نظام حقوقی استخدام عمومی در پرتو نظام اداری شایسته سالار در افغانستان- میرحسین تلاش
نظام حقوقی استخدام عمومی در پرتو نظام اداری شایسته سالار در افغانستان
میرحسین تلاش[1]
چکیده
ادارات دولتی برای پیشبرد امور شان، نیازمند نیروی بشریاند. برای گماشتن افراد، شرایط ومعیارهای مشخصی را در قوانین استخدام وضع مینمایند. اما شرایط وضعی، با شاخصهای شایستگی باید تطابق داشته باشد. چون رعایت اصل شایستگی موجب مقبولیت، مشروعیت وثبات نظام اداری- سیاسی میشود که توجه ارباب رجوع ومردم را به خود جلب میکند و منتج به اعتماد بخشی ادارۀ دولت نزد شهروندان میگردد. بدین لحاظ، دانستن مفاهیم استخدام وشایستگی برای مدیران در جذب وحفظ نیروی بشری با اهمیت است. مقاله حاضر هم با شرح مبانی نظری استخدام عمومی وشایستگی وتطبیق آن با قوانین استخدام در افغانستان میپردازد.
واژگان کلیدی: استخدام عمومی، نظام حقوقی، نظام اداری، شایستگی وشایسته سالاری.
مقدمه
استخدام به معنی گماشتن فرد به شغلی در فرهنگهای مختلف تعریف شده است. اما طبقه بندی شغل وادارۀ که فرد در آن استخدام میشود، متفاوت میباشد. بنابراین، اداره را از نظر هدف میتوان به عمومی وخصوصی تقسیم کرد. هدف ادارات خصوصی، کسب منفعت شخصی بوده ولی ادارات دولتی؛ به مقصد منفعت عمومی وانجام خدمت برای شهروندان فعالیت میکند. از این نظر استخدام افراد در ادارات دولتی تحت عنوان استخدام عمومی مورد مطالعه قرار میگیرد. نحوۀ استخدام توأم با شرایطی انجام میپذیرد که مستخدم، شغل مربوط را به وجه احسن آن انجام داده بتواند. به عبارت دیگر، فرد سزاوار استخدام در وظیفه محوله باشد تا موجب زدودن رضایت مراجعین نشود وسکتگی در ادارۀ امور رًخ ندهد. برای تفکیک افراد در گماشتن به شغل، باید شرایطی را در قوانین استخدام با درک از مفهوم شایستگی وشایسته سالاری مبتنی بر شاخصهای آن وضع نمود.
شایستگی مبیین لیاقت فرد در انجام شغل است. اما استعداد فرد را در استخدام چگونه درک کرد؟ مستلزم شناخت ملاکهایی خواهد بود تا تشخیص داده شود چی کسی را به کدام شغلی گماشت. پس شایستگی از از معیارهایی برخوردار میباشد که به اساس آن ظرفیت مستخدم مورد شناسایی قرار میگیرد.
اگر ما بتوانیم افراد را با شرایط قوانین استخدام وبا رعایت اصول شایستگی در ادارۀ دولت برگزنیم، در حقیقت آثاری را ببار میآورد که در نتیجۀ آن؛ نظام اداری شایسته سالار بوجود خواهد بود. اینکه نظام اداری شایسته سالار چیست؟ استخدام وشایستگی چی مفاهیمی دارد واز کدام ویژگی برخوردار است؟ آیا نظام حقوقی استخدام عمومی افغانستان تطابق با معیارهای شایستگی ومبانی نظری استخدام دارد؟ در این مقاله به آن میپردازم. ولی بنظر میرسد، قوانین استخدام موضوع شایستگی وشایسته سالاری را رعایت نموده، ممکن عدم حاکمیت قانون مانعی باشد برای تطبیق قواعد مزبور.
برای کسب معلومات مراجعه به کتابخانه با بدست آوردن کتب، مقالات وقوانین وجستجوی منابع انترنتی شده است. موضوع استخدام، شایستگی ونظام اداری شایسته سالار مباحثی زیاد دارد، اما بدیع بودن این تحقیق جنبۀ تطبیقی آن است. این مقاله دومبحث دارد: "مبحث اول) مبانی نظری استخدام عمومی وشایسته سالاری، مبحث دوم) مناقشۀ نظام حقوقی استخدام عمومی افغانستان و شایسته سالاری."
مبحث اول) مبانی نظری استخدام عمومی وشایسته سالاری
در این مبحث به مسایلی مفاهیم استخدام، استخدام عمومی با تفکیک از خصوصی بودن آن، مفهوم شایستگی وشایسته سالاری ومختصات نظام اداری شایسته سالار پرداخته شده است.
بنداول) استخدام عمومی
الف)تعریف استخدام
استخدام عمومی در اخص کلمه به آن مستخدمی گفته میشود که در دستگاه اجرایی کشور(قوه مجریه) به طور رسمی یا پیمانی متصدی یک شغل سازمانی است. لیکن مستخدم عمومی شامل کلیه مستخدمین اداری هر سه قوه می باشد.[2]
ب)تفکیک عمومی وخصوصی بودن استخدام
عمومی بودن استخدام به معنای دولتی بودن آن است، که مستخدمین دولت را نسبت به کارمندان ادارات خصوصی متمایز میسازد. در این مقاله، استخدام عمومی(گماشتن کارکنان ادارات دولتی) مورد بحث قرار میگیرد. در اینجا مستخدمین به کسانی گفته میشود، که در نظام اداری دولت؛ مشغول انجام اموراند. برای شناختشان در نظام اداری دولت، باید چند ویژگی مربوط را تبیین نمود تا با سائیری نیروی بشری ادارات خصوصی ودولتی تفکیک گردند.
- دولتی بودن اداره
1-1.اشغال خدمت در اداره دولتی یا مؤسسه دولتی
منظور اشتغال به خدمت یا وظیفه در وزارتخانهها یا مؤسسات دولتی است که در پیشبرد امور اداری جهت انجام خدمات عامه، اداره را یاری رساند. به عبارت دیگر، مستخدم در ادارۀ دولت به وظیفه مربوطه گماشته میشود.[3] اداره چیست؟ واژه اداره از واژ ه لاتین adminstrare گرفته شده است و آن دو معنی دارد:1)خدمت کردن. 2) سازمان. در معنی اول، اداره به مجموع عملیات و فعالیتهایی گفته میشود که برای نیل به هدف معینی انجام میگیرد. در معنی دوم واژه اداره به دستگاهی اطلاق میشود که عهده دار انجام آن عملیات و فعالیتهاست و این دو میتواند خصوصی یا عمومی باشد.[4]
2-1.انجام خدمت در ادارات و موسسات دولتی
محلانجام خدمت مستخدم، در مؤسسه وادارات دولتی است. مؤسسه دولتی عبارت از واحد تشکیلاتی که به اساس قانون یامقررات اداری از طرف مقامات دولتی مدیریت ورهبری میشود. بدین مفهوم، مستخدم باید در اداره دولتی وظیفه خود را انجام بدهد.[5]
2. نظریه اصول عملی
اصول پراگماتیسم در استخدام، به معنی عمل باوری که از واژه یونانی pagmaگرفته شده است به اقدام و عمل میاندیشد که حقیقت داشته باشد.[6] یعنی چگونگی انجام وظیفه معیار برای شناخت مستخدمین ادارات دولتی، میباشد. از اینکه مستخدم در نظام اداری دولت وظیفه خود را انجام میدهد، از این نظر برای شناخت شان چند اصل زیر وجود دارد:
ü اصل اول: جایگاه داری
مستخدم در ادارات دولتی مستقیماً تحت نظر مقامات اداری در تنظیم اوراق، مدارک و اسناد مربوطه ویا سایر امور اداری وظیفه خود را انجام میدهد.
ü اصل دوم: مقنن نیستند.(مستخدم به عنوان قانونگذار در اداره دولتی کار نمیکند، بلکه در پیشبرد امور اداری ممد واقع میشوند.)
ü اصل سوم: قاضی نیستند.(مستخدم از مقام قضاوت برخوردار نیست.)
ü اصل چهارم: نیروی انتظامی نیستند.(مستخدم شامل نیرویهای امنیتی نمیشوند.)
ج)مبانی نظری شرایط و اصول حاکم دراستخدام
1. اصل عدم تبعیض
استخدام فرد نباید با ملاحظات قومی، سمتی، زبانی، مذهبی وحزبی...صورت گرد.
2. اصل برابری
شرایط استخدام در حین بست باید یکسان باشد.
3. اصل شایستگی و اهلیت
در مطابقت به شرایط بست باید شایستگی واهلیت فرد را در انجام شغل مربوط رعایت کرد.
د) نظریه اصول عام و فن استخدام اداری(طبقه بندی مشاغل)
هنگام بررسی استخدام، اطلاق براستخدام مبتنی برمعیارهای درست و علمی است که براساس سیستم طبقه بندی مشاغل طرح ریزی شده باشد. منظور از طبقه بندی یا تصنیف مشاغل این است که مشاغل موجود در یک اداره از نظر دشواری و کیفیت کار و مسؤلیت از یک طرف و اندازه معلومات متصدی و هماهنگی مشخصات وی با شغل مورد نظر از جانب دیگر، با هم مطابقت داشته باشد تا بدین وسیله؛ مفهوم وافق لیاقت وشایستگی درکارو پرنسیب حقوق مساوی دربرابرکار مشاغل تحقق یابد.
دراینجا نظر به اهمیت ونقش ارزنده طبقه بندی در سرعت و صحت کار، تأمین عدالت و اقعی استخدام و پرداخت حقوق مناسب به کارکنان درباره خصوصیات روش علمی طبقه بندی مشاغل که شرط اساسی برای ایجاد اداره سالم محسوب میشود و ازجمله فنون منطقی استخدام است، به اجمال صحبت مینمایم.
الف - برای تعیین نیازمندیهای شغلی از لحاظ امورمالی مبنای صحیحی به دست داده طریق اعمال رویه های تنظیم و کنترل بودجه را تسهیل میکند.
ب - معلومات لازم را در خصوص محتوای مشاغل فراهم نموده، درنتیجه مسائل تشکیلاتی و روشهای اداری را تجزیه و تحلیل نموده و موارد تداخل وظایف، عدم هماهنگی و نظایر آن را که ممکن است در گردش کارها وجود داشته باشد، آشکار میسازد.
علاوه براین دو خصوصیات، تحلیل و تصنیف وظایف دردستگاههای دولتی واجد این اهمیت است که به کارکنان اطمینان میدهد که بین مصارف و خدمات انجام شده، ارتباط منطقی وجود دارد.
به طور کلی در پیاده کردن تحلیل و تصنیف وظایف، اقدامات ذیل رعایت میگردد:
ü شرح شغل: شامل اطلاعات مربوط به وظایف پست، اطلاعات مربوط به مسؤلیتهای پست ونیز معلوماتی درباره مهارتهای لازم برای انجام دادن صحیح مربوط به پست،
ü تنظیم و رشته بندی کلیه صنوف مشاغل،
ü اجرای مداوم تصنیف وتحلیل وظایف،
ü 4. استاندارد کردن شغل.
در تصنیف وطبقه بندی مشاغل به منظور نوآوری اداری، ایجاد اداره سالم وعلمی و تأمین عدالت اجتماعی از طریق یافتن حقوق مساوی دربرابر کارهای مشابه، سپردن کار به کارکنان واجد شرایط و روشن شدن شرایط احراز به پست بالاتر با توجه به ارزیابی منطقی، جلب اعتماد کارکنان و حصول رضایت مراجعان، وجود یک طرح تصنیف و طبقه بندی علمی در کلیه مشاغل دولتی ضروری است که براساس تجزیه وتحلیل وظایف، خصوصیات و مشخصات پست و متصدی استوار باشد. این روش نه تنها معیارهای صحیح استخدام، ترفیع، انتقال مانند آن را به دست میدهد، بلکه در طرح پلانهای نیروی انسانی، تشکیلات و در نهایت حصول هدفهای نوآوری و اصلاحات اداری توأم باتوسعه اقتصادی را میسر میسازد. براساس توضیح و تشریح وظایف و تعیین رشتههای شغلی، صلاحیت و مسؤلیت کارکنان را روشن و کنترل سیستماتیک را تسهیل میکند. از طریق اعمال روش در طبقه بندی، علاوه برحذف قدمهای زاید کار، ترتیب روشهای درست و منطقی به دست آمده از اعمال مدیریت علمی تحقق مییابد. بناً فشرده از اهداف تصنیف و طبقه بندی مشاغل را میتوان حسب آتی ذکر کرد:
ü الف) برای پرداخت حقوق مساوی دربرابر کارهای مشابه یک ضابطه منطقی به دست میدهد.
ü ب) محتوای شغل به صورت عینی و واقعی تعریف شده و نحوه انجام کار با وظایف پست مقایسه و اندازه گیری میشود.
ü ج) معلومات لازم د رمورد شغل فراهم شده براساس آن آموزش ضمن خدمت پایه گزاری میگردد.
ü د) شالوده حسن تفاهم مشترک بین سرپرستان و کارکنان در خصوص حقوق قابل پرداخت برقرار و روابط مثبت و مؤثر کارکنان اداره تسهیل میشود.
ü ه) چون تصنیف و طبقه بندی براساس تجزیه و تحلیل استوار است، لذا دشواری، پیچیدگی و مسئولیت شغل مربوط را روشن میسازد.
ü و) برای تأمین نیازمندیهای کارکنان از لحاظ امور مالی منابع صحیح را به دست میدهد.[7]
بنددوم)شایسته سالاری ونظام اداری شایسته سالار
الف) تعریف
شایستگی یا شایستن در لغت؛ شایان، درخور، لایق وسزاواررا گویند.[8] تعریف اصطلاحی آن توسط دانمشندان به صورت مختلف انجام شده است.
بیلتون :"شـایسته سالاری دیدگاهی است كه براساس آن شهروندان از طریق نظامهای آموزشی مدرسه و دانشگاه و با تـلاش و كوشش فراوان، استعدادهای خود را شكوفا كرده و در نهایت، در جامعه فارغ از طبقه اجتماعی، ثروت، نژاد، قومیت و جنسیت برای تصدّی مناصب مختلف، تنها براساس شایستگی ذاتی برگزیده می شوند." در این جا بررسی ما برای تحقق شایسته سالاری بمنظوری است تا امرعمومی به خوبی مورد اجرا قرار گیرد. اینکه امر عمومی چیست؟ عبارت است از آنچه که انسانها را به هم پیوند میدهد و مبنای توجیه اداره آنها را برای زندگی باهم شکل میدهد.[9]
لاوسون وگـــارود در كتاب الفبای جامعه شناسی، نظام شـــایـسـتـــه ســـالاری یـــا مــریـتــاكــراســی [10]چنیـن تعـریـف شـده اسـت:"نظـام شایسته سالاری عبارت است از نظامی كه در آن مزایا و موقعیتهای شغلی تنها براساس شایستگی و نه بر مبنای جنسیت، طبقه اجتماعی، گروه قومی یا ثروت به افراد تفویض میشود."
نگارنده: نظام اداری شایسته سالار عبارت از نظامی است که استخدام افراد به اساس ملاک شایسته سالاری مانند؛ تخصص گرایی بر پایه علم محوری یا تجربه محوری، توانایی و مهارت نزد فرد در ایجاد خلاقیت، نوآوری و ابتکار وجود داشته باشد وتوأم با شاخصهای عدالت، بدون در نظرداشت؛ قبیله، زبان، قوم، مذهب و موقعیت اجتماعی آنان وارد شغل در نظام شوند. خلاقیت چیست؟، خلاقیت عبارت است از به کار گیری تواناییهای ذهنی برای ایجاد یک فکر یا مفهوم جدید.[11]
ب)نگاهی تاریخی
اصطلاح شایسته سالاری برای اولین بار توسط مایكل یانگ، جامعه شناس انگلیسی، در سال 1958 در كتاب "طلوع شایسته سالاری،" مطرح شد. وی در كتاب خود موقعیت اجتماعی افراد را در آینده، تركیبی از بهره هوشی و تلاش و كوشش فراوان دانسته بود. بحث شایسته سالاری در گذشته بیشتر از دید نظامیگری بررسی میشد. بدین مفهوم، بهترین جنرال را برای رهبری سربازان در جنگ بر میگزیدند. سپس بحث شایسته سالاری درسال 1949 در دانشگاه کالیفرنیا در امریکا با دایر نمودن کانون ارزیابی مدیران دولتی بالا گرفت تا اینکه این موضوع وارد یک شرکت خصوصی T&AT شد. سرانجام این بحث در ادارات دولتی مطرح گردید.
در مـیـان كـشـورهـای مـعـاصـر جـهـان، جمهوری سنگاپور تنها كشوری باشد كه با تأكید بر شناسایی و رشد جوانان نخبه برای تصدّی مشاغل مـدیـریتـی كشـور، نـزدیـك تـریـن نظـام را به نظام شایسته سالاری نسبت به سایر كشورهای جهان در اختیار داشته باشد. زیرا از نگاه رهبران این كشور، داشتن مدارك علمـی بیانگر تلاش و كوشش فراوان همراه با استعداد و هوش شهروندان است. مـثــال دیـگــری از كـشــورهــای دارای نـظــام شایسته سالاری، فنلاند قرن نوزدهم است كه با وجود حاكم بودن طبقه اشراف، ولی در عمل افراد بـاسـواد و تحصیل كـرده بـر ایـن كشور حكومت می كردند.[12] همان طور در کشورهای دیگری مانند فرانسه، جاپان وکره جنوبی بحث شایسته سالاری نیز بالا گرفته است.
ج)اهميت و ضرورت شايستهسالارى
رعایت شایسته سالاری در ادارات دولتی موجب مقبولیت امور اداری، ثبات نظام اداری وسیاسی و جلوه نمودن مشروعیت در افکار عامه میشود. همچنان استخدام فرد برمبنای معیارهای شایسته سالاری باعث رضایت بخشی فرد از انجام وظیفه و نزد ارباب رجوع از اعتماد برخوردار میباشد.
د)فرهنگ شایسته سالاری
نگاه کردن به شایسته سالاری به عنوان یک فرهنگ است و همین نهادهای فرهنگی در این زمینه نقش بالایی دارند.دانشگاهها باید مباحث شایسته سالاری را در تحقیقات و میزگردها و سمینارها مطرح کنند. البته در عملکردها و ارزیابیها هم مثل آموزش و پرورش میتوانند عمل کنند. جامعه باید ارزشهای اولویت دار را تعیین بکند و نسبت به آن متعهد باشد و اگر کسانی غیراز این ارزشها از مسیرهای دیگری رشد میکنند جلوش را بگیرد. این تعبیر نیروی انتظامی که ما نا امن بکنیم محیط را برای خلافکاران بسیار تعبیر قشنگی است و عکس آن هم این است که ما برای کسانی که کار درست انجام میدهند امنیت برقرار بکنیم و فضای رشد ایجاد کنیم. مردم آن ادراک صحیح از شایسته سالاری را داشته باشند و بعد شایستهها را معرفی و تبلیغ کنیم.
فرهنگ شایسته سالاری را باید طی فرایند آن بیان کنم که سامانه شایستگی به منزله موضوعی بدیع و مجموعهای پیچیده از سازو کارهایی است که میبایست طی فرایندی بلند مدت، علمی و سنجیده در ادارات و سازمانها استقرار یابد.
1.شایسته خواهی
2.شایسته شناسی
3.شایسته سنجی
4. شایسته گزینی
5.شایسته گیری
6.شایسته گماری
7.شایسته داری
8.شایسته پروری
نظام شایسته سالار باید با فراهم نمودن زمینههای پرورش مدیران بالفعل و بالقوه را از طریق آزمونهای کوتاه مدت و دراز مدت، آنان را به مراتب بالاتر بینش و آگاهی و توانمندی سوق دهد که به موازات، این نظام بستر پذیرش مسئولیتهای سنگین تر و ایفای اثر بخش وظایف را ایجاد مینماید.[13]
ح)ویژگی شایستگی ونظام اداری شایسته سالار
1. ویژگی شایستگی
دکتر ابوالعلایی:نسبی بودن شایستگی
درمورداینکه شایستگی یک مفهوم مطلق است یا نسبی باید بگویم که این بدیهی است که نسبی است. ما درمورد شایستگی نسبی آدمها در مقایسه با هم و در مقایسه با انتظاراتی کــــــه ازقبل تعریف شده سخن میگوییم. بنابراین برای هر نقشی و هر شغلی و برای حضــور در هر سازمان و هر موقعیتی، بعضــیها مناسبتر و شایستهتر هستند و بعضیها کمتر مناسب و کمتر شایسته.
دکتر انصاری: تغییرپذیری شایستگی
ما شایستگی را به عنوان یک رویکرد نسبی؛ یعنی نگاه کردن به شایستگی و به عنوان یک امر تکاملی و نه یک امر ثابت و ذاتی می پذیریم. خوشبختانه همه دوستان هم قبول داشتند که به تناسب پیشرفتها نوع شایستگی و ویژگیها هم تغییر میکند. بنابراین شایستگی یک امر تغییرپذیر است. شایستگی یک امرمطلق نبوده بل یک امر نسبی ناپایدار است که به تناسب پیشرفتها ملاک قرار داده میشود.
- ویژگی نظام اداری شایسته سالار
نویسندگان وارایه کنندگان این بحث ویژگیهای زیر را برای نظام اداری شایسته سالار بیان نموده اند:
ü نظام گرا و همه سو نگر.
ü پاسخگو وشفاف.
ü شهروند مدار، خدمتگزار و مردم سالار.
ü مشارکت جو و مشارکت پذیر.
ü آینده بین قانونمدار، ضابطه مند و اخلاق گرا توسعه گرا و نواندیش.
3.معیار های عمومی شایستگی
1-3. عدالت
عدالت دارای چند اصل زیراند:
ü آزادی: فرد به اختیار خود شغل مورد نظر را انتخاب نماید.
ü برابری: افراد که تحت شرایط یکسان قرار دارند، باید در شغل مشابه استخدام شوند.
ü مساوات: در برابر شغل مشابه از حقوق، امتیازات و تکالیف یکسان برخوردار باشند.
عدالت باعث دوام و مقبولیت نظام اداری و سیاسی یک کشور میشود. عدالت عبارت از فضایل نهادینه شده و سیاسی میباشد مشروعیت یک دولت مبتنی بر ادعای آن دولت بر تحقق عدالت است.[14]
2-3. قانونمند بودن
معیارهای شایستگی باید قانونمند باشند. قانونمند بودن معیارهای شایستگی بدین معناست؛ مصلحت گرایی، قوم گرایی، قبیله گرایی، مذهب گرایی...وجود نداشته باشد ومعیارهایی را که شایستگی دارد، قانونگذار در وضع قانون آن را در نظر گیرد. «از مشاغل دولتی گمان میبرند که مهمترین کارها را بدست دارند و شایسته امتیازها و حقوق بیشتر هستند.[15]». قانونی بودن شایستگی میتواند آرمانهای مردم را در نزدیک شدن برای رسیدن به عدالت کمک کند.« بسیاری از آرمانهای مرتبط با قانون، به ویژه آرمانهای حاکمیت قانون و همگونی با عدالت، به ایجاد الفت، شکل گیری هویت، گسترش اعتماد و تقویت تبعیت کمک میکند.[16]
دلایل مربوط به لزوم به اطاعت از قانون به طور کلی در چهار دسته زیر قرار میگیرند.
1. دلایل مربوط به حق شناسی 2. دلایل مربوط به انصاف 3.دلایل مربوط به رضایت ضمنی 4. دلایل مربوط به سودمندی عمومی. استدلال بر اساس حق شناسی با این ملاحظه شروع میشود که کلیهی افراد، حتی کسانی که در انزوای اجتماعی هستند، از اجرای قانون به نحوی سود میبرند. بر اساس این دیدگاه، شخصی که از دیگری بهره میبرد، نوعی وظیفهی حق شناسی در قبال بهره رساننده خواهد داشت. تنها راه منطقی برای اداء این حق شناسی به حکومت، اطاعت از قوانین حکومتی میباشد.[17]
3- 3. تخصص گرایی برمبنای علم محوری و تجربه محوری
باید بررسی کنیم، ویژگی فرد برای کدام بست اختصاص یافته است. (از نظر دانش وتجربه که مستخدم دارد.)
4- 3.توانایی و مهارت فرد برای انجام شغل
فرد باید توانا ودارای مهارتی باشد که از عهده انجام شغل برآید.
مبحث دوم) مناقشۀ نظام حقوقی استخدام عمومی افغانستان و شایسته سالاری
بنداول)بررسی مفاهیم مستخدم وشایستگی در قوانین افغانستان
الف)مستخدم
قانون کارکنان خدمات ملکی افغانستان مستخدم را در این قانون تحت عنوان کارکنان خدمات ملکی تصریح نموده: " کارکنان خدمات ملکی مشتمل است بر مامور و کارکن قراردادی خدمات ملکی."
ب)شایستگی
شایستگی را قوانین افغانستان تعریف نکرده، اما از آن در شرایط استخدام از آن نام برده، که در قسمت ارزیابی شرایط خاص خواهید خواند. اما قانون مدنی افغانستان اهلیت را که گاهی مشابه به شایستگی استفاده مینمایند، توضیح داده است.« اهلیت، در عربی اهلیه – شایستگی، سزاواری، لیاقت وصلاحیت، استیفا و تمتع، به فارسی سزاواری و شایستگی است. در علم حقوق عبارتند از صلاحیت قانونی برای دارا بودن حق ( اهلیت استحقاق) و یا اعمال حق ( اهلیت استیفا). اهلیت استحقاق آن است که شخص بتواند به استناد قانون مملکت دارای حقوق شود. اهلیت در عقد آن است که عاقد عاقل، خردمند، با عقل هوشیار، زیرک، بالغ (بلوغ شرعی) رسیده، از هر چیزی رسا، به حد بلوغ رسیده، جوان، رشید، راه راست یافته، رستگار، دلیر، شجاع، خوش قدوقامت، هادی و راهنما، باشد.[18]».
قانونی مدنی افغانستان با توجه به سن، صحت وفقدان صحت فرد، اهلیت را تصریح نموده: " ماده 39: سن رشد هجده سال مکمل شمسی میباشد. شخص رشید در حالت صحت در اجرای عقل در اجرای معاملات، دارای اهلیت حقوقی کامل شناخته میشود.
ماده 41: شخص ممیزیکه به سن رشد نرسیده یا اینکه به سن رشد رسیده اما سفیه یا مبتلا به غفلت کاری باشد، ناقص اهلیت پنداشته میشود.
ماده 42: شخص ناقص اهلیت و فاقد آن تابع احکام و صایت، ولایت و قوامت مطابق به شرایط و قواعد پیش بینی شده این قانون میباشد."
بند سوم ماده پنجاهم قانون اساسی افغانستان: اتباع افغانستان بر اساس اهلیت وبدون هیچگونه تبعیض و به موجب احکام قانون به خدمت دولت پذیرفته میشوند.
ماده نهم قانون نظارت بر تطبیق استراتژی مبارزه علیه فساد اداری:" ارزیابی چگونگی شفافیت، شایستگی لیاقت وعدالت در مراحل استخدام" از جمله وظایف این اداره میباشد. در نتیجه، واژه شایستگی در قوانین بکار برده شده، اما تعریفی از آن صورت نگرفته واهلیت هم نسبت به شایستگی از نظر مفهوم وکاربرد متفاوت است. شایستگی شاخصهای خود را برای انجام شغل نسبت به اهلیت متفاوت دارد، اما در ردیف شرایط هردو بیان میگردد. به عبارت دیگر، شایستگی دانش ومهارت انجام شغل را میخواهد واهلیت هم صحت بودن جسم و روان وسن را مطابق قوانین متقاضی میباشد. ممکن از نظر لغوی گاهی در جای خاصی مشابه استفاده شوند.
بند دوم) شرایط ورود به خدمت در ادارات دولتی افغانستان
1.ارزیابی شرایط عام ورود به خدمت
ماده هفتم قانون کارکنان خدمات ملکی افغانستان، شخصی به صفت مامور در ادره خدمات ملکی استخدام میشود که واجد شرایط ذیل باشد:
1. تابعیت افغانستان را داشته باشد.
2. سن وی از هجده سال بیشتر نباشد.
3. تصدیق صحی از مراجع ذیصلاح را داشته باشد.
4. سند فراغت بکلوریا یا بالاتر آنرا از مؤسسات رسمی تعلیمی داخل یا خارج کشور داشته
باشد.
5. به حکم قطعی ونهائی محکمه ذیصلاح، به جرم جنایت محکوم نگریده باشد.
شرایط متذکره، بصورت عام آن تصریح شده واخصاً ملاک برای شایستگی در شغل خاصی نگذاشته است. هر فرد مطابق شرایط فوق، بگونۀ عام آن نظر به قراردادی که با اداره میبندد، میتواند وظیفه را تصاحب کند. قرارداد را میتوان به توافق قانونی دو یا چند طرف در موضوع معین قصد ایجاد اثر حقوقی مطلوب و مشترک، تعریف نمود.[19] البته در حقوق خصوصی خوبتر صدق میکند چون در حقوق عمومی متفاوتتر و معمولاً یک طرفه مانند ایقاع بسته میگردد. اما انتقاداتی از بحث تعصب در استخدام ادارات دولتی وجود دارد. درحالیکه قوانین افغانستان« پاراگراف اول ماده بیست دوم قانون اساسی، هر نوع تبعيض و امتياز بين اتباع افغانستان ممنوع است. پاراگراف اخیر ماده پنجاهم این قانون، اتباع افغانستان بر اساس اهليت و بدون هيچگونه تبعيض و به موجب احکام قانون به خدمت دولت پذيرفته ميشوند. مصوبه شورای وزیران که در مورد تعدیل، حذف و ایزاد در برخی از مواد قانون کارکنان خدمات ملکی درفقره(2) ماده دهم آن آمده است: هیچگونه تبعیض در استخدام ماموروکارکن قرار دادی براساس جنسیت، قومیت، دین و معلولیت جسمانی مجاز نمیباشد.[20]
بنددوم) ارزیابی شرایط خاص ورود به خدم
ماده هشتم قانون کارکنان خدمات ملکی افغانستان؛
فقره یکم: شخصی در بست اول خدمات ملکی(ریاست عمومی) استخدام میشود که علاوه برشرایط مندرج فقره یکم ماده هفتم، واجد معیارهای ذیل نیز باشد:
1- داشتن سند تحصیلی حداقل لیسانس.
2- داشتن تجربه کاری حد اقل چهار سال مرتبط به وظیفه.
3- قابلیت طرح وتعیین خط مشی(پالیسی)های اداره مربوط.
4- توانایی رهبری و کنترل اداره.
5- داشتن اهلیت و شایستگی.
6- داشتن حسن سیرت و شهرت نیک.
فقره دوم: شخصی در بست دوم خدمات ملکی(ریاست) استخدام میشود که علاوه برشرایط مندرج فقره یکم ماده هفتم این قانون واجد معیارهای ذیل باشد:
1- داشتن سند تحصیلی حد اقل لیسانس.
2- قابلیت ارائه مشوره در طرح خط مشی(پالیسی) اداره مربوطه.
3- داشتن تجربه کاری حد اقل سه ساله مرتبط به وظیفه .
4- توانایی رهبری و کنترل اداره.
5- داشتن اهلیت و شایستگی.
6- داشتن حسن شهرت نیک.
فقره سوم: شخصی در بست سوم خدمات ملکی (آمریت) استخدام میشود که علاوه بر شرایط مندرج فقره یکم ماده هفتم واجد معیارهای ذیل باشد:
1- داشتن سند تحصیلی حد اقل فوق بکلوریا.
2- داشتن تجربه کاری حداقل دوسال مرتبط به و ظیفه.
3- قابلیت تطبیق خط ومشی (پالیسی)اداره مربوط.
4- داشتن اهلیت و شایستگی.
5- توانایی رهبری وکنترل اداره مربوطه.
6- داشتن حسن سیرت و شهرت نیک.
فقره چهارم:شخصی در بست چهارم خدمات ملکی(مدیریت عمومی) استخدام میشود که علاوه برشرایط مندرج فقره یکم ماده هفتم این قانون واجد معیارهای ذیل نیز باشد:
1- داشتن تجربه کاری حداقل یک سال مرتبط به وظیفه.
حایز سند دوکتورا و ماستری از این حکم مستثنی می باشد.
2- قابلیت تطبیق خط و مشی(پالیسی) اداره مربوط.
3- داشتن اهلیت و شایستگی.
4- داشتن حسن سیرت و شهرت نیک.
فقره پنجم: شخصی در بست ششم خدمات ملکی( مدیریت) استخدام میشود که دارای شرایط علاوه برمندرج فقره یکم ماده هفتم، واجد معیارهای ذیل نیز باشد:
1- داشتن اهلیت و شایستگی.
2- داشتن حسن سیرت و شهرت نیک.
فقره ششم: شخصی در بست ششم (ماموریت) استخدام میشود که دارای شرایط مندرج فقره یکم ماده هفتم این قانون باشد.
فقره هفتم: شخصی در بست هفتم خدمات ملکی استخدام میشود که علاوه برشرایط مندرج فقره چهارم ماده هفتم این قانون واجد معیارهای ذیل نیز باشد:
1- داشتن سند فراغت از مراکز آموزش و فنی و حرفوی یا مهارت و تجربه کاری.
2- توانائی انجام وظایف مطابق فن یا حرفه مربوط.
فقره هشتم: شخصی در بست هشتم خدمات ملکی استخدام میشود که واجد شرایط مندرج فقره چهارم ماده هفتم قانون کارکنان خدمات ملکی باشد.
پیرامون استخدام مامور جدیدالتقرر ضمن ماده نهم این قانون طبق شرح ذیل صراحت بعمل آمده است: فقره یکم: شخص حایز سند بکلوریا واجد شرایط این قانون در قدم اول و مافوق بکلوریا در قدم دوم بست ششم، لسانس در قدم اول بست پنچم، ماستر در قدم اول و دوکتورا در قدم دوم بست چهارم ادارات خدمات ملکی مقررشده میتواند.
در شرایط خاص، هیچ مورد تعصبی وتبعیضی مطابق مبانی نظری استخدام وشایسته سالاری وجود ندارد وبنحوی موضوعات شایستگی را نظر به هر بست در نظر گرفته است. اما از نظر عملی آن، ممکن شکایتهای زیادی در چگونگی استخدام وجود داشته باشد که به عنوان یک فرهنگ نادرست در ادارات دولتی افغانستان با تبانی فساد اداری مروج شده وحاکمیت قانون را زیر پرسش قرار میدهد. اینکه فساد اداری چیست؟ «عبارت است از سؤ استفاده از امورات مالی از موقف دولتی، بروکراسی، عدم مراعات سلسله مراتب، رشوه ستانی وبی نظمی میباشد.[21] » که در ادارات دولتی امور را مختل نموده وهرچی بجایش گذاشته نمیشود.
نتیجه گیری
نیروی بشری عنصر اصلی واساسی در پیشبرد امور هراداره محسوب میشود. مشاغل در اداره به سطوح مختلف تقسیم بندی میگردد که هریکی آن دارای مشخصاتی خاصی است. نظر به شغل مورد نظر، فرد را در انجام امر بایدگماشت. تفکیک شغل واستخدام، مطابق معیارهای از قبل تعیین شده که قوانین استخدام، قواعدی را در زمینه وضع نموده، صورت میگیرد. قواعد استخدام در قوانین نافذه، باید تطابق با شاخصهای شایستگی وشایسته سالاری داشته باشد. یعنی ملحوظاتی، زبانی، قومی، مذهبی وحزبی...دخیل نشود. اینکه استخدام وشایستگی دارای چی مفاهیمی است؟ وملاک وشاخص برایش تعیین نمود. در این مقاله به تفصیل در مورد صحبت شد. آنچی مهم پنداشته میشد؛ قوانین استخدام در ادارات دولتی افغانستان چی شرایطی را برای مستخدمین وضع کرده که مفصلاً به بررسی گرفتیم و نظر به ویژگی هر بست مختصاتی وجود داشت که مبیین اهلیت وشایستگی ویژۀ آن بست بود . اینکه افراد در فرایند استخدام به ملحوظاتی متذکره بر میخورند، در حقیقت نشان دهندۀ ترویج فرهنگ نادرست با تبانی فساد اداری؛ مانعی برای تطبیق قانون میباشد که منطقی بنظر نمیرسد. آیندۀ حکومتداری را در افغانستان به چالش میکشاند وافکار عامه را در جهت عدم مشروعیت نظام سوق میدهد. در حالیکه مشروعیت؛ منتج به دوام وثبات امور حکومتی میشود ومردم به صورت قاطع در کنار دولت خود قرار میگیرند.
به امید حاکمیت قانون در افغانستان
منابع
الف کتب ومقالات
- اصغر، شاه علی، ظرفیت، اهلیت و شایستگی، ماهنامه عدالت وزارت عدلیه افغانستان، سال نهم، شماره مسلسل 50، سال 1386.
- انصاری، ولی الله، کلیات حقوق قراردادهای اداری، تهران، انشتارات دانش نگار، سال 1390.
- بسمل، احمدالله، اداره منجمنت، چاپ دوم، کابل، پامیر، سال 1388
- جزوه درسی موسسه تحصیلات عالی مولانا جلال الدین محمد بلخی، حقوق اداری، دوره لیسانس، سال 1389هـ ش.
- رضائیان، علی، اصول مدیریت، ویراست دوم، تهران، انتشارات سمت، سال 1383.
- رضایی، حسن، نگاهی به فلسفه حقوق، ماهنامه عدالت وزارت عدلیه افغانستان، سال نهم شماره مسلسل 55، سال 1386.
- راین، آلن، مفهوم عدالت، ترجمه: حسن رضایی، ماهنامه عدالت وزارت عدلیه افغانستان، سال نهم، شماره مسلسل 58، سال 1386.
- زولر، الیزابت، درآمدی بر حقوق عمومی، ترجمه: سید مجتبی واعظی، تهران، انتشارات جاودانه، سال 1388.
- طباطبائی موتمنی، منوچهر، حقوق اداری تطبیقی، تهران، انتشارات سمت، سال 1385.
- طباطبائی مؤتمنی، منوچهر، حقوق اداری، تهران، سمت، سال 1379.
- عمید، حسن، فرهنگ فارسی عمید، چاپ دوم، تهران، انتشارات سپهر، سال 1374.
- علی بابایی، غلام رضا، فرهنگ سیاسی آرش، تهران، انتشارات آشیان، سال 1329.
- کاتوزیان، ناصر، فلسفه حقوق، جلد ددوم، تهران، ناشرموسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، سال1385.
- لاگین، مارتین، مبانی حقوق عمومی، ترجمه: محمد راسخ، تهران، نشر نی، سال 1388.
- یاد داشت نامه.
ب)اسناد تقنینی
16. قانون اساسی افغانستان مصوب 1382.
17.قانون مدنی افغانستان
18.قانون کارکنان خدمات ملکی تاریخ نشر، 16سرطان سال 1387هـ ش، جریده رسمی، نمبر مسلسل951.
19.مصوبه شورای وزیران در مورد تعدیل، حذف وایزاد در بعضی از مواد قانون کارکنان خدمات ملکی، شماره (16) به تاریخ 10/4/ 1387.
20. قانون نظارت بر تطبیق استراتژی مبارزه علیه فساد اداری، تاریخ نشر(8) اسد سال 1387هـ ش نمبر مسلسل 957.
ج)منابع انترنتی
21. مصاحبه دکتر انصاری در مجله الکترونیکی ویستا در رابطه به فرهنگ شائیسته سالاری در انترنت.سه شنبه ۱۹ دی ۱۳۹۱ ◊ Tuesday, 08 January, 2013.
22. شایسته سالاری در کشورهای معاصر جهان، http://www.iraneconomics.net/fa/articles.asp?id=1470.
[1] . استاد در پوهنتون دعوت ومؤسسه تحصیلات عالی بیان.
[2] . منوچهر، طباطبائی مؤتمنی، حقوق اداری، تهران، سمت، سال 1379، ص 167.
[3] . یاد داشت نامه.
[4] منوچهر، طباطبائی موتمنی، حقوق اداری تطبیقی، تهران، انتشارات سمت، سال 1385، ص1.
[5]. یاد داشت نامه.
[6] . غلام رضا، علی بابایی، فرهنگ سیاسی آرش، تهران، انتشارات آشیان، سال 1329، ص 154.
[7]. چپترنوت درسی، حقوق اداری، پوهنتون مولانا جلال الدین محمد بلخی، مزار شریف، سال 1389.
[8] . حسن، عمید، فرهنگ فارسی عمید، چاپ دوم، تهران، انتشارات سپهر، سال 1374، ص 1528.
[9] الیزابت، زولر، درآمدی بر حقوق عمومی، ترجمه: سید مجتبی واعظی، تهران، انتشارات جاودانه، سال 1388، ص 13.
[10] Meritocracy
[11] علی، رضائیان، اصول مدیریت، ویراست دوم، تهران، انتشارات سمت، سال 1383، ص 33.
[12]. شایسته سالاری در کشورهای معاصر جهان، http://www.iraneconomics.net/fa/articles.asp?id=1470.
[13] . مصاحبه دکتر انصاری در مجله الکترونیکی ویستا در رابطه به فرهنگ شائیسته سالاری در انترنت.سه شنبه ۱۹ دی ۱۳۹۱ ◊ Tuesday, 08 January, 2013.
[14] . آلن، راین، مفهوم عدالت، ترجمه: حسن رضایی، ماهنامه عدالت وزارت عدلیه افغانستان، سال نهم، شماره مسلسل 58، سال 1386، ص70.
[15] . ناصر، کاتوزیان، فلسفه حقوق، جلد ددوم، تهران، ناشرموسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، سال1385، ص255.
[16]. مارتین، لاگین، مبانی حقوق عمومی، ترجمه: محمد راسخ، تهران، نشر نی، سال 1388، ص63.
[17] . حسن، رضایی، نگاهی به فلسفه حقوق، ماهنامه عدالت وزارت عدلیه افغانستان، سال نهم شماره مسلسل 55، سال 1386، ص 101.
[18] . شاه علی، اصغر، ظرفیت، اهلیت و شایستگی، ماهنامه عدالت وزارت عدلیه افغانستان، سال نهم، شماره مسلسل 50، سال 1386، صص 153-154.
[19].ولی الله، انصاری، کلیات حقوق قراردادهای اداری، تهران، انشتارات دانش نگار، سال 1390، ص26.
[20] . مصوبه شورای وزیران در مورد تعدیل، حذف وایزاد در بعضی از مواد قانون کارکنان خدمات ملکی، شماره (16) به تاریخ 10/4/ 1387
[21]. احمدالله، بسمل، اداره منجمنت، چاپ دوم، کابل، پامیر، سال 1388، ص18.