مقدمه

امروزه دیپلماسی دارای کاربرد وسیع درعرصه بین‌المللی وسیاست خارجی دولت‌ها می باشد. از طریق دیپلماسی دول تلاش می ورزند تا با مهارت‌های ذهنی وتخصصی آن با تشکیل گردهمایی‌ها مانندکنفرانس وامضاء توافقنامه ایجاد رابطه نمایند ومناسبات شان را با این شیوه برقرارکنند. نزدیکی و دوری نظام‌های سیاسی بستگی بر دیپلماسی فعال درسطح منطقه وروابط جهانی شان دارد. بطور مثال، امریکا بعد از جنگ جهانی دوم با ترک انزواگرایی حرف اول را درجهان مطرح می‌کند ویکی از نقش آفرینی‌اش ایجاد حکومت وحدت ملی با شکل گیری بحران انتخاباتی در افغانستان توسط وزیرخارجه آن کشور جان کری بود. نیازمندی دولت‌ها مستلزم تعیین خطوط اساسی سیاست خارجی ودستگاه دیپلماسی فعال با دیپلمات‌های که از مهارت این شغل برخوردار باشند و بتوانند برمسایل مطروحه در برابر جوانب مقابل فایق آیند، است. سیاست خارجی چند ابزار مشخصی دارد و همچنان متأثر از عواملی است که به عنوان متغیر مطرح می‌شود وانواعی از شیوه های وجود دارد که بوسیله دیپلماسی دولت‌ها برهمدیگرتاثیرگذار می‌باشند. با درنظرداشت موضوعات متذکره کاربرد آن را در این فصل مورد ارزیابی قرار میدهم.