جهانی شدن تروریسم با توجه به راهکارهای مبارزه در برابرآن - میرحسین تلاش
جهانی شدن تروریسم با توجه به راهکارهای مبارزه در برابرآن
میرحسین تلاش
استاد دانشگاه
چکیده
توأم با طرح جهانی شدن، بعضی از پدیدههای دیگر که برخلاف توقع قبلی است، نیز گرایش جهانی پیدا میکند. تروریسم به عنوان یک برداشتی از اندیشۀ افراطیت که بیشتر باورعملی به آن نهفته میباشد، در مسیری جهانی شدن قرار دارد. رویدادهای تروریستی در سطح بعضی از کشورها علامۀ جهانی شدن آن را نشان میدهد. درعصر حاضر حتی قدرتهای منطقه وجهان به هراس از نا امنی ملی وبینالمللی در برابر آن قرار گرفتهاند. به رغم اینکه ادعایی وارد میشود که بعضی از دولتها؛ حامی گروههای تروریستیاند. اما بخاطر سهیم شدن در حوزۀ همکاری بینالمللی در امر مبارزه در برابر تروریسم راهکاری مشخصی را در نظر میگیرند. به همین منظور، در این مقاله به بحث گرفته خواهد شد که تروریسم چگونه گرایش جهانی دارد وراهکار مبارزۀ دول در این راستا چیست؟ طی دو مبحث جداگانه، "جهانی شدن تروریسم" و"راهکارهای جهانی مبارزه در برابر تروریسم" پرداخته خواهد شد.
واژگان کلیدی: تروریسم، جهانی شدن، فناوری اطلاعات، مبارزه وراهبرد.
مقدمه
امروز تروریسم را نمیتوان تنها در محدودۀ مرز جغرافیای یک کشور مورد مطالعه قرار داد. این پدیده در ماورای مرزها قرار گرفته است. ابزارهای جدید؛ به عنوان فناوری اطلاعات در عرصۀ برقراری ارتباطات، امکانات بیشتری را برای گروههای تروریستی مساعد ساخته که از آن در تبلیغات شان استفاده میکنند. آنچی نقش اساسی در انجام تبلیغات این گروهها برای سربازگیری دارد، اندیشۀ افراطی شان میباشد که عدۀ را به خود شان جذب مینماید. طرح عقاید دینی، رویکرد مبارزۀ شان را تشکیل میدهد. از این نظر است که بیشتر جوانان کم آگاه تحت تأثیرتبلیغاتی شان قرار میگیرد وبه گروههای تروریستی میپیوندند. از طرف دیگر زمینههای زیادی برای رشد مفکورۀ افراطیت وجود دارد که در اختیار تروریستان است؛ از اختیارات مالی واقتصادی تا دسترسی به اسلحه وانجام تبلیغات. در این مورد ادعایی از طرف بعضی از کشورها وارد میشود که دول حامی تروریسم موجب شده تا اندیشۀ هراس افگنی بصورت فزونی آن توسعه یابد. علاوه برآن؛ فقر وتنگدستی جوامع علت دیگری از رشد افراطیت میباشد که بیکاری را عاملی سیرصعودی کمیت گروه های تروریستی قلمداد میکنند. در عصر حاضر، رویدادهای که اتفاق میافتد اکثریت کشورها دامن گیر آن میشوند. چون مفهوم امنیت، مرزهای ملی را شکستانده و دولتها در پی تأمین امنیت شان فراتر از مرزهای موجود شان استند. حملات یازدهم سپتامبر در امریکا نشان داد که امنیت، مفهوم بینالمللی خود را نیز دارد وممکن یک کشور در تهدید بیرونی قرار گیرد. همان بود که پای نیروهای نظامی امریکا در افغانستان وعراق کشانیده شد. گرچی در حال حاضر بعضی از کشورهای منطقه، امریکا را متهم به حمایت از گروههای تروریستی مانند داعش میکنند. اما ظاهراً مقامات امریکایی کشورش را در تهدید تروریستان میدانند. گروههای تروریستی در کشورهای مختلف رو به توسعهاند که بعضی از این گروهها را بگونۀ مثال در این مقاله به معرفی خواهم گرفت. برای مبارزه در برابر تروریسم نیازمند راهکارهای جهانی است که در مقالۀ حاضر به آن خواهم پرداخت.
در این مقاله از روشهای تحلیلی، توصیفی، کیفی وبه صورت محدود کمی وهمچنان کتابخانۀ والکترونیکی استفاده شده تا برای پرسشی موجود(تروریسم چگونه گرایش جهانی دارد وراهکار مبارزۀ دول در این راستا چیست؟) پاسخی را دریافت کنم. گرچی بنظر میرسد که فناوری اطلاعات ودسترسی تروریستان به منابع بیشتری با تبانی دول حامی توانستهاند گرایشی جهانی پیدا کند اما اثبات این فرضیه نیازمند انجام تحقیق است. در مورد تروریسم؛ مقالات وکتب زیادی منتشر شده اما در مقالۀ حاضر کوشیدم تا مطالب بدیع را ارایه نمایم. این مقاله دارای دومبحث میباشد. مبحث اول"جهانی شدن تروریسم" ومبحث دوم"راهکارهای جهانی مبارزه در برابر تروریسم".
مبحث اول)جهانی شدن تروریسم
در این مبحث تمرکز بیشتر روی موضوعات متنوع که مبیین ابعاد جهانی شدن تروریسم باشد، وجود دارد. آنچی نقش اساسی در گسترده شدن فعالیتهای تروریستی دارد؛ بررسی عوامل شکلگیری آن، نقش ابزارهای ارتباطات وفناوری اطلاعات در جهانی شدن تروریسم، رویدادهای جهانی تروریستی وگروههای جهانی تروریسم است، که طی چند عنوان مشخصی به آن پرداخته میشود.
بند اول) بررسی عوامل شکل گیری گسترده شدن فعالیت های تروریستی
ظهور وتوسعۀ هرپدیدۀ ناشی از یک سلسله عواملی است که در رشد ونموی آن نقش اساسی دارد. بررسی چنین عللی میتواند ما را در راستای درک عمیق از مسألۀ مورد نظر کمک نماید. تروریسم نیز به عنوان یک پدیدۀ شوم که زندگی بشر را مورد تهدید قرار میدهد، پیدایش وگسترش آن بستگی به همچون عواملی دارد که باید با دقت لازم به آن پیبرد تا راهکارهای مبارزه را نهادهای مربوط، نسبت به آن ترسیم نمایند. بدین لحاظ، در این بند طی چند عنوانی به آن میپردازم.
الف)ایدیولوژیک عمل کردن گروه های تروریستی
ایدیولوژی به عنوان اساسیترین عنصر شکلگیری گروههای تروریستی وانجام فعالیتهای شان محسوب میشود که افراد عقیدتی را به صورت سهل آن به خود مجذوب میکند. همچنان تمام رفتارهای تروریستی در یک دیدکلان ایدیولوژیکی توجیه میگردد. با این طرز فکر افراد تروریست با رفتارهای خشونت آمیز، آرامش بدست میآورد واحساس انجام گناه را ندارد. حتی تحت تاثیر افکار عمل نیک قرار میگیرد ودست به انجام عمل تروریستی میزند. با این نگرش که مسئولیت خود را اداء نموده است. ایدیولوژی رایج ترین واژۀ جهانی تروریسم که جهات فکری آنها را سمت وسؤ میدهد وافراد هم طرز فکر در درون ساختارمشترک، فراتر از محدودۀ یک جغرافیا مانند داعش عمل میکند. هم اندیشه بودن طالب وداعش یکجا شدن این دو گروه را در سازماندهی حملات تروریستی ممکن میسازد اما دخیل بودن قدرتهای منطقه با ایجاد انشعاب درونی واستفادۀ آن بنفع شان مانعی نزدیکی این دوگروه میشود. "اساساً از آنجا كه در رویكردی كلان ایدئولوژی ارائه كننده چارچوبی جهت تبیین و نگاه به مسایل مختلف میباشد. در شكلگیری تروریسم جدید عامل ایدئولوژی به عنوان عامل رهایی بخش از سرخوردگی و بی هویتی ناشی از عوامل نامطلوب جهانی شدن میتواند نقش كلیدی پیدا كرده و توجیه كننده اقدامات خشونت بار افراد و گروهها گردد(گوهری مقدم، 1390: 179). حضور همیشگی یک پشتوانه فکری در توجیهات اقدامات تروریستی نشان دهنده و بیانگر ارزش ایدئولوژی و کارکرد آن در حرکتهای تروریستی میباشد. طبق این دیدگاه ایدئولوژی اصلیترین عنصری است که فرد و گروه را به اقدامات تروریستی وا میدارد. ایدئولوژی سازکارهای روانی مورد نیاز را برای ارتکاب اعمال تروریستی فراهم میکند(بشلر ژان، 1370)".
ب)دراختیار داشتن منابع اقتصادی
تأمین مالی گروههای تروریستی زمینه را برای تداوم فعالیت آنها مساعد میسازد. در اختیار قراردادن منابع کافی(مادی) وبکارگیری آن در انجام حملات تروریستی راهکارهای مبارزه را در برابر تروریستان به چالش میکشاند. بگونۀ مثال، داعش یکی از گروههای تروریستی است که اقدامات این گروه فرا مرزی میباشد. امروزه این گروه نه تنها در عراق وسوریه در برابر دولت این دو کشور می جنگند بلکه، در افغانستان هم حضور یافتند وفعالیت شان توسعه میابد وهمچنان در کشورهای اروپایی مانند فرانسه وآلمان نیز انفجار وانتحار را سازماندهی نمودند. ادعایی زیادی وجود دارد که منابع مالی در اختیار این گروه داده شده ویا اینکه از آن بهره منداند. " داعش از ثروتمندترین سازمانهای تروریستی در جهان است که کنترل سرزمینهای عظیمی، را در دست گرفته است(بهار نیوز، 1393، کد مطلب، 46910). از ابتدای شروع فعالیتهای داعش در عراق بسیاری از تحلیل گران حوزه انرژی نگران بودند که دستیابی این گروه به منابع نفتی این منطقه، بازار جهانی را تحت تأثیر قرار میدهد. (روزنامه تعادل، 1393: کد مطلب 3855). این گروه تروریستی توانست در ظرف سه سال گذشته بر بسیاری از میادین، پالایشگاهها و تاسیسات نفتی در شرق سوریه نیز تسلط پیدا کنند(ایسنا، 1393، کد مطلب93071709853). درآمد بالای حاصل از تجارت مواد مخدر به گونهای است که نیروهای داعشی را به تلاش برای یافتن بازارهاییدر کشورهای اروپایی و افریقاییترغیب نموده است بخش اعظمی از مواد مخدرقاچاق شده به اروپا از مرزهای سوریه و عراق منتقل میشود و گروه تروریستی داعش سالانه یک میلیارد دلار بهدست میآورد(آزانس خبری پژواک، 1: 1393(. آنها همچنین تا کنون بانکهای الثرثار، بانک الرافدین، بانک بغداد، بانک سرمایهگذاری را مورد سرقت قرار دادهاند(شفقتا، 1393، کد مطلب37065). آنچه باید متذکر شد این است که با گسترش یافتن تصرفات داعش، میراث فرهنگی دو کشور عراق و سوریه که بخشهایی از خاکشان به تصرف این گروه در آمده است، در دست غارت و چپاول است. با این چپاول، گذشته دو کشور در خطر محو شدن است. میراث فرهنگی کشور سوریه که در معرض تخریب قرار دارد، بسیار متنوع است و از بقایای تمدن تاریخی بین النهرین، آشوریها، یونانیها، رومیها، دوره اسلامی متفاوت است(شبکه خبر، 1393، کد مطلب65496). از سال 2008 به این سو حداقل 125 میلیون دلار درآمد از آدمربایی داشتهاند که از این مبلغ فقط 66 میلیون دلار در سال گذشته پرداخت شده است. وزارت خزانهداری ایالات متحده نیز مقدار این غرامتهای پرداختی را در مجموع تا سال 2014 مبلغی بالغ بر 165 میلیون دلار اعلام کرد. شدت آدم ربایی و گروگانگیری توسط این گروه تروریستی درحدی است که در سال 2003 آدمربایان از هر گروگان 200 هزار دلار دریافت کردند، اما اکنون این رقم به 10 میلیون دلارافزایش پیدا کرده است(شبکهی خبر، 1393کد مطلب: 64907( ". چنین منابع میتواند فعالیت گروههای تروریستی را وسعت بخشد وجهانی سازد.
ج)دراختیار داشتن ابزارهای تبلیغاتی
تکنالوژی ارتباطات واطلاعات نقش مؤثری در سمت وسو قراردادن افکار دارد. با در اختیار داشتن ابزار اطلاعاتی میتوان ذهنیت عدهای را که به عنوان مخاطب استند، به خود معطوف کرد. " تكنولوژی ارتباطات یكی از مقتدرترین نیروهای موثر در تحولات اقتصادی، فرهنگی و حتی سیاسی قرن بیست ویكم است. تغییرات اساسی حاصل از آن، در روش زندگی نیز روش حكومت دولتها بر جامعه تاثیر میگذارد. این تكنولوژی به كار و افراد، آموزش و افراد را قادر میسازد كه سرعت به یك نیروی حیاتی در رشد اقتصاد جهانی تبدیل شده است و اقتصادی با بیشترین كارایی با هم ارتباط در همه نقاط جهان برای اظهار مسایل اجتماعی برقرار كنند. بنابراین جهانی شدن مخصوصاً بًعد اطلاعاتی و ارتباطی آن با انقلاب علمی و نیروی دانستههای جدید مرتبط اسـت. انقـلاب علمـی، دانش فنی، اطلاعات، ارتباطات و جهش انقلاب علمی و انسانی نه تنها محركه اصلی جهانی شدن هستند، بلكـه جهانی شدن و شباهت دانش فنی، دو روی جداییناپذیر یك سكه محسوب مـیشوند. از تلفیق خاص و علمی جهـانی شدن در بًعد فناوری و فراوان حوزه های نفوذ جهانی شـدن در بًعـد فرهنـگ است كه مفهوم جهانی شدن ارتباطات شكل میگیرد(سنایی و ایرجی فر، 1392 :96 (. این گستره جایگاه عمیقی را از نظر فناوری و ارتباطات و وسایل و ابزار ارتباطی در صحنه بینالمللی فراهم آورده و رشد فناوری انترنت و زایش وبسایتها جایگاه نوینی را در عرصه فنآوری های بینالمللی پدید آورده است( یزدانی و دیگران، 1391 :49 )". قرار گرفتن فناوری اطلاعات وارتباطات در اختیار گروههای تروریستی توانسته است که افکار عمومی ملل جهان را نسبت به خودش جذب نموده وایجاد ارعاب وترس کند.
د)دسترسی به اسلحۀ جنگی
دسترسی تروریستان به اسلحه زمینۀ مبارزه را در برابر این گروهها به دشورای میکشاند. سایتهای خبری گزارشی را انتشار نمودند که بعضی از کشورها تروریستان را برای دادن اسلحه یاری میرساند. "تحقیق به عمل آمده توسط روزنامه ترود بلغارستان ثابت میکند که اسلحه از این کشور به طور مستمر توسط یکی از کشورهای عرب حوزه خلیج فارس به تروریستهای جبهه النصره در سوریه صادر میشود.
به گزارش اسپوتنیک به نقل از ایرنا- روزنامه فرامنطقهای رأی الیوم در گزارشی از افشاگری روزنامه بلغارستانی تریدو درباره ارسال سلاح به تروریستها در سوریه خبر داد.
روزنامه نگاران تریدو خاطرنشان میکنند که کشتی ماریان دانیکا حامل سلاح ساخت بلغارستان از بندر پورگاس واقع در شرق بلغارستان هر ماه دو بار به طور دورهای رهسپار یکی از کشورهای خاورمیانه میشود. کشتی مزبور در تاریخ 28/03/2017 (سهشنبه 8 فروردین 1396) حامل چند تن از تسلیحات بلغارستان رهسپار این کشور واقع در حاشیه خلیج فارس شد که تریدو نام آن را ذکر نکرد.
این کشتی به طور رسمی محمولههای خطرناکی را با علامت (Hazard A Major) انتقال داده است که بر اساس استاندارد جهانی به کشتی های حامل مواد منفجره و تسلیحات اعطا میشود.
این محموله خطرناک پس از گذشت هشت ساعت به نقطه موردنظر تخلیه شد و کشتی بار دیگر به بندر پورگاس بلغارستان بازگشت.
بر اساس گزارش مزبور تسلیحات بلغارستان صادر شده هیچ تناسبی با نیروهای نظامی کشور عربی یاد شده ندارند و این کشور هیچ گونه ارتباط دیپلماتیک و سیاسی با سوریه ندارد و ارتش آن فقط از تجهیزات نظامی ساخته شده در کشورهای غربی استفاده میکند.
به نوشته رأی الیوم، این افشاگری پس از آن انجام گرفت که خبرنگاران ترود در دسامبر سال 2016 مقدار متنابهی از تسلیحات بلغارستان ساخت کارخانه «ف إم ز — سوبوت» را در 9 انبار تسلیحاتی متعلق به جبهه النصره در شرق شهر حلب سوریه یافتند. جبهه النصره از سوی سازمان ملل و جامعه بین الملل به عنوان یک گروه تروریستی شناخته شده است.
تیم روزنامه تریدو اعلام کردند با اینکه صدور تسلیحات به طور رسمی به سوریه به دلیل جنگ داخلی مستمر در این کشور ممنوع اعلام شده اما اعضای این تیم دو میلیون قطعه نظامی و چهار هزارفروند موشک گراد را در اختیار تروریستها در حلب یافته است.
موشک 122 میلی متری گراد ساخت بلغارستان دارای برد چند کیلومتر است و در صورت اصابت به ساختمانهای مسکونی تلفات جانی سنگینی از خود برجا میگذارد.
علاوه بر آن بر اساس تحقیق یاد شده عناصر النصره از گلولههای توپ 73 میلی متری و گلولههای ضد تانک 40 میلی متری استفاده کردهاند(سپوتنیک نیوز، 2017، کد مطلب، 201704252438107). تصمیم ایالات متحده امریکا برای فروش اسلحه به سوریه در حکم تهدید مستقیم هواپیماهای نیروهای هوایی روسیه، نیروهای نظامی این کشور و سفارتخانه روسیه در سوریه است.
به گزارش اسپوتنیک به نقل از منابع خبری، تصمیم ایالات متحده امریکا برای فروش اسلحه به سوریه در حکم تهدید مستقیم هواپیماهای نیروهای هوایی روسیه، نیروهای نظامی این کشور و سفارتخانه روسیه در سوریه است. ماریا زاخاروا سخنگوی رسمی وزارت امور خارجه روسیه در این رابطه گفت: «واشنگتن روی ارسال کمک های نظامی به تشکلات ضد حکومت سوریه که تفاوت زیادی با قاتلان شبه نظامی ندارد، حساب زیادی باز کرده است. ارسال سلاح برای این تشکلات از جمله سامانه های موشکی متحرک در لایحه جدید قانونی امریکا ذکر شده است».
زاخاروا همچنین اظهار کرد که دستگاه ریاست جمهوری ایالات متحده امریکا نمیتواند این مساله را درک کند که سلاحها بلافاصله به دست جهادگرانی خواهد افتاد که مدتهاست تحت عنوان اپوزیسیون میانه رو مبارزه میکنند.
زاخاروا تاکید کرد: «احتمالا امریکا روی همین مساله حساب باز کرده است زیرا عملا قیومیت گروهک تروریستی «جبهه النصره» که شاخهای از «القاعده» محسوب میشود را به عهده گرفته است. این اقدام به معنای همدستی با تروریستها است و نه چیز دیگر. تصمیم اخیر امریکا برای ارسال اسلحه در حکم تهدید مستقیم هواپیماهای نیروهای هوایی روسیه، نظامیان روسیه و سفارتخانه ما در سوریه است که چندین مرتبه مورد هجوم قرار گرفتهاند. به همین خاطر وزارت خارجه روسیه این اقدام امریکا را گام خصمانه تلقی میکند»(سپوتنیک نیوز، 2017، کدمطلب، 201612272097212)". چنین ادعایی ثابت میکند که تروریسم دارد جهانی میشود.
ر)دول حامی تروریسم
دول حامی تروریسم نیز در جهانی شدن تروریسم کمک میکند. ادعای زیادی وجود دارد که بعضی از کشور ها هم تأسیس کنندۀ گروه های تروریستیاند وهم حامی آنان. اما ظاهراً در برابر تروریسم قرار دارند. اتهاماتی زیادی میان ایران وامریکا وجود دارد که همدیگر را متهم به حمایت تروریستان مینماید. "در واکنش به گزارش سالیانه وزارت خارجه آمریکا که در آن ایران را بزرگترین حامی تروریسم در جهان دانسته بود، وزارت خارجه ایران، آمریکا را به عنوان متحد اصلی اسرائیل، بزرگترین حامی تروریسم دولتی خواند(دویچه ویله فارسی، 2016، کد مطلب، 19307469). گزارش خبرنگار خبرگزاری تسنیم، این روزنامه در گزارشی بهقلم پژوهشگر آمریکایی آدام وینشتاین، نوشت: سالهاست که ایران لقب ناخوشایند «بزرگترین حامی دولتی تروریسم در جهان» را گرفته است.
با وجود این، از 61 گروهی که نامشان در فهرست سازمانهای تروریستی وزارت خارجه آمریکا قرار گرفته است، اکثریت چشمگیر آنها گروههایی هستند که الهام گرفته از وهابیت هستند و از حمایت مالی سعودیها برخوردارند؛ گروههایی که تمرکز خود را روی غرب و ایران بهعنوان دشمنان اصلی خود معطوف کردهاند.
تنها دو گروه (از گروههایی که نامشان در این فهرست سیاه است) شیعه هستند ــ حزبالله (لبنان) و گردانهای حزبالله (عراق) ــ و تنها چهار گروه تاکنون ادعای دریافت حمایت از ایران کردهاند. تقریباً همه گروههای شبهنظامی سنی موجود در این فهرست، یا از دولت سعودی یا شهروندان سعودی حمایت قابل توجهی دریافت میکنند. وهابیت، ایدئولوژی توافق بین بلندپروازیهای افراد متعصب و افراطی، و نیازهای حاکمان (عربستان) است.
وهابیت را میتوان زیرمجموعه مذهبی ــ سیاسی رویکرد سلفی در اسلام دانست. سلفیها نام خود را از السلف الصالح یا «یاران پرهیزگار» (حضرت) محمد(ص) گرفتهاند و مدعیاند که از سیره وی تبعیت میکنند. چیزی که وهابیت را از سلفیگری متمایز میکند، این است که وهابیت برای حفظ قدرت خود وابسته به آل سعود است، در حالی که سلفیگری پدیدهای جهانی است. با وجود این، پاکستان بیشتر از جهان عرب، در معرض صدور افراطگرایی از عربستان سعودی قرار دارد. گونهای از سلفیگری تحت حمایت سعودی موسوم به جنبش اهل حدیث در سراسر پاکستان ترویج یافته است، و در عین حال، جنبش اصولگرایانه دیوبندی در این کشور بیش از پیش از حمایت کمک کنندگان از کشورهای عربی حوزه خلیج فارس برخوردار شده است.
بر اساس یکی از اسناد دولتی آمریکا، «سازمانهای «خیریه اسلامی» در عربستان سعودی و امارات عربی متحده که ظاهراً از حمایت مستقیم دولتهای این کشورها برخوردارند، سالانه حدود 100 میلیون دلار بهعنوان حمایت مالی در اختیار روحانیان دیوبندی و اهل حدیث در منطقه قرار میدهند». این نوع آمیختگی سلفیگری و جنبش دیوبندی بهقیمت برداشتهایی متفاوت از اسلام در جنوب آسیا تمام شده است، همچون فرقه (صوفی) بریلوی (خبرگزاری تسنیم، 1396، کدمطلب، 1363334). پاکستان مرکز تروریسم بین المللی : اسناد معتبر بین المللی از سازمان ملل متحد و تا وزارت های خارجه اعضای دایمی شورای امنیت ( بخصوص وزارت خارجه امریکا ) ، سایر کشور ها و مطبوعات جهانی گویای این حقیقت است که ، سرنخ بسیاری حوادث دهشتبار تروریستی از کابل ، تا بمبیی ، دارالسلام ، چیچین ، سینکیانگ و تا نیویارک به پاکستان گره میخورد . پاکستان مکان امن برای شرارت پیشه گان جهان گردیده و سردسته های سازمانهای تروریستی در«خانه های امن آی اس آی» مصروف طراحی عملیات وحملات دهشتبارمیباشند وبرای تعین « رهبران » و نظم ونسق امورجلسات علنی وتاچندصدتن رادایرمینمایند.(همین اکنون دهاسازمان تروریستی مشمول لست سیاه سازمان ملل متحد و خارجه امریکا در پاکستان علنی فعال بوده ومورد حمایت آی اس آی قرار داشته، تسلیح و تجهیز میگردند(بامداد، 2017، کدمطلب، 2480)". بسیاری از دولتهای دیگر همچون در اتهام حمایت از تروریستان قرار دارند حتی روسیه را متهم به حمایت از طالبان میکنند. چنین روندی در جهانی شدن تروریسم کمک کننده است.
ح)فقر وتنگدستی زمینۀ برای جذب نیروی تروریستی
علی رغم که تروریسم ریشه سیاسی و روانی دارد، وضعیت اقتصادی دولتها و کشورها هم نقش مهم در پیدایش آن ایفا می کند. برخی نظریه پردازان سیاسی معتقدند که یکی از عوامل مهم و اساسی تروریسم فقر و شکنندگی اقتصادی است.
تغییرات اقتصادی شرایط و تحولات را به وجود می آورند که در پرتو آن بسیاری از بی ثباتی های سیاسی و اجتماعی و گروهای تروریستی شکل می گیرد.
خصوصاٌ گروهای شبه نظامی ایدئولوژیک افراطی به وجود می آید و اعضای گروهای تروریستی اکثرا جوان فقیر و تحصیل نکرده هستند. ریشهای اصلی این معضل در فقر است و تا زمانیکه نیازهای اولیه انسانها نظیر بهرهمندی آنان از آب و هوا و غذای سالم نادیده انگاشته شود، فقر، بیماری و ناامیدی پدید میآید و مردم ناامید غالباً برای رفع مشکلات خود به راهکارهای غیرمتعارف رو میآورند. این افراد برای زدودن فقر از چهره خود دیگر به فکر خود و افرادی که به آنان ضربه میزنند، نیستند؛ بلکه هدف آنان دستیابی به عدالت است و تروریسم و ترور وسیلهای برای دستیابی به این هدف به شمار میرود. به عقیدهی این گروه، پیشرفت تکنولوژی و علوم در رفع مشکلات بشریت و گسترش عدالت ناموفق بوده است و آنچه که در ایالات متحده آمریکا به وقوع پیوست، نتیجهی اعمال خشونت مخوف برعلیه سیستمی بود که نظام جوامع بشری را تحت تأثیر سیاستهای نامتناسب خویش قرار داده بود(اخلاقی نویان، 1394: ویب لاگ).
بنددوم)نقش فناوری اطلاعات در گسترش فعالیت های تروریستی
فناوری اطلاعات پدیدههای بومی را جهانی میسازد. برای جهانی شدن آن نیازمند انجام تبلیغاتی بیشتر است تا میان جوامع مرسوم شود." موردی كه دیدگاه و گسترة جهانی شدن را در عرصة زندگی امروز توسعه بخشیده، وسعت این نظریه و مفهوم است كه جنبههای متنوع سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، جغرافیایی، معماری، و اطلاعرسانی را قابل توجیه میكند. از دیدگاه ماهوی، جهانیشدن با حوزة اطلاعرسانی دارای روابطی است كه به ایجاد جامعهای علمی متنهی میشود كه در آن، جریان پیوستة اطلاعات، انتشار سریع عقاید و افكار را تسهیل میكند(اسماعیلی، 1381: 22)". امروز جوامع نه تنها دسترسی به رسانههای مانند رادیو، تلوزیون ویا اخبار چاپی دارند بلکه انترنت سهولت هایی بیشتری را آفریده که اکثریت افراد حتی با سنین کوچکی در صفحات اجتماعیاند وبزودی پیام را دریافت مینمایند وهمچنان پیام میدهند. "جهان در عصر جدید شاهد دگرگونی عظیمی در بخش علوم و فنون است که در کانون آن علوم و فنون مربوط به اطلاعرسانی قرار دارد و در حال تغییر سریع چهره جوامع بشری است. از فبروری 1946 که اولین رایانه پدید آمد تا به امروز که بیش از یکصد میلیون نفر از انترنت استفاده میکنند، پیشرفت سریع فنون اطلاعاتی، زمینه انقلاب تازهای را فراهم آورده است(امیدوارنیا، 1381: 77-79)". اما مخاطبین بیشتر تحت شایعات رسانهها قرار میگیرند اینکه مجازی باشد یا حقیقی. از نظر روانی افراد متأثر از شایعات رسانهها اند. اینکه چقدر تاثیرگزار میباشد؟ بستگی به نفوذ آن دارد. "هـر شـایعه مـیتوانـد دربرگیرنده بخش قابل توجهی از واقعیت باشد (تاکتیک تسطیح در شـایعه سـازی ) ولـی ضـریب نفوذ آن بستگی به درجه ابهام و اهمیت آن دارد. در واقع هر چقدر شایعه پیرامون مسائل «مـبهم » و «مهم» باشد همان مقدار ضریب نفوذ آن افزایش مییابد(محمدی نجم، 1384: 25)". تروریستان در این اواخر توانستهاند از منابع تبلیغاتی بنفع شان خوبتر استفاده کنند در صفحات اجتماعی حضور دارند وبا افکار شان ذهنیت جامعه را برهم میزنند. بخصوص جوانان را تحت تأثیر اندیشه های افراطیت قرار میدهند و از این طریق سربازگیری دارند. از طرف دیگر فناوری اطلاعات موجب شده است تا بدین وسیله ارعاب وترس میان جوامع گسترش یابد وامروز به سادگی پیامهای ترساننده در تمام نقاط جهان میرسد که این امکان را رسانهها مساعد ساخته وبرای ملتها نگرانی ایجاد میکند. ابزارهای اطلاعاتی در جهانی شدن تروریسم خوبتر کمک مینماید واین پدیدۀ شوم را با انجام تبلیغات همگانی میسازد ودرضمن، تهدیدی بزرگی برای جهانیان از این طریق وارد میشود. مثلاً در افغانستان رادیوی داعش در ننگرهار روان مردم این ولایت را برهم زده واین رادیو به نشرات میپردازد واندیشههای شان را به سمع مخاطباناش میرساند. چنین تبلیغات عواقب ناگوار دارد وامنیت کشور را مورد خطر قرار میدهد. تروریستان بوسیلۀ امکانات رسانهای قادر شدند تا اندیشۀ افراطیت شان را توسعه بخشند. ابزارهای اطلاعاتی؛ پیام تروریستان را در سراسرجهان اشاعه مینماید وهمچنان از آن، منفعت بیشتری در توسعۀ اندیشه تروریستی می برند.
بندسوم)رویدادهای جهانی تروریستی
جهانی شدن تروریسم حکایت از رویدادهای تروریستی در سطح جهان دارد که در این مقاله از چند کشور ویک رویداد تروریستی بگونۀ نمونه ارائه میشود.
الف)امریکا
حملات انتحاری که در۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، بهدست گروه تروریستی القاعده در خاک ایالات متحده آمریکا انجام شد. در صبح آن روز، ۱۹ تن از اعضای القاعده، چهارهواپیمای تجاری – مسافربری را ربودند. هواپیماربایان، دو هواپیما را در فاصلههای زمانی گوناگون تعمداً به برجهای دوقلوی مرکز تجارت جهانی در شهر نیویورک زدند. در نتیجه این دو برخورد، همه مسافران به همراه عده بسیاری که در ساختمانها حضور داشتند، کشته شدند. هر دو ساختمان، پس از دو ساعت به طور کامل ویران شدند و آسیبهای زیادی به ساختمانهای پیرامون زدند. گروه هواپیماربایان، هواپیمای سوم را به پنتاگون، واقع در ارلینگتون در ویرجینیا زدند. هواپیمای چهارم اما در زمینی نزدیک شنکسویل، در ایالت پنسیلوانیا، سرنگون شد. این در حالی بود که شماری از مسافران و خدمه پرواز پیش از سرنگونی هواپیما، تلاش کردهبودند تا کنترل هواپیما را که هواپیماربایان آن را به سمت واشینگتن، دی.سی. هدایت میکردند، به دست بگیرند. اما هیچکدام از مسافران این پرواز و سه پرواز دیگر زنده نماندند. کشته شدگان این حملهها ۲٬۹۷۴ تن بودند، که با در نظر گرفتن ۱۹ هواپیماربا در کل شمار کشتههای این حملهها به ۲٬۹۹۳ تن میرسد. بیشتر کشته شدگان این حملهها مردم عادی و شهروندان بودند، که ملیت آنها از ۹۰ کشور گوناگون جهان بود. بهعلاوه، مرگ دستکم یک تن ناشی از قرارگرفتن در برابر گرد و خاک بهوجودآمده از ویرانی دو برج نیز گزارش شد(آسمونی آنلاین).
ب) فرانسه
فرانسه یکی از مهمترین کشورهای اروپایی، در ساعات پایانیِ روز جمعه با موجی از حملات و انفجارهای تکاندهنده و هراسافکنانه روبهرو شد. بر اساس آخرین گزارشها، در این حملات دستکم ۱۷۰ تن کشته و بیش از ۲۰۰ تنِ دیگر جراحت برداشتهاند. رسانهها از قول منابع رسمی فرانسه نوشتهاند که این حملات در پنج منطقۀ پاریس؛ رستورانت کامبوج، سالون کنسرت باتاکلان، استادیوم ملی فرانسه، خیابان شارون و محلۀ لهآل آغاز شد. این حملات بیپیشینه که به داعش منصوب شده، پس از حمله به «شارلی ابدو» نشریۀ طنز فرانسهیی، دومینبار است که شهر پاریس را به حمامِ خون تبدیل کرده است.
سایۀ ترس و وحشت نه تنها در فرانسه که در کشورهای دیگرِ اروپایی نیز احساس میشود. شاید پس از حملات یازده سپتمبر به برجهای تجارت جهانی، این نخستین حملۀ گسترده و پُرتلفات به یکی از مهمترین شهرهای غربی باشد که ظرف پانزده سالِ گذشته به وسیلۀ گروههای هراسافکن و تروریست انجام میشود(ماندگارآنلاین، نوشتۀ از احمد عمران، 1394).
ج)آلمان
پیش از برگزاری دیدار باشگاههای فوتبال موناکو و بروسیا دورتموند در دیدار رفت یک چهارم نهایی لیگ قهرمانی اتحادیه فوتبال اروپا «یوفا» در آلمان انفجاری به وقوع پیوست. باشگاه فوتبال بروسیا دورتموند با انتشار پیامی در حساب کاربری خود در توییتر، از وقوع انفجاری در مجاورت اتوبوس حامل ورزشکاران این باشگاه و تخلیه آنها به یک منطقه امن خبر داد. همچنین به گفته مقامات باشگاه فوتبال بروسیا دورتموند در جریان این انفجار، یک نفر مجروح شده است. بنا بر اعلام پلیس آلمان نیز در 3 منطقه مختلف، نزدیک به اتوبوس حامل ورزشکاران باشگاه فوتبال بروسیا دورتموند این کشور، صداهای انفجار شنیده شده است. (آناتولی، 2017، کد مطلب، 794754).
د)ترکیه
در یک سال اخیر ۱۸ حمله تروریستی در شهرهای مختلف ترکیه انجام گرفته که منجر به کشته شدن ۴۰۰ نفر و زخمی شدن نزدیک به ۲۰۰۰ نفر شده است. این حملات تروریستی به صورت انتحاری و با خودروهای بمبگذاری شده انجام گرفته است (تسنیم، 1395، کد مطلب، 1270140).
ح)بریتانیا
حادثه روز چهارشنبه (۲۲ مارچ) ساعت چهارده و چهل دقیقه به وقت لندن بر روی پل وستمینستر در نزدیکی پارلمان بریتانیا رخ داده است. در این دو حمله تا کنون دستکم ۴ نفر کشته و بیش از ۲۰ نفر زخمی شدهاند.
پلیس بریتانیا تا اطلاع ثانوی این حادثه را یک "اقدام تروریستی" میداند. فعالیت پارلمان بریتانیا متوقف شده اطراف محل حادثه به محاصره پلیس درآمده است. یک سخنگوی پارلمان بریتانیا گفته از نمایندگان خواسته شده که محل پارلمان را ترک نکنند.دویچه وله، 2017، کدمطلب، 38073395). در رویداد جدید دیگر در منچستر، حمله انتحاری به یک سالن کنسرت در شهر منچستر در شمال انگلستان ۲۲ کشته و ۵۹ زخمی به جا گذاشته است. پلیس میگوید مردی که گمان میرود عامل انفجار بوده در محل جان باخته است. کودکان و نوجوانان در میان کشتهشدگان هستند(بی بی سی، 2017، کدمطلب، 40007841).
بندچهارم)گروه های جهانی تروریستی
به صورت نمونه بعضی از گروههای که اکثریت کشورهای جهان را با خود درگیر ساخته است، در اینجا یاد آور میشوم تا تأکیدی داشته باشم، پدیدۀ تروریسم توأم با جهانی شدن یکجاست.
الف)طالبان
طالبان را عمدتاً شبه نظامیان پشتون تحت حاکمیت پاکستان تشکیل می دادند وزمانی که کابل را تصرف کردند به نماینده طالبان در اسلام آباد اجازه داده شد تا بعنوان رئیس نمایندگی افغانستان، پس از خلع ید ربانی انجام وظیفه کند(زیبا، 1383: 74). ظهور این گروه را در افغانستان روی عواملی خاصی میدانند. با توجه به این آرمان میتوان فهمید که اکثراعضای تشکیل دهنده طالبان از محیط فکری پاکستان تأثیرپذیرفتهاند. آرمان ایجاد نظام اسلامی هدف اکثر گروههای اسلامی در درون پاکستان بعد از استقلال این کشور بوده است. ناکامی ایجاد نظام اسلامی در پاکستان وسرخوردگی گروههای اسلامی باعث شد که آنها از محیط داخلی پاکستان نا امید شوند وآرمان خود را در کشور همسایه(افغانستان)جستجو وعملی کنند(موثقی، 1386: 43-112). عامل دیگر طرح شکست نظام اسلامی در پاکستان، فقدان رهبری اندیشه سیاسی، خصومت در گفتمان مذهبی گروهها، تعارض ایدیولوژی فرقه ای با واقعیت وعملکرد سیاسی... بود. تمام این عوامل باعث شد که جنبش اسلامی پاکستان وگروههای آن در رسیدن به هدف اصلی خود یعنی طرح دولت اسلامی شکست بخورد وبه همین دلیل به فکر راه کارهایی دیگر برای رسیدن به هدف باشند(عارفی، 1382: 139). افغانستان جغرافیای عمل این گروه قرار گرفت. این گروه در اوایل دهه 90 ایجاد شد واز سال 1996تا 2001 در افغانستان حکومت داشتند. فعالیت این گروه شامل کشور پاکستان وافغانستان میشود.
ب)القاعده
پس از اینکه بنلادن و اطرافیانش که اغلب جهادیهای مصری بودند، در خارج از افغانستان و در مبارزه با حکام و نظامهای عربی شکست خوردند، بار دیگر به افغانستان و پاکستان بازگشتند، چون پناهگاهی جز این، نیافتند و شکست در برابر نظامهای عربی، آنها را به این نتیجه رساند که این شکست، نتیجه حمایتهای آمریکا و غرب از این رژیمهای دست نشانده است. بنابراین، راه بهتر آن است که با دشمن اصلی، یعنی آمریکا اعلام جنگ کنند. در واقع این نقطة تغییر مسیر در تفکر جهادیهای مصر بود، چراکه آنان پیش از این بنابر آیة {و قاتلوا الذین یلونکم من الکفار}، قائل بودند که ابتدا باید مبارزه را از دشمن نزدیک، یعنی حکام عرب شروع کرد، اما در این مرحله استراتژیشان تغییر کرد و دشمنِ دور، در جهاد اولویت یافت(الطویل، 2007: 285). پس از کشته شدن عبدالله عزام، اسامه بنلادن و دو پسرش در یک حمله در سال 1989 در پیشاور، بنلادن رهبری سازمان مکتب الخدمه را به عهده گرفت و بعدها آن را به سازمانی به نام «القاعده» تبدیل کرد که هزاران جنگجو را در اردوگاههایی در شرق افغانستان تحت پوشش داشت. بنلادن به کمک مهندسین خود با کامیون و بولدوزر راهها، انبار، سربازخانه و سیلوهای نظامی در داخل افغانستان ساخت. در سال 19866 با دینامیت غارهای خوست در منطقه ژور را گسترش داد و از طریق تونلهای متعدد به هم متصل کرد و آنها را به انبار سلاح و مهمات و یک بیمارستان برای جنگجویانش تبدیل کرد. این اولین پایگاه بنلادن در افغانستان بود(فدوی، 1381: 20). شبکه القاعده درکشورهای مختلف عربی فعالیت دارند.
ج)بوکوحرام
گروه بوکوحرام که در سال ۲۰۰۲ میلادی توسط محمدیوسف که سلفی بوده و حتی کروی بودن زمین را نیز زیر سئوال برده است، در نیجریه پایه گذاری شده و از سال ۲۰۰۹ تاکنون بیش از صدها هزار نفر را در حملات تروریستی کشته است. اسم این گروه "بوکوحرام" به معنی تحصیل غربی حرام یا کتاب خوانی حرام است" می باشد و از اسم آن مشخص است که این گروه مخالف تحصیلات و درس خواندن است، اما زمانی که مساله درس خواندن زنان مطرح شود، مسلماً که "حرام" تشدید خواهد یافت. با کشته شدن محمدیوسف در سال ۲۰۰۹، ابوبکر شیکاو، رهبری این گروه را به عهده گرفت و از آن پس نیز حملات تروریستی این گروه افزایش یافت. این گروه با ربودن حدود ۳۰۰ دختر دانش آموز ۱۶ تا ۱۸ ساله از یک مدرسه شبانه روزی در شمال شرقی نیجریه، بیشتر روی زبان ها افتاد. ۱۱ تن از این دختران که بین ۱۲ تا ۱۵ سال سن دارند، از مکان دیگری ربوده شده بودند. ابوبکر شیکاو، رهبر این گروه پس از ربودن دختران دانش آموز از مدرسه شبانه روزی در یک پیام ویدیویی ظاهر شده و با پذیرش مسئولیت این حمله، اعلام کرد که این دختران را به عنوان برده معامله خواهد کرد و یا به زور به ازدواج مردان درخواهد آورد. وی همچنین در این ویدئو گفته است که خودش نیز با دو تن از این دختران، یکی ۹ ساله و دیگری ۱۲ ساله ازدواج خواهد کرد. بر اساس برخی گزارشات تصدیق نشده، این دختران با قیمتی حدود ۱۲ دالر در کشورهای همسایه فروخته می شوند. مسئله ربودن دختران دانش آموز واکنش های بین المللی را نیز به همراه داشته است. بر اساس گزارش روزنامه های فرانسه، دولت های آمریکا، فرانسه، چین و انگلستان با فرستادن نیروهای خاص کمکی به نیجریه آمادگی خود را برای یاری رساندن به دولت این کشور در نبرد با تروریسم اعلام کرده اند.(جمهورنیوز، کد مطلب: 49748).
د) شبکه حقانی
شبکه حقانی گروهی شبه نظامی در مناطق مرزی افغانستان و پاکستان است که از طرف جلال الدین حقانی، از رهبران مجاهدین افغان در دوران جنگ با شوروی و پسرش سراج الدین حقانی، تاسیس شده است. این گروه عملیات هایی را علیه نیروهای ناتو، آمریکا و دولت افغانستان سازماندهی می کند. رهبری این گروه ارتباط بسیار نزدیکی با طالبان دارد؛ به طوری که سراج الدین حقانی سال گذشته نیز از سوی رهبر تازه طالبان، ملا اختر محمد منصور، به عنوان معاون و مقام دوم طالبان انتخاب شد.
ح)جببه النصره
جبهه النصره گروه اسلام گرای سلفی و شاخه رسمی شبکه القاعده در سوریه است. این گروه با گسترش جنگ داخلی سوریه در سال 2012 در حمایت از اکثریت سنی مذهب سوریه وارد جنگ علیه نیروهای دولتی بشار اسد شد. تاکنون بسیاری از حملات انتحاری علیه رژیم اسد و سرویس امنیتی سوریه در اقصی نقاط این کشور را جبهه النصره صورت داده است.
ر)جیش محمد
جیش محمد گروهی اسلام گرا و شبه نظامی است که به دنبال جدا کردن کشمیر از هند، از راه مبارزه مسلحانه است. مقر این سازمان در کشمیر واقع است و تاکنون برای جداسازی کشمیر از هندوستان چندین حمله، خصوصا در استان جامو و کشمیر انجام داده است. فعالیت این سازمان از سال 2002 در پاکستان غیرقانونی و ممنوع اعلام شده است، با این همه، این گروه هنوز هم تعدادی مرکز در این کشور اداره می کند.
ز)لشکر جنگهوی
لشکر جهنگوی یک گروه شبهه نظامی پاکستانی است که در سال 1996 به دست ریاض بصرا به وجود آمد. لشگر جهنگوی، گروهی تندرو و اسلامگرا در پاکستان است که به ویژه به خاطر تعصبات مذهبی و حمله های خونین به پیروان مذهب شیعه شهرت یافته است. همچنین گفته می شود که این گروه با دیگر گروه های تندرو اسلام گرا مانند القاعده و طالبان در ارتباط است. لشگر جهنگوی در اواسط دهه 1990 میلادی در پی انشعاب از گروه سپاه صحابه به دست اسحاق مالک و چند نفر دیگر بنیان گذاری شد.
س)امارت اسلامی قفقاز
در سال 2007 دکو عمروف که اکنون کشته شده، گروه اسلام گرای افراطی چچنی را در شمال قفقاز و جنوب روسیه تاسیس کرد. مهم ترین هدف این سازمان تروریستی، به انگاره خودشان، «آزادی سرزمین های اسلامی از روسیه» است. رهبر کنونی این گروه، عثمان گیمرینسکی، تاکنون حملات متعددی را علیه سازمان امنیت روسیه در شمال قفقاز رهبری کرده است.
ص)جنبش اسلامی ازبکستان
جنبش اسلامی ازبکستان در سال 1998 به دست جمعه نمنگانی و طاهر یولداشف پس از پایان جنگ داخلی تاجیکستان بنیان گذاری شد. هدف این جنبش پایان دادن به دولت اسلام کریمف در ازبکستان و ایجاد حکومت اسلامی در این کشور بود. این جنبش از متحدان طالبان و القاعده به شمار می رود.
ی)داعش
دولت اسلامی (الدولة الاسلامیة) که دولت اسلامی عراق و شام (الدولة الاسلامیة فی العراق والشام) نامیده میشود و با نام اختصاری داعش شناخته میشود، یک گروه شورشی فعال در عراق و سوریه است که خود را کشوری مستقل دانسته و بخشهایی از شمال سوریه و عراق را در تصرف خود دارد. این گروه به رهبری ابوبکر البغدادی از جنگجویان سلفی جدا شده از شبکهی القاعده تأسیس شده و با دولتهای عراق و سوریه و گروههای مخالف دولت سوریه وارد جنگ شدهاست.
مبحث دوم)راهکارهای جهانی مبارزه با تروریسم
بنداول)راهبرد دیپلماسی
دیپلماسی نقش ارزنده را بمنظور ایجاد همگرایی دول درگیر در امر مبارزه در برابر تروریسم دارد. نزدیکی دول بر میگردد به تشابه خط مشی خارجی وهمکاری دوامدار که در تعاملات شان مروج است. دولتهای که هدف حملات تروریستی قرار میگیرند وجه مشترک همکاری را میان شان به وجود میآورد تا در برابر تروریسم راهکار مشترکی را داشته باشند. حتی دولتهای حامی تروریسم راهبرد دیپلماسی شان را در خصوص مبارزه در برابر تروریسم ترسیم می کنند. با وجودیکه این راهکار مجازی به نظر میرسد، اما نقش شان را در سهیم شدن همکاری مشترک جهانی نشان میدهند. راهبرد دیپلماسی دول را در امر مبارزه در برابر تروریسم در محدودۀ سیاست خارجی واشتراک شان در سازمانهای بین المللی مورد بررسی قرار میدهم.
الف) راهبرد دیپلماسی دول در چارچوب سیاست خارجی
سیاست خارجی؛ نگرش داخلی را نسبت به بیرون از کشور وتعاملات دول را در سطح بینالملل تبیین میکند. درعرصۀ برخورد با تروریسم نیز میتوان نوع روابط کشورها را به صورت دول همکار ویا حامی آن مورد مطالعه قرار داد. اما هیچ یک به صورت واضح خود را حامی تروریسم نمیداند مگر ادعایی زیادی از جانب دول وجود دارد که بعضی از کشورها حامی تروریسم اند. به هرحال اش، تمامی دول راهکار مشخصی را در چارچوب سیاست خارجی شان در راستای مبارزه در برابر تروریسم ترسیم مینمایند. توجه امریکا نسبت به این پدیده بعد از حادثه یازدهم سپتامبر جلب شد. " در سیاست خارجی ایالات متحده، این دولت دست به لشکرکشیهایی زد که حتی در دوران جنگ سرد نیز بیسابقه بود. آنها به زعم خود در پی تروریستها کوههای تورابورا و بیابانهای عراق را درنوردیدند تا امپراتوری و قدرت هژمونیک خود را به جهان نشان دهند. به هر تقدیر امروزه، مبارزه با تروریسم، به عنوان شاخصی، تبدیل به گفتمان ایالات متحده و حتی دشمنان این کشور شده است (گوهری مقدم،1387: 20)". راهبرد دیپلماسی ایالات متحده امریکا در انجام این امر در محور منافع ملی آن میچرخد. "در چنین فضایی همهچیز حول محور منافع ارزیابی میشود و استفاده از زور و قدرت با بهرهگیری از انواع روشهای تروریستی لازمه کسب منافع است و برخورد گزینشی امریکا و شیوه تعامل تبعیضآمیز غرب با پدیده تروریسم نیز از همینجا نشأت میگیرد(واعظی، 1380: 41)". روسها در آخرین سند راهبرد امنیت ملی خود که در سال 2009 منتشر شـده اسـت، تهدیدهای عمدهای را ذکر کردهاند که به عنوان مقدمه بحث ضروری به نظر میرسد. بـر ایـن اساس تهدیدهای متوجه فدراسیون روسیه در دو سـطح داخلـی و خـارجی قابـل شناسـایی، طبقه بندی و تحلیل است. تهدیدهای عمده متوجه منافع و امنیت فدراسیون روسیه در سطح داخلی عبارت هستند؛ از تروریـسم و جنایـات سـازمان یافتـه، فعالیـت گـروه هـای بنیـادگرا و جدایی طلب، مهـاجرت غیرقـانونی بـه فدراسـیون روسـیه، عقـب مانـدگی در حـوزه فنـاوری، توسعه نیافتگی اقتصادی، گسترش مخاطر ات بهداشتی و زیست محیطی. در سطح خارجی نیـز تهدیدهای متعددی ازجمله بازگشت یک جانبـه گرایـی بـه روابـط بـینالملـل، تـلاش برخـی قدرتها جهت برهم زدن موازنه راهبـردی، گـسترش نـاتو بـه شـرق، قاچـاق مـواد مخـدر و روانگردان، فعالیت گروه های سازمان یافته تروریـستی و جـرم، بحـران مـالی جهـانی، اشـاعه جنگ افزارهای متعارف و کشتارجمعی و مناقشات مرزی پیش شروی این کـشور تـصویر شـده است. تأکید بر تهدیدهای فوق در سندی که یکی از نیتر مهم اسناد بالادسـتی در فدراسـیون روسیه تلقی می شود گویای این واقعیت است که روسیه دامنه امنیت را به حوزه ها ی مختلـف ازجمله محیط زیست، فرهنگ و بهداشت گسترانده و امنیت را در مفهوم گـسترده آن مـدنظر دارد. نکته دیگر این که بخشی از تهدیدهای ذکر شده مانند افراط گرایی، قاچاق مواد مخـدر و شرارت به طور عمده از جانب افغانستان بر می خیزند. ( جهانبخش، 1393 : 85-86). راهبرد دیپلماسی روسیه در امر مبارزه در برابر تروریسم بیشتر با دولت های ایران وچین در منطقه هماهنگ میباشد. هدف روسیه حفظ کمر بند امنیتی این کشور در منطقه آسیای مرکزی، قفقاز وکشورهای بالتیک است. با مداخلۀ امریکا در این کمر بند دیپلماسی روسیه بیشتر تر فعال می شود، ایران وچین هم در این بازی روسیه را تنها نمیگذارند. ایالات متحده امریکا دشمن مشترک نزد این کشورها با نفوذش در سطح منطقه تلقی میگردد. کشورهای عرب مانند عربستان سعودی بیشترین پول را به گمانه زنیهای زیاد برای ترویج افراطیت به مصرف میرساند که در این راستا، دیپلماسی کشورهای خلیج در امر مبارزه در برابر تروریسم ضعیف بنظر میرسد. آلمان، فرانسه وانگلستان در این واخر بیشتر مورد حمله تروریستی قرار میگیرند که برای ساییرکشورهای اروپایی نیز نگرانی ایجاد نموده است. این کشورها نیز اهدف مبارزه شان را در چارچوب سیاست خارجی کشورشان واتحادیه اروپا دنبال میکنند. مبارزۀ جهانی در برابر داعش نمادی از دیپلماسی جهانی در امر مبارزه در برابر تروریسم میباشد.
ب) راهبرد دیپلماسی دول در محدودۀ سازمانهای بینالمللی
سازمانهای بینالمللی از نظر جغرافیا به جهانی، منطقۀ وفرامنطقۀ تقسیم میشود. دول عضو با سهمگیری شان در این سازمانها با در نظرداشت شرایط عضویت، نقش خود را در امر مبارزه با تروریسم با مساعی وتصمیم مشترک نشان میدهند. سازمان ملل متحد یگانه سازمان جهانی است که در نتیجۀ دیپلماسی دول با تصویب منشور آن بوجود آمد. " منشور سازمان ملل متحد که در تاریخ 25 جون در یک جلسه عمومی در تالار اپرای سانفرانسیسکو به اتفاق آرا تصویب شده بود، روز بعد از آن، طی تشریفاتی در تالار اجتماعات بنای یاد بود"سربازان گمنام" مجدداً تأیید شد وبالاخره در 24 اکتبر1945...لازم الاجرا شد(موسی زاده، 1382: 83)". در منشور سازمان ملل متحد مواد زیادی در راستای حفظ صلح وامنیت بینالمللی آمده است که شورای امنیت این سازمان رکن اجرائیوی آن در این بخش میباشد وهمچنان مجمع عمومی سازمان ملل متحد با تدوین هنجارهای حقوقی چارچوب رفتاری کشورها را در سطح جهان تبیین میکند. تمام دول عضو این سازمان مطابق منشور وقطعنامههای شورای امنیت ومجمع عمومی سازمان ملل متحد در قسمت حفظ صلح وامنیت بینالمللی همکاری دارند که بیشتر توسط نمایندگان شان در کنفرانس عمومی(مجمع عمومی) مواضع خود را اعلام میدارند. تمام دولتها مطابق منشور سازمان ملل متحد ملزم ومتعهد برتأمین صلح وامنیت بینالمللیاند که با هرنوع خشونت، ترس وارعاب بینالمللی توسط دولتها یا گروههای تروریستی واقع میشود، مبارزه نمایند. ناتو نیز یکی از سازمان های منطقۀ است که با توجه به هدف نظامیگری آن ملزم در امر مبارزه در برابر تروریسم است. " حملات تروریستی یـازده سـپتامبر بحران وجودی دیگری را در ناتو ایجاد کرد بطوریکه این حملات محیط بینالمللـی جدیـدی را در سرتاسـر جهـان بـه وجـود آورد. ناتو برای اولین بار به ماده 5 اساسنامه خود توسل جست و به آمریکا پیشنهاد کرد تا برای جنگ بر علیـه تروریسـم بـا آن کشور همکاری نماید. در واقع ناتو هم اکنون به عنوان بازوی نظامی آمریکا و تنها قدرت مدعی باز مانده از دوران جنگ سـرد عمل میکند و میخواهد حوزه نفوذ خود را در مناطق استراتژیک و حساس جهـانی گسـترش دهـد. در حـال حاضـر آنچـه بـه بهانهای بر این گسترش، تبدیل شده رادیکالیسم اسلامی است که غرب به ویژه آمریکا آن را معادل تروریسم در نظر گرفته و به همین دلیل تروریسم به عنوان ماموریت اصلی ناتو در نظر گرفته شده است(بیک زاده، 1391: 8). به طور کلی در فضای جدیـد پس از 11 سپتامبر 2001 که به عنوان «پایان واقعی جنگ سرد » میان روسـیه و غـرب مطـرح شد، روسها در وضعیت همکاری نزدیک با ناتو قرار گرفتند و شورای جدید نـاتو -روسـیه شـکل گرفت و سپس عضویت کشورهای بالتیک مطرح شد که سکوت مسکو در مقابـل ایـن عمـل، حکایت از شکستن فضای روانی گذشته داشت(کرمی، 1383 :154). ایـن سـازمان از حوت 2003 فرمانـدهی نیروهای بینالمللی کمک به امنیت افغانستان را بر عهـده گرفتـه اسـت. از سـال 2006 نـاتو فرماندهی عملیات جنگ علیه تروریسم را نیز برعهده دارد و عملاً جایگزین فرماندهی آمریکـا شده است (احدی، 1389: 33)". شانگهای نیز یکی از سازمان های منطقۀ است برای تأمین امنیت آسیای مرکزی، چین و روسیه عمل میکند ودول عضو در امر مبارزه علیه تروریسم همکاری مشترک دارند. " ساختار ضدّ تروریسم منطقهای (راتس)؛ این بدنه که از بخشهای دائم سازمان شانگهای و در تاشکند (ازبکستان)واقع است، در ژانویه 2004 برپا شد. کار اصلی آن، ایجاد زمینههای لازم برای هماهنگی فعّالیت اعضاء در مبارزه با تروریسم، جداییطلبی و افراطگرایی است. راتس دربرگیرنده شورا و کمیته اجرایی است. شورا، بدنه هماهنگکننده و هدایتکننده راتس و مرکّب از سران و مقامات صلاحیتدار کشورهای عضو است. کمیته اجرایی بخش عادی راتس است(شمسیان فرد، 1385:223-224). سازمان شانگهای برای چین بهترین فرصت را ایجاد خواهد کرد تا دسترسی به انرژی آسیای مرکزی داشته باشد واز جانب دیگر با همکاری روسیه در تأمین امنیت کشورهای عضو سازمان شانگهای تلاش نماید. چین همچنان قدرت نرم را در منطقه آسیای مرکزی بازی میکند(رضا، 1393: 105) ". سارک نیز یکی از سازمان های دیگری در جنوب آسیا است که دول عضو آن با اختلافات وسیع به خصوص در موضوع امنیت تا اکنون نتوانستهاند بر راهکار مشخصی در مبارزه در برابر تروریسم فایق آیند اما با وجود آن مقامات عضو این سازمان خواهان همکاری مبارزه در برابر تروریسم شدهاند. " مقام های امنیتی در هفتمین نشست وزرای داخله کشورهای عضو سازمان همکاری های جنوب آسیا (سارک) خواهان همکاری این سازمان با افغانستان در امر مبارزه با تروریسم شده است(اطلس، ۱۷ اسد ۱۳۹۵)". اتحادیه اروپا نیز با حملات اخیر در چند کشور اروپایی در امر مبارزه در برابر تروریسم باید حساس باشد. سازمانهای بینالمللی فرصت مناسبی را برای دولتهای عضو بوجود آورده تا بصورت همکاری، راهبرد مشترک مبارزه را دنبال نمایند.
بنددوم)راهبرد نظامی
یکی دیگر از راهکارهای که دولتها برای سرکوب تروریستان کار میگیرند، راهبرد نظامی است. نظامیگری در حقیقت مبارزۀ است در سطح جغرافیای دولتها که در برابر گروههای دهشت افگن، میرزمند. اما گاهی اتفاق میافتد که حضور نظامی بیگانه در داخل یک کشور، به هدف نبرد در برابر تروریستان مساعد میشود. مانند افغانستان، عراق وسوریه. بعد از حوادث 11 سپتامبر كه بدون شك نقطه عطفي در تحولات نظام بين الملل پس از پايان جنگ سرد محسوب ميشود آمريكا با تهديدات تازه تروريسم بينالملل مواجه شد و مورد هجوم قرار گرفت...( منتي، 1388 : 50-47 (. از این پس امریکا با رویکرد نظامیاش وارد افغانستان شد وبالای عراق نیز حمله کرد. در کنار نیروی نظامی امریکا، ناتو وآیساف نیز با عملکرد نظامیاش در افغانستان، در برابر تروریسم مبارزه نمودند. راهبرد نظامی، مقاوم ترین استراتیژی مبارزه دول را در برابر تروریسم نشان میدهد. از طرف دیگر، روسیه در خاک سوریه؛ با راهکارهای نظامی اش در برابر داعش وشبه نظامیان که مخالف حکومت بشارالاسد است، می جنگد. این رویدادها درحقیقت، نشانۀ از بکارگیری راهبرد نظامی دول در برابر دهشت افگنان میباشد. از اینکه به حجم مقاله بیشتر افزوده نشود به همین قدر اکتفاء میکنم.
بندسوم)راهبرد کیفری
قوانین جزائی کشور ها در انجام این امر برای تحکیم ثبات داخلی مشخص است ما نگاهی کوتاه میاندازیم به کنوانسیونهای کیفری بینالمللی.
این راهبرد به دو صورت امکان پذیر است. صورت اول، برخورد قوانین داخلی کشورها در برابر رفتارهای مجرمانۀ تروریستی. دوم، کنوانسیونهای بینالمللی در امر تطبیق مقررات جزائی در برابر رفتارهای تروریستی بینالمللی.
الف) کنوانسیون 1963 توکیو
این کنوانسیون شامل جرایم ارتکابی هواپیما میشود. کنوانسیون بر تـقدم صـلاحیت کشوری که هواپیما در آن به ثبت رسیده است، تأکید میکند. مـاده 4 کـنوانسیون مقرر میدارد که: کشور طرف قرارداد که کشور محل ثبت هواپیما نیست، نمیتواند، صلاحیت کیفری خـود را نـسبت به جرم ارتکابی در هواپیما اعمال کـند، مـگر در موارد زیر:
الف- جـرمی کـه اثـر آن در قلمرو آن کشور است؛ ب - جرمی که از سوی تبعه یا فرد مقیم دائم در آن کشور ارتکاب یافته و یا علیه تبعه یا فرد مقیم دائم انـجام شـده؛ ج- جرم علیه امنیت آن کشور.
ب) کنوانسیون 1970لاهه
این کنوانسیون بمنظور سرکوب تصرف غیرقانونی هواپیما ایجاد شده است. بند 1 از ماده 4 کنوانسیون لاهه، قلمرو صلاحیت دولتهای عضو را گسترش میدهد. بر اساس این ماده دولتهای عضو مکلف بـه ایـجاد صلاحیت نسبت به مجرمین با لحاظ شرایط زیر میباشند:
1. کشور ثبت کننده هواپیما؛
2. کشوری که هواپیما در آن فرود آید و هواپیما ربا در درون آن است؛
3.کشور محل تجارت یا اقامت اجاره کننده هواپیما در مورد اجاره هواپیما بـدون خـدمه؛
4. کشوری کـه در قلمرو آن متهم حضور دارد و مسترد نشده است.
ج) کنوانسیون1973 نیویارک
کنوانسیون راجع به جلوگیری و مجازات جرائم علیه اشخاص مورد حمایت بینالمللی منجمله مامورین دیپلماتیك است.
ماده 2 - 1 - ارتكاب به عمد:
الف - قتل و ربودن یا نوعی دیگر حمله علیه شخص یا آزادی شخص مورد حمایت بینالمللی.
ب - حمله خشونت آمیز به اماكن رسمی و محل سكنی و یا وسیله نقلیه متعلق به شخص مورد حمایت بینالمللی به نحوی كه جان و یا آزادی او به مخاطره افتد.
ج - تهدید به اعمال این قبیل حملات.
د - شروع به ارتكاب این قبیل حملات.
ه - مداخله در ارتكاب این قبیل حملات به عنوان شریك جرم.
در قوانین داخلی هر یك از كشورهای طرف كنوانسیون - جرم محسوب خواهد گردید.
2 - هر یك از كشورهای طرف كنوانسیون این جرائم را حسب میزان وخامت مشمول مجازات های مقتضی قرار خواهد داد.
د)کنوانسیون جلوگیری از تأمین مالی تروریزم
که در سال 2000 توسط مجمع عـمومی سـازمان ملل متحد به تصویب رسید، سـعی دارد تـا با گـسترش مـبانی ایـجاد صلاحیت نسبت به اعـمال مجرمانه مندرج در کنوانسیون، هر چه بیشتر زمینه اجرای عدالت در مورد افرادی که در ارتکاب اعمال تـروریستی نـقش دارند را فراهم کند. در این ارتباط اصـول سـرزمینی، تـابعیت و حـمایتی مـورد توجه قرار گـرفته اسـت. بر اساس ماده 7 این کنوانسیون دولتهای عضو در موارد زیر صلاحیت تعقیب و مجازات مجرمین را خواهند داشت:
1- جرم در قلمرو آن دولت واقـع شـده بـاشد؛ 2- جرم در عرشه کشتی یا در هواپیمای ثبت شـده در آن کـشور انـجام شـده بـاشد؛ 3- جـرم توسط تبعه آن دولت ارتکاب یافته باشد؛ 4- جرم علیه تبعه آن دولت و نسبت به اماکن متعلق به دولت از جمله اماکن دیپلماتیک و کنسولی انجام شده باشد؛ 5- جرم توسط اشخاص بدون تابعیتی که در قـلمرو آن دولت اقامت دارند، انجام شده باشد 6- جرم در کشتی یا هواپیمایی که تحت کنترل و استفاده آن دولت است ارتکاب یافته باشد.
ح)کنوانسیون پیشگیری از اعمال مجرمانه تروریستی(1971)
کنوانسیون پیشگیری از اعـمال مـجرمانه تروریستی و تهدید علیه اشخاصی که اهمیت بین المللی دارند و مجازات عاملان آن و از سوی سازمان کشورهای امریکایی در 1971 به تصویب رسید، کشورهای عضو را ملزم میسازد که «اعمال مجرمانه مندرج در این کـنوانسیون را در قـوانین کیفری خود بگنجانند و در حداقل زمان درخواست استرداد در مورد جرائم کیفری مندرج در کنوانسیون را ایجاب نماید.» (ماده 8) کنوانسیون همچنین به اصل «استرداد یا مجازات» اشـاره میکند.
ر)کنوانسیون اروپایی برای سرکوبی تروریسم
در مقایسه با دیگر کـنوانسیونهای ضد تروریزم، کنوانسیون اروپایی سرکوبی تروریزم(1997) تعداد جرائم بیشتری را شامل میشود. ماده 1 در صورتی که تقاضای استرداد از سوی دولت عضو انجام شود، نباید با هدف استرداد، جرم سیاسی محسوب شود. علاوه بر این، بر اساس ماده 2، قلمرو کنوانسیون میتواند بـه گـونهای گسترش یابد که هر جرم مهمّی شامل جرائم علیه جان، تمامیت جسم و یا آزادی شخص و یا علیه اموال را شامل شود. دولتهای عضو مجازند که این اعمال را جرائم غیرسیاسی محسوب دارنـد. لازم بـه ذکر است که هر دو مواد 1 و 2، تلاش برای ارتکاب جرم و معاونت در جرم را نیز شامل میشوند.
ماده 7 کنوانسیون بر اصل استرداد یا مجازات پایه گذاری شده است. بنابراین بعد از این که درخواست اسـترداد دریـافت و رد شـده باشد، دولتی که از آن درخواست اسـترداد شـده اسـت، باید موضوع را به مقامات قضایی ارجاع دهد. ماده 6 کنوانسیون همچنین دولتهای عضو را ملزم میسازد که صلاحیت ملی خود را به گونهای تـوسعه دهـند کـه بتوانند، متهمانی که در قلمرو آن دستگیر شدهاند و مسترد نـشدهاند را بـه مجازات برسانند.
س)کنوانسون بینالمللی سرکوب بمب گذاری
كنوانسيون بين المللي سركوب بمب گذاري تروريستي داراي يك مقدمه و 24 ماده مي باشد كنوانسيون در مقدمه خود اعلاميه ها و قطعنامه هاي مجمع عمومي سازمان ملل و از جمله قطعنامه 60/49 و 210/51 در خصوص امحاي تروريسم را مورد تاييد قرار داده و اعلام مي كند كه تروريسم عمل مجرمانه اي است كه صلح و امنيت بينالمللي را به مخاطره مي اندازد. كنوانسيون در ادامه از دولتها ميخواهد كه به منظور پيشگيري از وقوع اعمال تروريستي و محاكمه و مجازات مرتكبين آن با يكديگر همكاري نزديك داشته باشند. كنوانسيون در ماده 2 خود اعمالي را كه ارتكاب آنها جرم بينالمللي و تروريسم تلقي ميشود, بر شمرده و نحوه انتساب آنها را به مرتكبين معين كرده است مطابق كنوانسيون دولتهاي عضو , متعهد هستند كه با اتخاذ اقدامات قانوني , اعمال مقرر شده را جرم انگاري كرده و مجازات مقتضي را اعمال نمايند. دولتهاي عضو همچنين متعهد هستند كه با رعايت اصول و مقررات حقوق بينالملل صلاحيت كيفري خود را نسبت به جرائم مذكور در كنوانسيون احراز و با ديگر دولتهاي عضو معاضدت و همكاري نمايند در اجرا و اعمال اين تعهدات و مسئوليتها حاكميت و تماميت ارضي دولتهاي عضو بايد مورد احترام قرار گيرد بايد تعهدات خود را به نحوي انجام دهند كه با اصول برابر حاكميت و تماميت ارضي دولتها و اصل عدم مداخله در امور داخلي, مغايرت پيدا نكند.كنوانسيون روشهاي فيصله اختلاف ميان دولتهاي عضو را معين كرده است ماده 20 در اين زمينه مقرر مي دارد كه در بروز اختلاف ميان دولتها در خصوص تفسير يا اجراي كنوانسيون دولتهاي طرف اختلاف بايد سعي كنند كه اختلاف خود را از طريق مذاكره حل و فصل نمايند در صورت عدم فيصله اختلاف از طريق مذاكره يكي از طرفين اختلاف مي تواند موضوع مورد اختلاف را به داوري بين المللي يا ديوان بين المللي دادگستري ارجاع دهد البته كنوانسيون در ادامه تصريح كرده است كه دولتها مي توانند به هنگام امضا و تصويب معاهده يا الحاق به آن با صدور اعلاميه اي از پذيرش ارجاع اختلاف به داوري يا قبول صلاحيت اجباري ديوان بين المللي دادگستري امتناع نمايند خروج از كنوانسيون نيز امكان پذير است و مطابق مقررات ماده 23 هر دولتي مي تواند با اطلاع قبلي (12 ماه قبل) از كنوانسيون كناره گيري نمايد (رضایی، سایت قوانین، 1378).
بندچهارم)راهبرد فرهنگی
فرهنگ، نظامی است متشکل از اجزای مادی و غیرمادی شامل باورها، ارزشها و هنجارها، نمادها و آداب و رسوم، هنر و میراثهای فرهنگی و نگرشهای یک گروه، جامعه یا ملت که از طریق یادگیری از نسلی به نسل دیگر منتقل و سبب رشد وتعالی انسانها میشود(عیوضی، 1387 :15 ). از اینکه افراد در اجتماع بیشتر با اندیشۀ فرهنگی زیست دارند، تروریستان با عقاید آن اجتماعی عدهای را درگروه شان جذب میکند. فرهنگ جزئی از راهبرد ترویج اندیشۀ تروریستی است. برای محو این فرهنگ شوم، باید راهبرد فرهنگی مبارزه را در برابر آن ترسیم نمود. در برابر استراتیژی فرهنگ تروریستی، باید ضد آن را در نظر داشت تا سد توسعه نفوذ مروجات ناسالم آن شود. نخستین اقدام در این راستا، در تضاد بودن با ایدیولوژی تروریستی است. بیشتری تروریستان در این اواخر ، در منطقه؛ با اندیشۀ اسلامی خود را جلوه میدهند وسربازگیری دارند وهمچنان با ادعای اسلامی گرایی میجنگند. باید انگیزۀ اعمال تروریستی را از نظر اسلامی برچید و این آئین را از فرهنگ تروریستی مبرا دانیست. اسلام در برابر فرهنگ تروریستی قرار دارد. اولین مبارزه فرهنگی در تضاد بودن با ایدیولوژی تروریستی است.
دوم، ابزارهای تبلیغاتی که بیشتر در اختیار تروریستان است، باید با وضع محدودیتها مانع دسترسی آنان شد. تروریستان با فناوری اطلاعات، میتوانند اندیشۀ افراطیت را بیشتر توسعه دهند وعقایدی؛ عدۀ را نسبت به خود شان تغییر دهند وهمچنان آنان را جذب نماید. راهکار فرهنگی بهترین مبارزه برای جلوگیری از گسترش مفکورۀ افراطیت شمار میشود ودول درگیر با افکار افراطیت، نباید؛ غافل از راهبرد فرهنگی مبارزه در برابر تروریسم باشند.
نتیجه گیری
ظهور وتوسعۀ هرپدیدۀ ناشی از یک سلسله عواملی است که در رشد ونموی آن نقش اساسی دارد. بررسی چنین عللی میتواند ما را در راستای درک عمیق از مسألۀ مورد نظر کمک نماید. تروریسم نیز به عنوان یک پدیدۀ شوم که زندگی بشر را مورد تهدید قرار میدهد، پیدایش وگسترش آن بستگی به همچون عواملی دارد که باید با دقت لازم به آن پیبرد تا راهکارهای مبارزه را نهادهای مربوط، نسبت به آن ترسیم نمایند. آنچی نقش اساسی در گسترده شدن فعالیتهای تروریستی دارد؛ بررسی عوامل شکلگیری آن، نقش ابزارهای ارتباطات وفناوری اطلاعات در جهانی شدن تروریسم، رویدادهای جهانی تروریستی وگروه های جهانی تروریسم استکه امنیت ملی وبین المللی را مورد تهدید قرار میدهد. ایدیولوژی به عنوان اساسیترین عنصر شکلگیری گروههای تروریستی وانجام فعالیتهای شان محسوب میشود که افراد عقیدتی را به صورت سهل آن به خود مجذوب میکند. همچنان تمام رفتارهای تروریستی در یک دیدکلان ایدیولوژیکی توجیه میگردد. علاوه برآن، تأمین مالی گروههای تروریستی زمینه را برای تداوم فعالیتهای آنها مساعد میسازد. در اختیار قراردادن منابع کافی(مادی) وبکارگیری آن در انجام حملات تروریستی راهکارهای مبارزه را در برابر تروریستان به چالش میکشاند. در ضمن، قرار گرفتن فناوری اطلاعات وارتباطات در اختیار گروههای تروریستی توانسته است که افکار عمومی ملل جهان را نسبت به خودش جذب نموده وایجاد ارعاب وترس کند. دسترسی تروریستان به اسلحه نیز زمینۀ مبارزه را در برابر این گروهها به دشورای میکشاند. فقر وتنگدستی علتی دیگری است که نیروی بیکار جامعه در دام سربازگیری گروه های تروریستی قرار میگیرند. بدین علتها، گروههای تروریستی امروز امکان سازماندهی رویدادهای تروریستی را در کشورهای جهان دارا میباشد. رویدادهای تروریستی در کشورهای انگلستان، آلمان، فرانسه وترکیه...گواه براین موضوع است. وجود چنین فضایی مناسب، سبب ظهور گروههای زیادی تروریستی در کشورها شده و توجه دول را برای ترسیم راهکارهای متنوع مبارزه نسبت به خودش نیز نموده. برای مبارزه در برابر تروریسم، باید اقدامات جهانی صورت گیرد ودول در کنار هم با تشریک مساعی سد نفوذ ونفوس گروههای تروریستی در کشورهای شان شوند. راهکارهای همچون، راهبرد دیپلماسی، نظامی، کیفری وفرهنگی کشورها را قادر میسازد تا در برابر تروریسم مبارزۀ مشترک نمایند. اگر دولتها غافل از مبارزه در برابر گروههای تروریستی باشند، دولتهای موازی را در برابر شان پدیدار میگردند. فضایی صمیمانۀ زیست جهانی دیگر تصویر زشت و وحشت را خواهد داشت. این هوشداری است که تروریستان با تأثیرگذاری شان در این اواخر از خود بجا مانده اند ودول را در امر مبارزه در برابر شان معطوف میدارد.
پایان
منابع
الف)کتب ومقالات
- احدی، افسانه (1389)، «مفهوم استراتژیک نـوین نـاتو: آینـده مناسـبات فراآتلانتیـک»، فـصلنامه سیاست خارجی؛ (ویژه نامه ناتو،) سال بیست و چهارم.
- الطویل، کمیل، القاعده و اخواتها؛ قصةالجهادیین العرب، دارالساقی، چاپ اول، بیروت2007م.
- امیدوارنیا، محمدجواد( 1381 )، امنیت در قرن بیست و یکم: دیدگاه چین، تهران: مرکز چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه.
- 4. بشلر، ژان، ایدئولوژی چیست؟، ترجمه علی اسدی، تهران، شرکت سهامی، 1370.
- بیک زاده، حسین، بررسی نقش ناتو در افغانستان فرصت ها و چالش ها، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه گیلان، تاریخ دفاع 24/5/91 استاد راهنما: دکتر احمد جانسیز استاد مشاور: دکتر سید امیر نیاکوئی.
- 6. جهــانبخش، محمــدتقی(1393 )، «سیاســت امنیتــی فدراســیون روســیه در قبــال افغانــستان (2014 -2001»، پایان نامه کارشناسی ارشد مطالعات اوراسـیا، تهـران، دانـشکده روابـط بینالملل وزارت امور خارجه.
- حمید شمسیان فرد؛ سازمان همکاری شانگهای و آینده ایران در آن، مجله اطلاعات سیاسی–اقتصادی، 1385، شماره 223و224.
- رضا، حمید(1393)، «قدرت نرم چین در منطقه آسیای مرکزی:رویکردها، ابزارها و اهداف»، فصلنامه آسیای مرکزی و قفقاز، شماره 88 .
- زیبا، فرزین نیا، سیاست خارجی پاکستان: تغییروتحول، تهران، وزارت امورخارجه، 1383.
- 10. سنایی ، اردشیر، ایرجیفر، طاهره (1392)، تأثیر جهانی شدن ارتباطات بر ساختار سیاسی – فرهنگی كویت ، فصلنامه مطالعات سیاسی، سال پنجم، شماره 20.
- عارفی، محمد اکرم، جنبش اسلامی پاکستان، بررسی عوامل ناکامی در ایجاد نظام اسلامی، قم، انتشارات بوستان، 1382.
- علی اسماعیلی. «جهانی شدن: تهدیدها و فرصتهای ناشی از آن» آموزه. شماره ۱۷، ۱۳۸۱
- عیوضی، محمد رحیم (1387)، مفهومشناسی فرهنگ به مثابه یک نظام، دانشگاه اسلامی، ش 37، بهار.
- عبدالقیوم فدوی، اسامهبنلادن و ماجراها، کابل: نشر مفاخر، بهار 1381.
- کرمی، جهانگیر، «سیاستهـا و اقـدامات امنیتـی روسـیه در خـارج نزدیـک »، کـشورهای مستقل مشترك المنافع؛ ویژه مسائل امنیتی، تهران: انتشارات ابرار معاصر، 1383.
- گوهری مقدم، ابوذر(1390)، "جهانی شدن وتروریسم جدید: ارائه مدلی مفهومی"، مجله دانش سیاسی، سال هفتم، شماره اول.
- گوهریمقدم، ابوذر(1387)، «مروری بر تغییر پارادایمی در سیاست خارجی امریکا در دوران بوش»، مجله راهبرد یاس، شماره 16.
- موثق، سیداحمد، جنبش های اسلامی معاصر، باویراستاری ابراهیم برزگر، تهران، انتشارت سمت، 1386.
- موسی زاده، رضا، سازمان های بین المللی، چاپ سوم، تهران، نشر میزان، 1382.
- محمدی نجم، سید حسین، (1384» ،(جنگ روانی»، فصلنامه عملیات روانی، سال سوم، شماره 9.
- نتي، ايوب، 1388 ،بازدارنگي وتحولات آن در استراتژي نظامي آمريكا پس از حوادث 11 سپتامبر 2001 ، دانشكده علوم سياسي واحد تهران مركزی .
- واعظی، حسن، ریشهیابی تروریسم و اهداف امریکا از لشکرکشی به جهان اسلام، تهران: سروش، 1380.
23.یزدانی، عنایتاالله، طالب ابراهیمی، الهه سرداری، راضیه صفادل (1391)، تاثیر جهانی شدن(در حوزه اطلاعات و ارتباطات) بر انقلاب مصر، فصلنامه پژوهش های سیاسی جهان اسلام، سال دوم، شماره 3.
ب)کنوانسیون ها
24. کنوانسیون 1963 توکیو.
25. کنوانسیون 1970لاهه.
26. ج) کنوانسیون1973 نیویویارک.
27. کنوانسیون جلوگیری از تأمین مالی تروریزم2000.
28. کنوانسیون پیشگیری از اعمال مجرمانه تروریستی(1971).
29. کنوانسیون اروپایی برای سرکوبی تروریسم 1997.
30. کنوانسون بینالمللی سرکوب بمب گذاری.
ج)منابع انترنتی
31. محمد نبی اخلاقی نویان ، بررسی مبانی جهانی شدن تروریسم از جرم انگاری تا اقدامات عملی، 1394، http://mnabiakhlaqi008.blogfa.com/post/49.
32.احمد عمران، شبح مرگ و تروریسم بر فراز فرانسه، 1394، http://www.mandegardaily.com.
33.خبرگزاری اطلس، کشورهای عضو سارک خواهان همکاری با افغانستان برای مبارزه با تروریسم شدند۱۷ اسد 14615۱۳۹۵ http://atlaspress.af .
34.صالح رضایی، نگرش حقوقی به كنوانسیون معاهده بین المللی سركوب محو بمب گذاریها تروریستی 1378، http://ghavanin.ir.
35. baharnews.ir/v
36. taadolnewspaper.ir
37. isna.ir
38. pajhwok.com
39. shafaghna.com
40. khabaronline.ir
41.ir.sputniknews.com
43.www.tasnimnews.com
http://www.asemooni.com/event/11-september46.
http://jomhornews.com48.