مدیریت انتخابات در افغانستان
 
میرحسین تلاش
استاد دانشگاه
 
چکیده
انتخابات یک فرایند ملی است که بوسیله آن گزینش زمامدار ونمایندگان مردم با رای مردمی در یک جامعه سیاسی صورت می‌گیرد. مدیریت نیز به این فرایند نظم بخشیده ونهادهای انتخاباتی را به هدف شان میرساند. اینکه مدیریت درانتخابات افغانستان می‌تواند مفهوم داشته باشد ویا در افغانستان مدیریت انتخاباتی چگونه صورت می‌گیرد؟ موضوع این پژوهش است. گرچه یافته‌ها نشان میدهد که انتخابات یک مفهوم حقوقی وسیاسی دارد ولی بوسیله مدیریت نظم پیدا می‌کند. اینکه درافغانستان چگونه نظم دارد؟ به نظر میرسد که ساختارسازی انتخاباتی به شکل مناسب آن صورت گرفته ولی بحرانی شدن نتیجه انتخابات از یک مدیریت منشأ می‌گیرد که سبب بی‌اعتمادی مردم نسبت به انتخابات شده و مشارکت سیاسی مردم را از یک انتخابات تا انتخابات دیگر نسبتاً کاهش داده است. این پژوهش به صورت کیفی، توصیفی، تحلیلی وبا روش کتابخانه‌ای موضوعات مدیریتی انتخابات افغانستان را به بحث می‌گیرد.
 
واژگان کلیدی: مدیریت، انتخابات، حقوق، چالش ودایره کاری.
 
مقدمه
درمدیریت تمرکز بیشتر به کارگرفتن نیروی مادی وانسانی در یک ساختار بمنظور رسیدن به هدف با مصرف کم درکوتاه ترین زمان است. مدیران توسط برنامه ریزی، سازماندهی، هماهنگی، ارتباطات، تصمیم‌گیری واستخدام نیروی بشری برای رسیدن به هدف تلاش می‌کنند. درانتخابات همچنان فرایند وظایف مدیریتی حاکم است که بوسیله متصدیان ساختارهای انتخاباتی یک روند ملی را به نتیجه میرسانند. اینکه نتیجه چگونه است ومقبولیت دارد ویاخیر؟ در این مورد اعتمادسازی بیشتر نشده است. با وجودی‌که نهادهای انتخاباتی اساس نتیجه را رای مردم میدانند که             کمیسیون‌های انتخاباتی مطابق قوانین انتخاباتی وظایف خود را انجام داده وآنچه به عنوان نتیجه بدست آمده است اعلان کرده ولی باز هم نتیجه انتخابات بحران سازی می‌گردد. ما برای اینکه بتوانیم یک انتخابات بهتر داشته باشیم بگونه که نتیجه انتخابات قابل قبول همه باشد؛ باید ضعف‌های موجود که در مدیریت انتخابات افغانستان وجود دارد را دنبال کنیم. پس برای این پرسش‌ها باید پاسخ مناسب دریافت نماییم؛ در افغانستان آیا ساختارهای انتخاباتی جوابگوی خوب نیست ویا اینکه روش‌های کاری شان مناسب نیست؟ مدیران نهادهای انتخاباتی تصمیم‌گیر خوب نیستند؟ مشکل در نظام انتخاباتی(روش رای دهی) است؟ ویا هم مدیریت انتخابات تحت تاثیر سیاست قرار گرفته ونتیجه انتخابات بحرانی     می‌شود؟ چرا مردم نسبت به انتخابات نسبتاً بی‌اعتماد شده‌اند ومشارکت سیاسی شان کاهش پیدا کرده است؟ روش گماشتن مدیران انتخاباتی نامناسب است؟ در انتخابات مدیریت سؤ درسطح پایانی(کارکنان) قراردارد ویا سطح بالا(تصمیم‌گیرندگان)؟ پاسخ به این پرسش‌ها می‌تواند یک راهکار بهتر را در دست قرار دهد واعتمادسازی مردمی نسبت به انتخابات صورت گیرد. گرچه یافته‌ها نشان میدهد که انتخابات یک مفهوم حقوقی وسیاسی دارد ولی بوسیله مدیریت نظم پیدا می‌کند. گرچه مدیریت انتخابات چالش آفرین است ولی عوامل زیادی دیگر هم ممکن دخیل باشد که در این پژوهش در پی آن هستم. با وجود آن هم به نظر میرسد که ساختارسازی انتخاباتی به شکل مناسب آن صورت گرفته ولی بحرانی شدن نتیجه انتخابات که به اساس فرضیه این تحقیق از یک مدیریت منشأ می‌گیرد که سبب بی‌اعتمادی مردم نسبت به انتخابات شده و مشارکت سیاسی مردم را از یک انتخابات تا انتخابات دیگر نسبتاً کاهش داده است. اینکه نتیجه انتخابات از یک مدیریتی ناشی می‌شود که نتیجه انتخابات را بحرانی می‌سازد کدام عواملی را می‌تواند در پی داشته باشد؟ تحت بررسی در این مقاله قرار می‎گیرد.
    اهمیت این پژوهش اعتمادسازی انتخاباتی است که سطح مشارکت سیاسی مردم گسترده شود وهمچنان ضعف‌های مدیریتی انتخابات روشن گردد تا راهکار مناسب بدین طریق بدست آید. هدف تحقیق نیز روشن است که به صورت بنیادی وکاربردی است.
   پیشینه تحقیق نیز نشان میدهد که در مورد انتخابات کتب تألیف شده است که بیشتر جنبه‌های حقوقی انتخابات را توضیح داده‌اند ولی در بحث مدیریت انتخابات در افغانستان موردی بدست نیامد که بدیع بودن این پژوهش را بیان     می‌کند. این پژوهش تحت عناوین مختلف موضوع مدیریت انتخابات افغانستان را به بحث می‌گیرد.
 
مفهوم مدیریت انتخابات
ما درمدیریت انتخابات با دومفهوم مواجه هستیم. نخست اینکه مدیریت چه مفهومی را ارایه می‌کند واینکه بوسیله آن انتخابات چگونه مدیریت می‌گردد؟ تا نسبت به مفهوم آن پی ببریم. در نخست به تعریف مدیریت می‌پردازم ودرادامه، مدیریت انتخابات نیز تعریف خواهد شد.
    مدیریت در کتب به صورت مختلف تعریف شده است از جمله؛ مدیریت به مفهوم هماهنگ ساختن نیروی مادی وانسانی جهت رسیدن به اهداف مورد نظر با حداقل نمودن مصرف در کوتاه ترین زمان تعریف گردیده است(رحمانی، ۱۳۹۸: ۷). مديريت عبارتست از استفاده مناسب از منابع مادی و انسانی به منظور دست يافتن به هدف های موسسه از طريق انجام عمليات مربوط به برنامه ريزی، سازماندهی،هماهنگی، رهبری وكنترل با توجه به عوامل محيط فرهنگی موسسه(رفعت، ۱۳۹۲و۱۳۹۳: ۳). مدیریت به طورعام، مجموعه فعالیت‌هایی همانند «برنامه ریزی، سـازمان دهـی، نظـارت و کنتـرل، انگیزش، ارتباطات، هدایت و تصمیم‌گیری» تعریف شـده اسـت کـه نوعـاً مـدیران در هـدایت و رهبری سازمان‌ها انجام میدهند (الوانی،1384 :17 .(همچنان انتخابات به حیث یک مؤلفه دموکراسی، روندی است که از طریق آن مشارکت سیاسی مردم در قدرت حاکم وتعمیل اصل حاکمیت مردمی، تحقق پیدا می‌کند(هاشمی، ۱۳۹۲: ۱۷۹). پس به نظر نگارنده، مدیریت انتخابات زمینه است برای نظم بخشیدن مشارکت سیاسی مردم جهت گزینش زمامدار ونمایندگان شان که از طریق برنامه ریزی، سازماندهی، هماهنگی، رهبری، کنترل، ارتباطات واستخدام نیروی بشری با حداقل مصرف رسانیدن بودجه ودر مدت زمان مشخص آن توأم با تصمیم‌گیری مدیران انتخاباتی صورت می‌گیرد. پس اهمیت مدیریت انتخابات در آن است که آنچه در مدیریت مطرح می‌گردد؛ بحث دانش وهنر داشتن انجام امور آن است که مدیران انتخاباتی نسبت به مدیریت انتخابات از آن بهره مند باشند. به عبارت دیگر کارگردانان انتخابات؛ نسبت به قوانین، رویه وروش‌های علمی و مهارت مدیریتی انتخابات آشنایی داشته باشند تا به یک روند سیاسی نظم ببخشند. بدلیل اینکه انتخابات تعیین کننده سرنوشت یک ملت است ونمی‌شود در برابر آن یک نگاه ساده داشت. انتخابات به یک نظام مردمی مشروعیت می‌بخشد وچگونگی مدیریت آن در مشروعیت وعدم مشروعیت نظام سیاسی نقش دارد. از اینکه زمامدار در رأس نظام سیاسی قرار می‌گیرد ومردم از طریق انتخابات اراده خود را نسبت به آن ابراز میدارد که متصدی نظام باشد. هرگاه این روند مدیریت سالم نشود؛ قرار گرفتن زمامدار در نظام سیاسی مشروعیت خود را از دست میدهد واعتماد مردم نسبت به انتخابات وتشکیل حکومت مردمی تضعیف می‌گردد. همان طور این موضوع در مورد گزینش نمایندگان مردم در مجلس نیز مصداق پیدا می‌کند. سه الگو برای مدیریت انتخابات در دنیا وجود دارد: «بر اساس تجربه کشورها در مدیریت انتخابات سه الگـوی مسـتقل، و ترکیبـی در مـدیریت انتخابـات شناســایی شـده اسـت. الگــوی مسـتقل مـدیریت انتخابــات در کشورهایی رایج است که هیئت مدیره برگزاری انتخابـات از نظـر نهـادی مسـتقل از قـوه مجریـه هستند و اعضای آن کارمندان قوه اجرایی نیستند. در این الگو، هیئـت مـدیره انتخابـات، اسـتقلال مالی داشته و در برابر قوه مجریه و نهادهای آن پاسخگو نیستند و ممکـن اسـت در برابـر مجلـس قـانون گـذاری، قـوه قضـائیه یـا رئـیس کشـور مسـئول باشـند. مـدیریت انتخابـات در کشـورهای؛ ارمنستان، بوسنی و هرزگوین، بورکینافاسو، کانادا، کاستاریکا، اسـتونی، گرجسـتان، هندوسـتان، اندونزی، هلند، نیجریه، آفریقای جنـوبی و مـائوریتوس، لیبریـا، اروگوئـه و تایلنـد در قالـب ایـن الگو جای می‌گیرد. در برخی دیگر از کشورها انتخابات توسـط یـک وزارتخانـه – عمـدتاً وزارت کشـور - کـه بخشی از قوه مجریه است، برگزار می‌شود. هیئت مـدیره انتخابـات در ایـن الگـو، اسـتقلال مـالی نداشته و رئیس و اعضای آن در برابر وزیر مربوطـه یـا کابینـه دولـت مسـئول انـد. در کشـورهای دانمارك، سنگاپور، سوئیس، آمریکا و در انگلستان این الگوی مدیریت رایج است. امـا در برخـی مـوارد مـدیریت انتخابـات سـاختار دوگانـه‌ای دارد. در ایـن الگـو مـدیریت انتخابات را دو هیئت جداگانـه بـر عهـده دارد، هیئتـی کـه وظیفـه سیاسـت گـذاری و نظـارت بـر انتخابات را عهده دار است و از قوه مجریه یا دولت آن مسـتقل اسـت و هیئـت دیگر که اجرای انتخابات را عهده است و بخشی از قوه مجریه و یـا بـا هـدایت ایـن قـوه تشـکیل می‌شود. توزیع قدرت میان این دو هیئت یکسان نیسـت و از کشـوری بـه کشـور دیگـر متفـاوت است. این الگو به الگوی ترکیبی اسـت و در کشـورهای فرانسـه، ژاپـن، اسـپانیا، مـالی و سـنگال رایج است(قیصری ودیگران، ۱۳۹۴: ۱۷-۱۸)».
      اما درافغانستان مدیریت برگزاری انتخابات بوسیله یک الگوی مستقل مطابق قانون اساسی کشور که کمیسیون مستقل انتخابات است صورت می‌گیرد ونظارت ورسیدگی بر تخطی و تخلف انتخاباتی مطابق قانون انتخابات تا انتخابات پارلمانی ۱۳۹۷ به صورت مستقل توسط کمیسون شکایات انتخابات ورسیدگی به جرایم انتخاباتی توسط سارنوالی ومحاکم کشور صورت می‌گرفت. ولی با تعدیل قانون انتخابات برای انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۸ صلاحیت کمیسیون شکایات در مورد حذف نامزد از لست وابطال قرار دادن آرای یک مرکزرای دهی محدود به تصمیم‌گیری مشترک هردوکمیسون انتخاباتی ودرصورت عدم توافق به محکمه اختصاصی این صلاحیت انتقال پیدا کرد. در موضوع رسیدگی به جرایم انتخاباتی روند قبلی نافذ وپابرجا گردید. از اینکه جایگاه کمیسیون شکایات انتخابات در قانون انتخابات است ونسبت به این قانون بیشتر نگاه سیاسی مطابق وضعیت وشرایط حاکم وجود دارد که از یک انتخابات به انتخابات دیگر مواد آن برمبنای یک هدف سیاسی تغییر پیدا می‌کند، صلاحیت وجایگاه کمیسیون شکایات انتخابات را نیزبرهم میزند. اگر قرار باشد کمیسیون شکایات در ساختار متصدی مدیریت برگزاری انتخابات که کمیسیون مستقل انتخابات است مدغم شود در آن صورت مدیریت انتخابات در یک الگوی ناقص مستقل قضاوت انتخاباتی قرار می‌گیرد که منطق رسیدگی به دعوا چنین موردی را ایجاب نمی‌کند.
     نهاد که مدیریت برگزاری انتخابات را برعهده دارد وسبب ایجاد تخطی، تخلف وجرایم انتخاباتی در فرایند مدیریت برگزاری انتخابات گردد چطور می‌شود قاضی مجازات اعمال خود باشد؟ اگر چنین منطق در بحث قضاوت امورانتخاباتی در افغانستان شکل گیرد برای سایر امور نیز نیاز به سارنوالی ومحکمه نخواهد بود و رسیدگی به جرم توسط نهاد که سبب ایجاد آن شده است صورت گیرد. اصل بی‌طرفی برای رسیدگی به تخطی، تخلف وجرایم نیز حکم‌فرما است که یک نهاد دیگر برای رسیدگی به آن وجود داشته باشد. ضمن اینکه از عمر یک نهاد چند سال          می‌گذرد ودر فرایند رسیدگی به اعتراضات وشکایات تجربه که بدست آمده است در مطابقت به آن مدیریت رسیدگی به اعتراضات وشکایات به گونه بهتر آن صورت می‌گیرد. روش بررسی وتحلیل اعتراضات وشکایات از یک انتخابات تا انتخابات دیگر وحتی در یک انتخابات از یک مرحله به مرحله دیگر متمایز از هم می‌شوند که افراد مسلکی نسبت به آن آشنایی کامل دارند وبا چنین قضایا بیشتر مواجه شده‌اند مدیریت می‌گردد. مدیریت نظارتی ورسیدگی به اعتراضات وشکایات انتخاباتی گستردگی خود را زیاد دارد که در هرمرحله از انتخابات نیاز مبرم به مدیریت بهتر دارد ودر تشکیل یک کمیته سنگین خواهد بود. نیروی بشری مسلکی دایمی درقبال مدیریت نظارتی ورسیدگی به اعتراضات وشکایات انتخاباتی بیشتر احساس مسئولیت پذیری می‌کنند وهمچنان آینده وظیفه شان نیز با آن رقم می‌خورد. از طرف دیگر اینکه اسرار ومحرمیت کاری توسط کارکنان دایمی در فرایند رسیدگی به اعتراضات وشکایات حفظ می‌گردد که پروسه انتخابات را شفافیت میدهد. همچنان کارکنان دایمی اطمنان از ثبات شغلی خود دارند وبرای خود سوانح ایجاد می‌کنند تا از ایجاد فساد انتخاباتی جلوگیری کنند. ولی به نظر میرسد اینکه محرمیت وظیفه وی در بحث انتخابات توسط کارکنان بالمقطع محتمل بر حفظ آن نخواهد بود. لذا از این نظر ایجاب آن را می‌کند تا یک الگوی مستقل در مدیریت نظارتی ورسیدگی به اعتراضات وشکایات انتخاباتی شکل گیرد وبه یک روند ملی اعتماد سازی نماید وهمچنان در نهادینه ساختن دموکراسی وایجاد حکومت مردمی نقش بازی کند. همچنان روند فراگیری وآموزش حل منازعات انتخاباتی در یک مدت محدود نمی‌تواند کارکنان که آشنایی وتجربه کافی در مورد انتخابات نداشته باشد را مصمم به مدیریت رسیدگی به اعتراضات وشکایات انتخاباتی نماید. همان طوری که مدیریت برگزاری انتخابات در افغانستان الگوسازی مستقل شده است، مدیریت حل منازعات انتخاباتی نیز مستقل باشد. معمولاً نهادهای قضاوتی به صورت مستقل عمل می‌کنند تا عدالت را تأمین نمایند. نهادهای که تحت تاثیر نهاد دیگر قرارگیرد استقلال عمل را از دست داده وپروسه را خدشه دار می‌سازد وباورمندی مردم را نسبت به یک فرایند ملی از بین می‌برد. پس قضاوت انتخاباتی به الگوسازی مستقل به شکل یک نهاد شبه قضایی در موارد خاص که استقلالیت بخش قضایی کشور را صدمه نزند نیاز دارد.
   درحال حاضر ما در افغانستان با یک الگوی مستقل مدیریت برگزاری انتخابات که کمیسیون مستقل انتخابات است ویک الگوی ترکیبی ومشترک برای رسیدگی به اعتراضات وشکایات انتخاباتی که شامل تخطی ها، تخلفات وجرایم انتخاباتی می‌شود با همکاری چند نهاد قرار داریم. مدیریت به مفهوم گسترده آن توسط نهادهای انتخاباتی در افغانستان صورت می‌گیرد وبه صورت محدود نقش نهادهای دیگر هم در آن دخیل داده می‌شود. ولی نهادهای دیگر مانند نهادهای انتخاباتی آمادگی مدیریت گسترده انتخاباتی را ندارند ومطابق قوانین خود عمل می‌کنند.
   مدیریت انتخابات در افغانستان در یک محور خطی تعریف می‌گردد که در یک طرف آن کمیسیون مستقل انتخابات وطرف دیگر آن کمیسیون شکایات انتخاباتی قرار دارد.
   کمیسیون مستقل انتخابات                                                       کمیسیون شکایات انتخاباتی
 
هرگاه این خط شکستانده شود؛ تحول جدید در بحث انتخابات افغانستان پدید میآید که به طرف کسب تجربه جدید وضعیت را جهت میدهد. بحرانی شدن نتیجه انتخابات چند دور ریاست جمهوری، سبب ایجاد بی اعتمادی مردم نسبت به انتخابات شد. ولی این بی اعتمادی از نظر ساختارسازی انتخاباتی شکل نگرفته است که ساختارهای انتخاباتی از نظر نهادسازی چالش ایجاد نماید بلکه ارتباط دارد به متصدیان ساختارهای انتخاباتی وروش برگزاری ورأی دهی که انتخابات بوسیله آن چگونه مدیریت گردیده است؟ تجربه نیز نشان میدهد که ساختارنهادهای انتخاباتی یک مشکل جدی برای انتخابات افغانستان محسوب نمی‌شود بلکه کارکرد، کارگزاران آن وروش‌های اخذ رأی مردم می‌تواند انتخابات را به طرف مطلوب یا نامطلوب سمت وسو دهد. همچنان روش رای دهی که در یک نظام انتخاباتی تعریف می‌گردد، هنجارهای حقوقی که ساختارهای انتخاباتی را مدیریت می‌کند وروندگماشته شدن رهبری ساختارها که از یک مجرای سیاسی صورت می‌گیرد انتخابات را به بحران سیاسی می‌کشاند که نتیجه انتخابات قابل قبول برای طرف‌های سیاسی در انتخابات ریاست جمهوری نمی‌باشد. افراد تصمیم‌گیر در ساختارهای انتخاباتی باید از یک فرایند شایسته سالاری وتخصصی که افراد بی‌طرف باشند در موقف قرار گیرند تا اختیارویا تسلط سیاسیون را در سطح تصمیم‌گیری ساختارهای انتخاباتی تضعیف سازد وموجب اعتماد سازی مردمی شود. در ضمن استقلالیت مدیریت برگزاری وقضاوتی درانتخابات سبب ایجاد مدیریت سالم انتخابات می‌گردد که برای یک ملت تاریخ می‌سازد. به احتمال زیاد      می‌توان به این گونه بحران بی‌اعتمادی انتخاباتی را در افغانستان مدیریت کرد. در حالی که بعد از ۲۰۰۱ ما برای اعتمادسازی، قانون انتخابات را در هر انتخابات تعدیل کردیم وتبلیغات گسترده نسبت به بعضی از تغییرات هم انجام دادیم تا اعتماد مردم را نسبت به انتخابات بیشتر سازیم ومشارکت سیاسی مردم را گسترده سازیم ولی تجربه که صورت گرفت، سطح مشارکت مردم از یک انتخابات تا انتخابات دیگر کاهش پیدا کرد. هرگاه نهاد قضاوت انتخاباتی مستقلانه عمل نکند دموکراسی اهمیت ومفهوم خود را در نزد مردم از دست میدهد. برای اینکه انتخابات مدیریت سالم شود نهاد برگزار کننده انتخابات ونهاد قضاوت انتخاباتی از همدیگر مجزا وبه صورت مستقلانه امور را باید مدیریت کنند.  اینکه مدیریت انتخاباتی در افغانستان چگونه است وآیا با فرایند علم مدیریت سازگاری دارد ویاخی؟ تحت عناوین جداگانه به آن می‌پردازم.
 
برنامه ریزی انتخاباتی
برنامه ریزی عبارت از ارائه طرحی برای عملیات آینده که متضمن نتایج معین با هزینه مشخص ودر دوره زمانی معلوم است(سعیدی، ۱۳۸۶: ۳۸). برنامه ریزی شامل تعريف اهداف، تدوين استراتژی و توسعه برنامه‌های عملياتی است(رفعت، همان: ۵). در علم مدیریت نهادها معممولاً برنامه استراتژیک که برای پنج سال وبرنامه عملیاتی برای یک سال است از آن برخوردارند. همچنان اغلباً‌ اتفاق می‌افتد که یک نهاد چندین برنامه عملیاتی برای رسیدن به یک هدف مشخص را داشته باشد. چنانچه ویب سایت کمیسیون مستقل انتخابات مشاهده شد که چند برنامه عملیاتی وارد آن بود از جمله؛ برنامه عملیاتی تهیه فهرست رای‌دهندگان وثبت نام تقویت رای دهندگان، برنامه عملیاتی انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۸ وبرنامه عملیاتی کمپاین آگاهی عامه...ولی برنامه استراتژیک انتخاباتی در کمیسیون مستقل انتخابات که جنبه عملی را به خود گرفته باشد از آن خبری پخش نشده منتهی در یک متن کمیسیون آمده است که داری برنامه استراتژیک این کمیسیون بوده ولی مورد تطبیق قرار نگرفته است. کمیسیون شکایات انتخابات تا اکنون نیز برنامه استراتژیک تصویب شده را در دسترس قرار نداده است ولی برنامه عملیاتی دارد که یکی از این برنامه‌ها در فصلنامه کمیسیون شکایات انتخابات در شماره پنجم وششم خزان وزمستان ۱۳۹۷ به چاپ رسیده است. در این فصلنامه در صفحه ۵۱ آن آمده است: «دارالانشای کمیسیون شکایات انتخاباتی، پلان عملیاتی خویش را که ۱۱ ساحه کاری را دارد ترتیب نموده است». چنانچه در فوق تذکر یافته است که برنامه ریزی شامل تعریف اهداف نیز می‌باشد. هدف اصلی پلان عملیاتی« آمادگی کامل کمیسیون شکایات انتخاباتی برای انجام وظیفه وصلاحیت‌های آن در جریان انتخابات های پیش رو وتامین عدالت انتخاباتی به اشخاص ذینفع در پروسه انتخابات می‌باشد. پلان عملیاتی دارای دو مقصد قرار ذیل می‌باشد:
۱.تقویت ظرفیت‌های تخنیکی واداری کمیسیون از طریق اصلاحات پالیسی‌ها، تقویت سیستم وپروسه‌ها جهت تامین عدالت انتخاباتی وبلند بردن ظرفیت کارمندان در سطح مرکز و ولایات.
۲.آگاه ساختن اشخاص ذینفع، در مورد حقوق ومسئولیت‌های شان، درجریان پروسه رسیدگی به اعتراضات وشکایات(شروع از ثبت شکایات الی اعلان تصمیم نهایی) و وظایف وصلاحیت‌های کمیسیون شکایات انتخاباتی جهت تامین عدالت انتخاباتی». همچنان اجزای این پلان عملیاتی به توسعه آن نیز پرداخته است که بخش‌های مربوطه در مطابقت آن به صورت جداگان برنامه عملیاتی خود را برای مدیریت فرایند رسیدگی به اعتراضات وشکایات انتخاباتی ترتیب نموده اند.
    اساس برنامه عملیاتی نهادهای انتخاباتی را تقویم انتخاباتی می‌گذارد. تقویم انتخاباتی، برنامه زمانی مشخص است به منظور اجرای به موقع فعالیت‌های انتخاباتی مطابق قانون اساسی واین قانون(قانون انتخابات، ۱۳۹۵). تدویر انتخابات که مطابق ماده ۷۱ قانون انتخابات صورت می‌گیرد؛ برنامه عملیاتی نهادهای انتخاباتی برمبنای آن انجام        می‌شود. بدین معنی که برنامه ریزی انتخاباتی نه تنها یک بحث مدیریتی را دارد بلکه دارای مفهوم حقوقی نیز است. به عبارت دیگر اینکه برنامه ریزی انتخاباتی مطابق قوانین انتخاباتی صورت می‌گیرد که بنحوی مدیریت انتخابات در یک مفهوم حقوقی قرار دارد. ولی آنچه که در یک برنامه دراز مدت مطرح شود ونهادهای انتخاباتی یک تصویر کلی نسبت به آینده انتخابات افغانستان از نظر حاکم بودن نوعیت نظام‌های انتخاباتی داشته باشد تا اکنون ریز نیافته است. ممکن تغییر وضعیت از یک انتخابات تا انتخابات دیگر برای نهادهای انتخاباتی محدودیت ایجاد کرده که یک چشم انداز کلی در درازمدت برای انتخابات افغانستان ندارند. اگر مستند صحبت به عمل آید اینکه قانون انتخابات در افغانستان از یک انتخابات به انتخابات دیگر تغییر میابد از اینکه برنامه ریزی انتخاباتی مفهوم حقوقی را دارد از نظر علم مدیریت، نهادهای انتخاباتی قادر به ترسیم دورنما نیستند وتحت مفهوم مدیریت حقوقی استند. شرایط حاکم سیاسی، حقوق انتخابات را در افغانستان تغییر میدهد و حقوق تحت مدیریت سیاست قرار دارد. در حالی که وظیفه حقوق مدیریت سیاست است. به این دلیل یک نوع بی‌نظمی در مدیریت انتخاباتی مطالعه می‌گردد وانتخابات را به بحران     می‌کشاند. طوری‌ که از نظر مدیریت در برنامه ریزی مطرح است که به یک نتیجه مطلوب دست پیدا کرد و در انتخابات هدف؛ تشکیل حکومت مردمی وابراز رضایتمند مردم شاخص است که با اعلان نتایج نهایی، نتیجه مورد پذیرش قرار نمی‌گیرد و آن را نتیجه مطلوب برای خود شان عنوان نمی‌کنند. یعنی یک نوع بی‌اعتمادی نسبت به انتخابات در افغانستان پدید آمده که به آن می‌توان بحران مدیریتی در نتیجه انتخابات عنوان کرد. پس لازم است که مدیریت بحران انتخاباتی صورت گیرد وانتخابات را به رغم اینکه یک مفهوم سیاسی نیز دارد مفهوم سازی حقوقی ومدیریتی نمود. مفهوم سیاسی انتخابات باید بیشتر درمشارکت سیاسی مردم برای گزینش زمامدار ونمایندگان شان مصداق پیدا کند نه اینکه زمینه ساز برای مدیریت سیاسی انتخابات به نفع نامزدان شود. با حاکم شدن چنین شرایط، مشارکت سیاسی مردم مفهوم خود را از دست میدهد وانتخابات گرفتار بحران سیاسی خواهد شد. مستقل سازی مدیرت انتخاباتی برای تشکیل حکومت مردمی اساس وشاخص نهادینه شدن دموکراسی به معنای واقعی آن است. گرچه در پالیسی اصلاحات انتخاباتی سال ۱۴۰۰ کمیسیون مستقل انتخابات در صفحه ۵ و۶آن وضعیت مورد تحلیل قرار گرفته است ودر صفحه ۷ آن برگزای انتخابات شفاف وقابل قبول تذکر رفته ولی عملاً نتیجه انتخابات چهره بحرانی بست.
     پس برنامه ریزی انتخاباتی در افغانستان با یک مفهوم حقوقی صورت می‌گیرد که شرایط سیاسی حاکم، آن را جهت میدهد واز برخورداری به یک نتیجه مطلوب وقابل قبول همه طرف ها در انتخابات ریاست جمهوری نسبتاً فاصله میدهد وبحرانی می‌گردد.
سازماندهی انتخاباتی
سازماندهی فراگردی است که طی آن، با تقسیم کار میان افراد وگروه های کاری، ایجاد هماهنگی میان آنها، برای کسب اهداف تلاش می‌شود. در مرحله اول؛ تقسیم کل سازمان در قالب چندبخش عمده(تقسیم بندی افقی)، در مرحله دوم؛ ایجاد ارتباط میان سطوح سازمانی با توجه به اختیارات آنها(تقسیم بندی عمودی)، در مرحله سوم؛ مرتبط ساختن سلسله مراتب سازمانی ودر مرحله چهارم؛ جایابی برای کارکنان وتثبیت نیروها(رضائیان، ۱۳۹۵: ۲۷۳-۲۷۴ و۳۰۲۰۳۰۳). در ساختارهای انتخاباتی نیز تقسیم بندی به صورت عمودی وافقی صورت گرفته است که از یک طرف در یک سلسله مراتب اداری قرار می‌گیرند(تقسیم بندی عمودی) واز طرف دیگر بخش‌های مربوطه هر نهاد انتخاباتی برای رسیدن به هدف مطابق روش کاری شان با هم همکاری دارند که موضوعات انتخاباتی از یک بخش به بخش دیگر طی مراحل شده وبعد شکل سلسله مراتب را برای تصمیم گیری پیدا می‌کند( به مقامات جهت تصمیم گیری) واگذار می‌شود که مرحله سوم سازماندهی را در بر می‌گیرد. جایابی کارکنان در نهادهای انتخاباتی مستلزم تخصص ودانش در بخش مربوطه است که بتوانند دایره کاری نهادانتخاباتی را بچرخانند واداره را به هدف نزدیک سازند.
 
 
از نظر سازماندهی مدیریتی نهادهای انتخاباتی ممکن مشکلاتی محدودی داشته باشند ولی به صورت جدی چالش زا برای انتخابات به نظر نمیرسد. مگر اینکه دایره کاری تحت تاثیر بیشتر تصمیم گیرندگان قرار گیرد.
 
هماهنگی انتخاباتی
کائو وهمکاران او هماهنگی را سازماندهی فعالیت‌های دو یا چند گروه تعریف کرده‌اند؛ به گونه‌ای که آنها به طور کارآمد با یکدیگر کارکرده و بدانند دیگران چه می‌کنند. تامپسون(۱۹۶۷) هماهنگی را مجموع‌های از سازوکارهای ساختاری و انسانی تعریف می‌کند که برای مرتبط ساختن اجزای هرسازمان با یکدیگر برای تسهیل کسب اهداف سازمانی به‌کار گرفته می‌شوند. در سطح فراسازمانی نیز تعریف‌هایی به نسبت مشابه از هماهنگی میان سازمانی ارائه شده است. از دیدگاه توکر (۱۹۸۰)هماهنگی میان سازمانی عبارت است از وجود پیوند میان سازمان‌های همکار هماهنگی بر اساس استفاده از کارکنان یا ابزارهای سازمانهای درگیر. کاپوسو هماهنگی میان سازمانی را مدیریت قابلیت روابط و همکاری های میان سازمانی تعریف می‌کند که میتواند در اشکال گوناگون شامل تیم‌های میان سازمانی، شراکت‌ها، اتحاد راهبردی و شبکه‌ها نمود پیدا کند(بیکدلو وررهنورد، ۱۳۹۶: ۵). هماهنگی در مدیریت انتخاباتی از یک طرف درون سازمانی است واز طرف دیگر بیرون سازمانی شکل می‌گیرد. در هماهنگی درون سازمانی هر کدام از نهادهای انتخاباتی از بالا به پایان، از پایان به بالا وبه صورت ردیف مطابق روش‌های کاری شان ملزم به ایجاد هماهنگی اند تا فرایند برگزاری انتخابات ورسیدگی به اعتراضات وشکایات انتخاباتی را تحت مدیریت قراردهند. در هماهنگی بیرون سازمانی؛ هر دو نهاد انتخاباتی در نخست به هماهنگی میان سازمانی اقدام می‌کنند که این هماهنگی از تقویم انتخاباتی تا مرحله اعلان نتایج انتخاباتی ادامه دارد. همچنان نهادی انتخاباتی برای اینکه شفافیت انتخابات را بیشتر بازتاب دهند با نهادهای ناظر انتخاباتی نیز هماهنگی لازم را انجام میدهند. علاوه برآن برای تامین عدالت انتخاباتی با جوانب ذیدخل واحزاب سیاسی نیز در قانونمند سازی پروسه انتخابات هماهنگی را ایجاد می‌نمایند، چنانچه در برنامه عملیاتی کمیسیون شکایات انتخاباتی در فصلنامه شماره پنجم وششم سال ۱۳۹۷ در صفحه ۵۹ این موضوع درج و همچنان در اینجا از هماهنگی با کمیسیون مستقل انتخابات وهماهنگی با مجامع بین المللی نیز تذکر رفته است. هماهنگی با کمیسیون مستقل انتخابات جهت ترویج اعتبار پروسه انتخابات بوسیله برگزاری جلسات منظم وفوق العاده برای شریک ساختن موضوعات مهم وتقویت همکاری وکنفرانس های مشترک مطبوعاتی برای شریک ساختن تصامیم مشترک صورت می‌گیرد. با مجامع بین المللی در پرتو امضاء معاهدات بین المللی که افغانستان به امضاء رسانیده ودر ضمن این کشور عضو سازمان ملل متحد است در پروسه انتخابات خواستار مشوره ونظریات اصلاحی است وپیشرفت ها وچالش های حل منازعات را با آنها شریک می سازد. همچنان نهادی انتخاباتی تفاهم نامه‌های همکاری را با نهادهای ذیربط امضاء می‌کنند.
کمیسیون مستقل انتخابات تفاهم نامه‌های همکاری خود را با نهادهای ذیل به امضاء رسانیده است:
منتشر شده در ۱۱ سرطان ۱۳۹۸ در ویب سایت کمیسیون مستقل انتخابات:تفاهم‌نامه همکاری میان کمیسیون مستقل انتخابات و وزارت امور زنانتفاهم‌نامه همکاری میان کمیسیون مستقل انتخابات و اتاق تجارت و سرمایه گذاری افغانستانتفاهم‌نامه همکاری میان کمیسیون مستقل انتخابات و اتاق صنایع و معادن افغانستانتفاهم‌نامه همکاری میان کمیسیون مستقل انتخابات و اتاق تجارت و صنایع زنان افغانستانتفاهم نامه همکاری میان کمیسیون مستقل انتخابات و اداره مرکزی ثبت احوال نفوسچهارچوب همکاری میان کمیسیون مستقل انتخابات و کمیسیون مستقل اصلاحات اداری و خدمات ملکی، در روند استخدام کارکنان دایمی کمیسیون مستقل انتخابات و میکانیزم نظارت و مشاهده از آنتفاهم نامه همکاری میان کمیسیون مستقل انتخابات و وزارت معارف در زمینه ایجاد و متوازن سازی مراکز رای دهیتفاهم نامه همکاری میان کمیسیون مستقل انتخابات و وزارت صحت عامه در زمینه ایجاد و متوازن سازی مراکز رای دهیتفاهم نامه همکاری میان کمیسیون مستقل انتخابات و وزارت تحصیلات عالی در زمینه ایجاد و متوازن سازی مراکز رای دهیتفاهم نامه همکاری میان کمیسیون مستقل انتخابات و وزارت ارشاد، حج و اوقاف در زمینه ایجاد و متوازن سازی مراکز رای دهیتفاهم نامه همکاری میان کمیسیون مستقل انتخابات و مؤسسه دیده بان انتخابات و شفافیت افغانستانتفاهم نامه همکاری میان کمیسیون مستقل انتخابات و مؤسسه انتخابات شفاف برای افغانستانتفاهم نامه همکاری میان کمیسیون مستقل انتخابات و مؤسسه دیده بان انتخابات آزاد و شفافیتتفاهم نامه همکاری میان کمیسیون مستقل انتخابات و مرکز آموزش حقوق بشر برای زنان افغان (THRA)تفاهم نامه همکاری میان کمیسیون مستقل انتخابات و مؤسسه ملی و اجتماعی جوانان افغانستان (AYNSO)تفاهم نامه همکاری میان کمیسیون مستقل انتخابات و مؤسسه انتخابات آزاد و عادلانه افغانستان (FEFA)تفاهم نامه همکاری میان کمیسیون مستقل انتخابات و کمیسیون شکایات انتخاباتیتفاهم‌نامه همکاری میان کمیسیون مستقل انتخابات و رادیو تلویزیون ملی افغانستان
کمیسیون شکایات انتخاباتی نیز در برنامه عملیاتی خود در فصلنامه یاد شده در صفحه ۶۰ عنوان کرده است که تفاهم نامه‌ها را با این نهادها به امضاء خواهد رساند:اداره لوی سارنوالیکمیسیون حقوق بشراداره مرکزی ثبت احوال نفوسوزارت امور داخلهوزارت معارفکمیسیون اصلاحات اداریوزارت تحصیلات عالیریاست مستقل ارگان های محلنهادهای جامعه مدنی
      هماهنگی در مدیریت انتخاباتی در هر دونهاد انتخاباتی گسترده است که بوسیله آن انتخابات را به یک نتیجه میرسانند و مراحل انتخاباتی را تحت مدیریت قرار می‌دهند. آنچه بیشتر در بحث هماهنگی رسیدگی به اعتراضات وشکایات انتخاباتی مطرح است؛ هماهنگی میان کمیسیون شکایات انتخابات ولوی سارنوالی است. کمیسیون شکایات انتخابات مطابق فقره ۲ ماده ۹۷ قانون انتخابات جرایم مرتبط به روند انتخابات را بررسی، شناسایی وتشخیص نموده، مرتکبین آن را غرض تعقیب عدلی به مرجع ذیصلاح معرفی می‌نماید. لوی سارنوالی در قضایای انتخاباتی منتظر دریافت قضیه جرایم انتخاباتی از کمیسیون شکایات انتخاباتی است. یک اصل در حقوق وجود دارد که قانون خاص نسبت به قانون عام ارجیحت دارد. در بحث انتخابات؛ قانون انتخابات بررسی، شناسایی وتشخیص جرایم مرتبط به انتخابات را در صلاحیت کمیسیون شکایات انتخاباتی تصریح نموده که نسبت به سایر قوانین دیگر که به لوی سارنوالی کشور در موارد دیگر صلاحیت داده است، قانون انتخابات تفوق خود را دارد.

ارتباطات انتخاباتی
ارتباطات عبارت است از فرايند ارسال اطلاعات از طريق يک شخص به شخص ديگر و درک آن توسط شخص گيرنده يعنی انتقال و سهيم شدن در انديشه‌ها و عقايد و واقعيت‌ها به گونه۲ای که گيرنده، آنها را دريافت و درک کند. به عبارت ديگر ارتباطات فرايندی است که به وسيله آن افراد در صدد بر‌می‌آيند تا در سايه مبادله پيام‌های نمادين به مفاهيم مشترک دست يابند(آبادی، ۱۳۸۵). ارتباطات در مدیریت انتخاباتی از یک طرف درون سازمانی است واز طرف دیگر میان سازمانی وهمچنان فراتر از سازمانی. ارتباطات درون سازمانی به اساس سلسله مراتب ویا عمودی وافقی صورت        می‌گیرد. چنین ارتباط به منظور هماهنگی وسازماندهی امور انتخاباتی در درون نهادهای انتخاباتی میان اعضا وکارکنان شان برای هدف تعیین شده شکل می‌گیرد. در کمیسیون مستقل انتخابات به منظور برگزاری انتخابات ودر کمیسیون شکایات انتخابات به منظور رسیدگی به اعتراضات وشکایات انتخاباتی به وجود میآید. ولی برای مدیریت انتخابات برقراری این گونه ارتباطات کافی نیست باید گستردگی سازمانی وفراسازمانی را داشته باشد. در ارتباطات سازمانی در نخست میان نهادهای انتخاباتی که هدف شان نتیجه انتخابات است به عمل میآید وسپس با سایر نهادهای ذیربط دیگر است که در همکاری با آنان انتخابات را به یک نتیجه میرسانند که در عنوان هماهنگی این موضوع بیشتر مشخص شده است. همچنان در ارتباطات فرا سازمانی بیشتر نقش آگاهی دهی واطلاع رسانی برجسته می‌شود که در مورد انتخابات افکار سازی صورت گیرد. کمیسیون‌های انتخاباتی در تشکیل خود یک بخش خاص را برای آگاهی دهی ایجاد کرده اند که در افکارسازی انتخاباتی نقش برجسته را بازی می‌کنند.
    کمیسیون مستقل انتخابات برای مشارکت سیاسی مردمی؛ اهمیت انتخابات را برای تعیین کردن سرنوشت یک ملت وآشنایی با این روند اطلاع رسانی می‌نماید تا برای مردم انگیزه مشارکت ایجاد شود. کمیسیون شکایات انتخاباتی در هر مرحله از انتخابات فرایند رسیدگی به اعتراضات وشکایات را به آگاهی میرساند تا شفافیت وعدالت انتخاباتی تأمین گردد. ارتباطات انتخاباتی در یک دایره قرار دارد که قطع رابطه میان یک قسمت از دایره پروسه انتخابات را خدشه دار         می‌سازد.

 
آنچه از نظر علم مدیریت در بحث ارتباطات وجوددارد؛ عناصر ارتباطات است که شامل فرستنده، گیرنده وپیام              می‌باشد. فرستنده نظر به وظیفه وکارکرد خود برای گیرنده پیام میدهد که فوقاً دراین مورد تذکر یافته است که کمیسیون های انتخاباتی ایجاد رابطه می‌کنند. ولی مهمتر از همه چیز پیام است که ویژگی‌های مدیریتی را داشته باشد مثلاً: پیام واضح باشد، قابل فهم باشد، پیچیده نباشد، زبان پیام برای همه باشد، ساده وادبیات آن درست تنظیم شده باشد تا مخاطب به راحتی بتواند آن را دریافت کند. نهادهای انتخاباتی پیام‌های انتخاباتی شان را با ابزارهای مختلف ارتباطات به مخاطب خویش می‌فرستند که از تبلیغات رسانه‌ها(تلویزیون ورادیو) تا صفحات اجتماعی وچاپ بلبورد، بنر وبروشور تنظیم میدهند تا ارتباطات سالم را با مخاطبین خود در انتخابات برقرار نمایند. نقش اطلاع رسانی در ارتباطات فراسازمانی بسیار زیاد برجسته است که برای انتخابات افکار سازی در نزد مردم می‌کند. همچنان میان کمیسیون مستقل انتخابات وکمیسیون شکایات انتخاباتی ارتباطات به صورت رسمی برقرار است. ارتباطات کمیسیون شکایات انتخاباتی با کمیسیون مستقل انتخابات بیشتر در امر رسیدگی به اعتراضات وشکایات انتخاباتی بوسیله مکاتب واستعلام‌ها وتطبیق فیصله‌های این کمیسیون در کمیسیون مستقل انتخابات است.
تصمیم‌گیری انتخاباتی
تصمیم‌گیری عبارت از جریان تشخیص وانتخاب شیوه عمل خاص برای حل یک مسئله ویا مشکل خاص                     می‌باشد(رحمانی، همان: ۱۲۷). تصمیم‌گیری انتخاباتی مطابق قوانین انتخاباتی بوسیله هر دو کمیسیون انتخاباتی صورت می‌گیرد. مدیریت برگزاری انتخابات توسط کمیسیون مستقل انتخابات ومدیریت رسیدگی به اعتراضات وشکایات انتخاباتی توسط کمیسیون شکایات انتخاباتی تصمیم‌گیری می‌شود. آنچه در علم مدیریت در مورد تصمیم‌گیری مطرح است؛ تعریف وشناسایی مسئله، پیدا کردن راه حل ها، انتخاب یک راه حل واجرای آن است. کمیسیون مستقل انتخابات مطابق قانون انتخابات بوسیله ودر چهارچوب لوایح، طرزالعمل‌ها، فیصله نامه‌ها واعلامیه‌ها تصمیم‌گیری می‌کند تا برگزاری انتخابات را مدیریت نماید وکمیسیون شکایات انتخابات؛ مطابق قانون انتخابات وبوسیله وچهارچوب لایحه رسیدگی به امور قرنتین، شمارش مجدد وابطال آراء وطرزالعمل رسیدگی به اعتراضات وشکایات انتخاباتی وبا کمک تفاهم نامه‌های همکاری ولوایح وطرزالعمل های کمیسیون انتخابات برای رسیدگی به اعتراضات وشکایات انتخاباتی تصمیم‌گیری می‌نماید. تصمیم‌گیری کمیسیون مستقل انتخابات بیشتر در فیصله نامه‌ها واعلامیه‌ها منتشر می‌شود وتصمیم گیری کمیسیون شکایات انتخاباتی نیز در اعلامیه‌ها وفیصله نامه‌های رسمی وبه صورت خاص در فورم تصمیم گیری رسیدگی به اعتراضات وشکایات انتخاباتی اتخاذ می‌گردد.
       کمیسیون مستقل انتخابات در یک تصمیم‌ گیری اداری وتخنیکی نسبت به انتخابات روبرو است که متأثر از موضوعات حقوقی هم است ولی کمیسیون شکایات انتخابات بیشتر در تصمیم گیری حقوقی قرار دارد.
      تصمیم گیری نهادهای انتخاباتی در دودایره مجزا از هم دیگر صورت می‌گیرد که انتخابات بوسیله آن مدیریت می‌گردد. با وجودی که دایره کاری نهادهای انتخاباتی از همدیگر متفاوت است ولی بنحو این دو دایره کاری با هم ارتباط داده می‌شوند تا تصامیم وفیصله‌های شان مورد تطبیق قرار گرفته وانتخابات را به یک نتیجه برسانند.
 

 
 
کنترل ونظارت انتخاباتی
کنترل و نظارت دارای دومفهوم جداگانه است؛ قسمت اول كسب اطلاعات از طريق مشاهده و بررسی وضع موجود و تعيين پيشرفت كارها در مقايسه با وضع مطلوب است كه نظارت ناميده می‌شود و قسمت دوم يعنی كنترل به منظور بـاز گردانيـدن سيستم اجرايی به شكل درست و مطلوب آن از طريق انجام كارهای اصلاح كننـده می‌باشد كه يك فرايند اجرايی و عملياتی باشد. در واقع نظارت، مهمتر و مقدم بر كنترل می‌باشد زيرا نظارت يك امر مشاهده‌ای و تحقيقی می‌باشد و اگر در يافتن انحرافات جريان عمليـاتی سـازمان مـوردی ديـده نشود نيازی به كنترل نخواهد بود(دانشور، بیتا: ۷). کمیسیون مستقل انتخابات در بحث نظارتی نسبت به کمیسیون شکایات انتخاباتی کمتر مورد توجه است. بیشترین نظارت توسط کمیسیون شکایات انتخاباتی صورت می‌گیرد که شفافیت پروسه انتخابات را تقویت می‌بخشد. اما در کنار کمیسیون شکایات انتخاباتی ناظرین ومشاهدین داخلی وبین‌المللی نیز وجود دارد که گزارش شان در امر رسیدگی به اعتراضات وشکایات انتخاباتی برای کمیسیون شکایات انتخاباتی یک اصل پنداشته می‌شود. ماده ۸۳ قانون انتخابات حقوق ومکلفیت ناظر ومشاهد را تصریح نموده است. نظارت از روند انتخابات که توسط کمیسیون شکایات انتخاباتی صورت می‌گیرد در هر مرکز رای دهی یک نفر به عنوان ناظر از طرف کمیسیون شکایات انتخاباتی در روز رای دهی گماشته می‌شود تا آنچه در یک مرکزی رای دهی اتفاق می‌افتد را گزارش تهیه نموده وهمچنان شکایت واعتراض که وارد می‎گردد را ثبت نماید. کنترل ونظارت انتخاباتی با بحث مفهومی کنترل ونظارت مدیریتی مصداق دارد که نظارت انتخاباتی از یک مشاهده آغاز وتحت کنترل که تصمیم‌گیری نسبت به تخطی‌ها وتخلفات است قرار داده می‌شود. بعضی از تخطی‌های که در روز رای دهی مشاهده می‌شود نسبت به آن اقدامات اصلاحی صورت می‌گیرد ولی در یک نظارت کلی اقدامات اصلاحی بعد از ثبت شکایات واعتراضات وگزارش ناظرین ومشاهدین توسط کمیسیون شکایات انتخاباتی در یک تصمیم‌گیری که دارای فرایند رسیدگی به اعتراضات وشکایات است، انجام خواهد شد. نتیجه تصمیم‌گیری کمیسیون شکایات انتخابات به عنوان اقدامات اصلاحی در کمیسیون مستقل انتخابات مورد تطبیق قرار گرفته واز برایند آن نتیجه انتخابات اعلان می‌گردد.
استخدام انتخاباتی
استخدام به معنی بگارگماشتن است که استخدام افراد در ادارات دولتی شامل استخدام عمومی می‌شود. استخدام عمومی عبارت از گماشتن افراد در ادارات دولتی برای انجام خدمت عمومی است(تلاش، ۱۳۹۳: ۱۲۱). استخدام باید برمبنای شایستگی صورت گیرد. شایسته بمعنی شایان، درخور، لایق وسزاوار است، که با فعل شایستن، گماشتن افراد را با کلمات شاییدن؛ سزاوار بودن، لایق ومناسب بودن، درخور بودن، در انجام امر بیان می‌کند(عمید، ۱۳۷۴: ۱۵۲۸). فرایند شایسته سالاری شامل؛ شایسته خواهی، شایسته شناسی، شایسته سنجی، شایسته گزینی، شایسته گیری، شایسته گماری، شایسته داری وشایسته پروری است(انصاری، ۱۳۹۱). استخدام برمبنای شایستگی در نظام اداری شایسته سالار صورت می‌گیرد که در نخست در این نظام شایسته خواهی مطرح باشد. سپس شایسته‌ها شناسایی شوند وتحت ارزیابی وسنجش قرار گرفته وبه گزینش شان اقدم کرد. تنها گماشتن افراد شایسته در اداره کفایت نمی‌کند بلکه شایسته پروری هم صورت گیرد. به عبارت دیگر هرگاه اداره قادر به گماشتن افراد شایسته در اداره خود شد باید یک محیط پویا را برای شگوفایی استعدادها مساعد کند وهمچنان کادرهای علمی خود را حفظ نماید. حفظ شایسته‌ها در اداره سبب ثبات اداره می‌گردد که کارایی واثر بخشی اداره را در جامعه منعکس می‌سازد. در اداره باید شغل‌ها تجزیه وتحلیل شود. در تجزیه وتحلیل شغل، درجه سختی شغل، وظایف ومسئولیت‌های موجود در آن، ومهارت‌ها وتوانایی‌های لازم برای انجام دادن آن مشخص وارزش آن شغل نسبت به سایر مشاغل در سازمان معین(اسفندیار، ۱۳۹۶: ۴۷) گردد. استخدام در نهادهای انتخاباتی از نظر زمانی تقسیم پذیر است به گماشتن افراد دایمی ومؤقتی در ساختار تشکیلات نهادهای انتخاباتی برای پیشبرد امور انتخاباتی. از این نظر باید تذکر داد اینکه؛ شایسته پروری بیشتر برای افراد دایمی در یک اداره انجام می‌شود. کارکنان دایمی یک اداره، افراد متخصص آن است که ثبات اداره را حفظ می‌کنند. کارکنان مؤقت برمبنای نیازمندی جهت پیشبرد امور اداری و وظایف جزئی که به صورت مؤقت گستردگی خود را دارد استخدام می‌گردند. پس به نظر میرسد اینکه؛ کارکنان مؤقت در استخدام کاری مراحل شایستگی ناقص را برای یک محدود برخوردارند تا حجم کاری یک اداره را در یک مقطع زمانی کاهش دهند. برای کارکنان مؤقت زمینه شایسته داری وشایسته پروری در یک اداره مساعد نیست. نهادهای انتخاباتی همچنان برای پیشبرد امور انتخاباتی در یک دور انتخاباتی به اساس ضرورت به استخدام کارکنان مؤقت می‌پردازند. کارکنان مؤقت در مدیریت برگزاری انتخابات برای کمیسیون مستقل انتخابات بیشتر کارساز است. کمیسیون شکایات انتخاباتی همچنان برای رسیدگی به اعتراضات وشکایات انتخاباتی برمبنای ضرورت خود کارکنان مؤقت را استخدام می‌کنند، اما تصور می‌گرددکه برای بخش مسلکی بیشتر کارساز نیست. بدلیل اینکه کارکنان مؤقت ضرورت به آموزش وکسب تجربه بیشتر دارد تا از انتخابات گذشته تجربه داشته باشند وقوانین نافذ انتخاباتی وروش های کاری جدید را برای رسیدگی به اعتراضات وشکایات انتخاباتی بداند وعملی سازد. هرم نیروی کاری نهادهای انتخاباتی برای مدیریت یک انتخابات قرار ذیل است:

 
 
 
 
نتیجه گیری
مدیریت انتخابات زمینه است برای نظم بخشیدن مشارکت سیاسی مردم جهت گزینش زمامدار ونمایندگان شان که از طریق برنامه ریزی، سازماندهی، هماهنگی، رهبری، کنترل، ارتباطات واستخدام نیروی بشری با حداقل مصرف رسانیدن بودجه ودر مدت زمان مشخص آن توأم با تصمیم گیری مدیران انتخاباتی صورت می‌گیرد. پس اهمیت مدیریت انتخابات در آن است که آنچه در مدیریت مطرح می‌گردد؛ بحث دانش وهنر داشتن انجام امور آن است که مدیران انتخاباتی نسبت به مدیریت انتخابات از آن بهره مند باشند. به عبارت دیگر کارگردانان انتخابات؛ نسبت به قوانین انتخاباتی، رویه وروش‌های علمی و مهارت مدیریتی انتخابات آشنایی داشته باشند تا به یک روند سیاسی نظم ببخشند. بدلیل اینکه انتخابات تعیین کننده سرنوشت یک ملت است ونمی‌شود در برابر آن یک نگاه ساده داشت. انتخابات به یک نظام مردمی مشروعیت می‌بخشد وچگونگی مدیریت آن در مشروعیت وعدم مشروعیت نظام سیاسی نقش دارد. اما درافغانستان مدیریت برگزاری انتخابات بوسیله یک الگوی مستقل مطابق قانون اساسی کشور که کمیسیون مستقل انتخابات است صورت می‌گیرد ونظارت ورسیدگی بر تخطی و تخلف انتخاباتی مطابق قانون انتخابات تا انتخابات پارلمانی ۱۳۹۷ به صورت مستقل توسط کمیسون شکایات انتخابات ورسیدگی به جرایم انتخاباتی توسط سارنوالی ومحاکم کشور صورت می‌گرفت. ولی با تعدیل قانون انتخابات برای انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۸ صلاحیت کمیسیون شکایات در مورد حذف نامزد از لست وابطال قرار دادن آرای یک مرکزرای دهی محدود به تصمیم گیری مشترک هردوکمیسون انتخاباتی ودرصورت عدم توافق به محکمه اختصاصی این صلاحیت انتقال پیدا کرد. اگر قرار باشد کمیسیون شکایات در ساختار مدیریت برگزاری انتخابات که کمیسیون مستقل انتخابات است مدغم شود در آن صورت مدیریت انتخابات در یک الگوی ناقص مستقل قضاوت انتخاباتی قرار خواهد گرفت که منطق رسیدگی به دعوا چنین موردی را ایجاب نمی‌کند. مدیریت انتخابات در افغانستان در یک محور خطی تعریف می شود که در یک طرف آن کمیسیون مستقل انتخابات وطرف دیگر آن کمیسیون شکایات انتخاباتی قرار دارد.
   کمیسیون مستقل انتخابات                                                       کمیسیون شکایات انتخاباتی
 
هرگاه این خط شکستانده شود؛ تحول جدید در بحث انتخابات افغانستان پدید میآید که به طرف کسب تجربه جدید وضعیت را جهت میدهد. بحرانی شدن نتیجه انتخابات چند دور ریاست جمهوری، سبب ایجاد بی‌اعتمادی مردم نسبت به انتخابات شد. ولی این بی‌اعتمادی از نظر ساختارسازی انتخاباتی شکل نگرفته است که ساختارهای انتخاباتی از نظر نهادسازی چالش ایجاد نماید بلکه ارتباط دارد به متصدیان ساختارهای انتخاباتی وروش اخذ رای مردمی که انتخابات را چگونه مدیریت کرده اند؟ تجربه نیز نشان میدهد که ساختارنهادهای انتخاباتی یک مشکل جدی برای انتخابات افغانستان محسوب نمی‌شود بلکه کارکرد، کارگزاران آن وروش رای دهی مردم می‌تواند انتخابات را به طرف مطلوب یا نامطلوب سمت وسو دهند. روش رای دهی که در یک نظام انتخاباتی تعریف می‌گردد، هنجارهای حقوقی که ساختارهای انتخاباتی را مدیریت می‌کند وروندگماشته شدن رهبری ساختارها که از یک مجرای سیاسی صورت می‌گیرد انتخابات را به بحران سیاسی می‌کشاند که نتیجه انتخابات قابل قبول برای طرف‌های سیاسی در انتخابات ریاست جمهوری نمی‌باشد. در ضمن استقلالیت مدیریت برگزاری وقضاوت انتخاباتی درانتخابات سبب ایجاد مدیریت سالم انتخابات می‌گردد که برای یک ملت تاریخ ودولت می‌سازد. به احتمال زیاد می‌توان به این گونه بحران بی اعتمادی انتخاباتی را در افغانستان نسبتاً‌ مدیریت کرد.
 
 
 
منابع
۱.آبادی، محمد داود(۱۳۸۵)، مديريت و ارتباطات سازمانی، قابل مشاهده در : «http://maghalatesarable.blogfa.com/post/56».
۲.اسنفدیار، سعادت(۱۳۹۶)، مدیریت منابع انسانی،‌تهران، نشر سمت.
۳.الوانی، سـید مهـدي، (1384)، مـدیریت عمـومی ، ویراسـت دوم، چـاپ بیسـت و چهـارم، تهران، نشر نی.
۴.بیکدلو، فهیمه ورهنورد، فرج اله(۱۳۹۶)، «سنجش هماهنگی میانسازمانی و شناسایی عوامل مؤثر بر آن در سازمانهای عمومی»، فرایند مدیریت توسعه دوره ۳۰ تابستان ۹۶ شماره ۲ پیاپی ۱۰۰.
۵.تلاش، میرحسین( ۱۳۹۳)، نظام حقوقی استخدام عمومی در پرتو نظام اداری شایسته سالار در افغانستان، کابل، انتشارات محمدی.
۶.دانشور، غلام رشا(بیتا)، اصول نظارت وکنترل، قابل مشاهده در ویب سایت: « https://stat.bpums.ac.ir/UploadedFiles/xfiles/File/amar/amoozesh/osulNezaratControl.pdf».
۷.رحمانی، عبداللطیف(۱۳۹۸)، مبانی واصول مدیریت، کابل، انتشارات سعید.
۸.رضائیان، علی(۱۳۹۵)، مبانی سازمانی ومدیریت، تهران، انتشارات سمت.
۹.سعیدی، پرویز(۱۳۸۶)، اصول مدیریت وسرپرستی، تهران، انتشارات پویش.
۱۰.عمید، حسن( ۱۳۷۴)، فرهنگ فارسی عمید، جلد دوم، تهران، انتشارات سپهر.
۱۱.قیصری، نوراله ودیگران(۱۳۹۴)، مدیریت انتخابات در ایران؛ کیفیت و ارزیابی اجرا، فصلنامه پژوهشهاي راهبردي سیاست، سال چهارم، شماره ۱۳.
۱۲.محبی فر، رفعت(۱۳۹۲و۱۳۹۳)، جزوه درسی اصول ومبانی مدیریت قابل مشاهده در ویب سایت: «http://www.sssup.it/UploadDocs/18005_5_R_Handbook_for_Domestic_Election_Observers_OSCE_fa_13.pdf».
۱۳.هاشمی، محمد طاهر(۱۳۹۲)، حقوق اساسی ومؤسسات سیاسی، کابل، انتشارات یوسف زاده.
۱۴.پالیسی اصلاحات انتخاباتی سال ۱۴۰۰ مربوط به کمیسیون مستقل انتخابات، قابل مشاهده در ویب سایت آن کمیسیون:«https://www.iec.org.af/pdf/legalframework/policies/electoral-reform-policy-dari.pdf».
۱۵.فصلنامه کمیسیون شکایات انتخابات، شماره پنجم وششم خزان ۱۳۹۷.
۱۶.قانون انتخابات، ۴ میزان ۱۳۹۵ نمبر مسلسل ۱۲۲۶ جریده رسمی.
۱۷.مصاحبه دکتر انصاری(۱۳۹۱) در مجله الکترونیکی ویستا در رابطه به فرهنگ شایسته سالاری.