر؛ تفسیر نمونه؛ ناشر دار الکتب الاسلامیة، تهران، 1374، ص49-۵۳.
[31] . مجلسی، محمد باقر؛ پیشین؛ ج14، ص173.
[32] . مکارم شیرازی،ناصر؛ پیشین؛ج2، ص534.
[33] . طبا طبایی، تفسیر المیزان؛ پشین؛ ، ج14ص34
[34] . مکارم شیرازی،ناصر؛ پیشین؛ج13، ص30.
[35] . مجلسی، محمد باقر؛ پیشین؛ ج6، ص170.
[36] . آل عمران آیه 157.
[37] . طباطبائی، محمد حسین؛ پیشین؛ ج5، ص133.
[38] . مجلسی، محمد باقر؛ پیشین؛ ج14، ص249.
[39] . محمد بن علی بن بابویه قمی؛ عیون اخبار الرضا؛ انتشارات جهان، 1378ق، ج2ص202.
+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم بهمن ۱۳۹۹ ساعت 9:22 توسط ميرحسين «تلاش»
|