صلح وجنگ!
نسل های بعدی ما بدانید!
موقع که طالبان در قطر دفتر باز کردند، یک زمینه وفرصت ایجاد شد تا که از رهبران طالبان یک آدرس بدست پیدا شود چون قبلاً هیچ معلومات در مورد شان وجود نداشت که در کجا قرار دارند تا برای صلح با رهبران طالبان مذاکره صورت گیرد. طالبان همچنان در قطر آماده گفت وگو با دولت غنی شد. ولی غنی هیچگاه نخواست که مذاکره با طالبان نتیجه بدهد وصلح واقعی در افغانستان برقرار گردد. هیئت گفت وگو کننده را که غنی برای صلح تعیین کرده بود فوق العاده افراد ضعیف بودند که نمی توانستند حرف درست بزنند. همچنان موقع که گفت وگوها هم پیشرفت میداشت غنی با اطرافیان خود موانع زیاد ایجا می کرد تا مذاکره با طالبان نتیجه ندهد. در ابتدا غنی واطرافیان فاشیست وی در ارگ به این موضوع می اندیشدند؛ زمانی که صلح نتیجه ندهد ما بر اریکه قدرت باقی می مانیم وامریکا از حکومت ما حمایت می کند. ولی بعداً درک کردند که نه اشتباه می کنند. بعداً موضوع دوم در تصور شان آمد که ما بدنبال ایجاد یک حکومت پشتونیزم در افغانستان هستیم، هرگاه قدرت از ما گرفته شد به طالبان تسلیم می کنیم تا اقوام دیگر به سیاست وحکومت دست شان قطع شده ودست پیدا نکنند. از طرف دیگر اینکه اشرف غنی واطرافیان وی مانند حمداله محب در وضعیت که افغانستان هنوز به یک قدرت قوی تبدیل نشده بود کشورهای همسایه را دشمن افغانستان ساخت وبتدریج زمینه را برای سقوط حکومت مساعد کردند. پیش بینی می شد که محمد اشرف غنی در فکر از بین بردن اردوی افغانستان است ودر ظاهر به ضد پاکستان شعار میداد ولی در باطن به نفع پاکستان کار کرد. بدلیل اینکه از اردو ونظامیان کشور حمایت نکرد واردو یکبار دیگر در افغانستان ضعیف گردید وتمام تجهیزات شان به تصرف طالبان در آمد وبه پاکستان انتقال پیدا کرد. اشرف غنی در خط جنگ برای نظامیان امر جنگ را نمیداد همیش نظامیان در خط دفاعی قرار داشت. هرگاه طالبان حمله می کرد تنها حق داشتند که از خود شان تا یک حدی دفاع کنند. همچنان موقع که در محاصره قرار می گرفتند هیچ اقدام صورت نمی گرفت تا نظامیان از محاصره بیرون شوند ودر نهایت کشته می شدند. حتی اکثریت ولسوالی هاکه به ۲۰۰ ولسوالی میرسید بدست طالبان افتید هنوز هم اشرف غنی امر جنگ را نمیداد. ولسوالی ها بدون جنگ به طالبان سپرده شد. از اینکه اشرف غنی آخرین روزهای حکومت خود را سپری می کرد خواست در تاریخ برای خود زندگی نامه خوب ایجاد کند بند سلما را عاجیل افتتاح کرد، قصر ستالف را افتتاح کرد، چند سخنرانی نمایشی کرد تا فردا نسل آینده ببند فریب سخنان او را بخورند که چقدر یک فرد دلسوز بوده، یک چند ویدیوی یادگاری فریب کارانه ساخت، در پارلمان افغانستان سخنرانی کرد که زانوهای طالبان را می شکنانم همه عوام فریبی بود تا این حرف ها در تاریخ کشور ثبت شودتا نسل آینده بدانند که غنی یک قهرمان بوده همه این حرف ها فریبنده است. همین طور جلسه کابینه را دیجتالی ساخت ومعاشات کارکنان دولت را از طریق مبایل ایجاد کرد تا با یک چند کار نمایشی ناچیز برای خود در اواخر حکومت اش دستآورد ایجاد کند ولی این کارها در زمانی صورت گرفت که طالبان اکثریت جغرافیای افغانستان را بدست آوردند ودولت حاکمیت داخلی خود را از دست این کارها معنی ومفهوم نداشت. تنها هدف اشرف غنی تاریخ ساختن برای خودش بود. بودجه کشور را خالی ساخت به اطرافیان اش که از کشورهای غربی آن افراد خواسته شده بود وبه قدرت قرار داشتند در خدمت شان قرار داد وبه غرب انتقال داده شد. قدرت نظامی کشور را در اواخر حکومت خود ضعیف ساخت واز بین برد. یکبار دیگر افغانستان را زیر سلطه پاکستان قرار داد وپاکستانی ها را بالای ناموس مردم ما حاکم ساخت. آن چنان اشرف غنی مهارت در فریب دادن داشت؛ موقع که سخنرانی می کرد فکر می کنند که یک وطن دوست بوده ولی از آن کرده خایین در تاریخ افغانستان وجود ندارد. به حق ملت افغانستان خیانت های زیادی را انجام داده است. این خیانت های که ذکر شد تنها مربوط به صلح افغانستان است که نگذاشت صلح یک نتیجه مشترک بدهد وهمه در یک حکومت همه شمول در افغانستان قرار گیرد. شما این خیانت را به یاد داشت باشید وهیچگاه این خیانت را در تاریخ از بین نبرید وثبت تاریخ کنید. اشرف غنی در موضوع صلح افغانستان تا آخرین قدرت خود خیانت کرد وافغانستان را به میدان جنگ تبدیل کرد وهزارها جوان را به کشتن داد.
من همیش برای دوستان خود این وضعیت را از قبل پیش بینی می کردم ولی دوستان من به می گفتند که هرگز این کار ها صورت نمی گیرد. من به تلویزیون های کشورها بارها مصاحبه کردم که گفت وگو صلح نتیجه نمیدهد بدلیل اینکه خود حکومت نمی خواهد که نتیجه بدهد وهمچنان برای همکاران خود قبل از اینکه طالبان حملات خود را آغاز کند می گفتم که اشرف غنی در پی آن است که چگونه اردی افغانستان را از بین ببرد بعضی از دوستان ام به مثل خلیل رستاقی قبول می کرد وبا من درد دل می کرد ولی بعضی از دوستان ام به مثل اجمل حقمل قبول نمی کرد واشرف غنی را یک وطن دوست میدانست وهمچنان اشرف غنی را به ضد پاکستان میدانست وهمیش با من جرو بحث می کرد ولی روز که کندز وسرپل بدست طالبان افتاد بار دیگر ما با هم بحث کردیم ودر برابر سخنان من عاجیز شد. ولی موضوع آهسته آهسته برای مردم افغانستان هویدا شده می رفت که اشرف غنی در حق این ملت سخت جفا می کند ولی کار تمام بود. یک روز برای یک دوست خود ملامحمد بیدار یاد آور شدم موقع که تازه گفت وگو صلح آغاز شده بود برایش گفتم من به عنوان یک کارشناس سیاسی پیش بینی می کنم صلح نتیجه نمیدهد بلکه در عوض جنگ صورت می گیرد وبه شکل شدت پیدا می کند که از کنترول بیرون می شود واین خواست اشرف غنی است. ولی نسبت به تحلیل من تردید داشت. وقتی که جنگ ها آغاز شد بعد هر روز بیدار نزد من می آمد می گفت استاد جان چه کار کنیم وضعیت چه خواهد شد؟ من می گفتم وضعیت معلوم است تنها کاری که کرد در کنار قلم برای دفاع از ناموس باید سلاح بدست گرفت وجنگید دیگر راه برای ما باقی نمانده است.