مفهوم نظام
ماستر میرحسین "تلاش"
استاد دانشگاه
نظام کارگزار سازماندهی رفتار گروهی مشخص در موقیعت معین که قواعد خاصی بر آن حاکم است. این کارگزار ویا ساختار از گروهی واحد یک اجتماع که خانواده باشد تا نظام عمومی کشور که به آن نظام عمومی (دولت) اطلاق می شود در برگیرنده است. شاید این ابراز از اجتماع به دولت یا از دولت به اجتماع سلسله مراتبی باشد مگر در تفکیک وتمایز نظام ها از نظر موضوعی بحث را بیشترتوسعه می بخشد. انگیزه ورفتارهای متفاوت افراد در درون هر گروهی که در آن عضویت پیدا می کند ویا خصوصیت رفتاری آن را هویدا می کند یک نظام به خصوص را نام گذاری می کند که هویت رفتار افراد قابل فهم بوده وفرد در آن گروه تعریف می شود. هرگاه شما تعریفی از ریاست حکومت بدانید به این معنی است که شما یک بخشی ازنظام عمومی که نظام سیاسی یا حکومتی است فردی که ریاست آن را برعهده دارد با مفهوم نظام سیاسی از فرد تعریف می شود. هر خانواده که نظام کوچک یک اجتماع است تعریف به خصوص خود را دارد اگر خانواده مذهبی باشد، اگر روشنفکروآزادی خواه باشد، اگربی سواد باشد یا تحصیل کرده باشند... همان طور رفتار افراد در یک اجتماع که نظام اخلاقی آن اجتماع را مورد مطالعه قرار میدهد از پرخاشگری، ستم، تجاوز بر مالیکت افراد، رفتار نیک وپسندیده، هر یک دید مشخصی را نسبت به آن اجتماع که اخلاق خوب دارند یا بد تعریف می شود. نظام حقوقی که حاکم بررفتار عموم جامعه است از نظر موضوعی که آیا قواعد حقوقی قوانین شان دینی ومذهبی است مربوط کدام دین، یا وضعی است اگر وضعی باشد مدون است یا غیر میدون؟ اگر از نظام عمومی یک کشور صحبت شود نظام دموکراتیک است یا غیر دموکراتیک؟ اگر از اقتصاد صحبت شود به این مفهوم است که سوسالیستی است یا لیبرالیستی؟ اگر ما نظام اقتصادی را به این مفهوم که تذکر یافت شناسایی نماییم بدین معنی است که ما نظام اقتصادی را از نظر ایدئولوژی بحث می کنیم. اگر ما از نظام بین الملل صحبت کنیم به این معنی است که از نظر جغرافیا نظام را شناسایی نمودیم. پس نتیجه در نظام شناسی مبنای طبقه بندی است که طبقه بندی بر کدام مبنا صورت گرفته است؟
تعاریف مختلف از نظام توسط دانشمندان صورت گرفته که نظام عبارت از مجموعه متغیر هایی است که تغییر در یکی ازاجزای نظام تغییر در کل نظام وارد می شود. اگر نظام غیر دموکراتیک باشد به دموکراتیک مبدل شود، اگر ریاستی باشد به پارلمانی، اگر بسیط باشد به فدرالی، هریک شناسایی با ویژگی های خاصی خود را دارد وقابل تعریف اند. گاهی نظام را رژیم هم می گویند که یکی عربی ودیگری انگلیسی است. مگر رژیم در بعضی موقیع معنای متفاوتی از نظام ارائه می کند که گاهی بیانگر وضعیت وشرایط ویا احوال یک جامعه را از نظر خبری به خود جا میدهد. در حالیکه نظام تنها کارگزار بوده می تواند که شرایط در درون آن تعریف شود در حالیکه رژیم خود وضعیت وشرایط خاصی را در درون یک نظام تعریف می کند. اگر گفته شود که رژیم تغییر یافته بدین معنی است که وضعیت وشرایط سیاسی تغییر پیدا کرده که نظام دموکراتیک آن شرایط را تعریف می کند. چگونه نظام های یک اجتماع را مانند نظام اخلاقی، اقتصادی، مذهبی، خانواده، فرهنگی... به رژیم تشبیه کنیم می توان به صورت آزاد مدلل وضع کرد اینکه رژیم در مفهوم سیاسی وتحول کل اجتماع مانند جنگ وانقلاب از خود معنی میدهد که حاکمان بر سرنوشت یک جامعه حاکم می شوند. سیستم واژه دیگری است که مترادف به نظام گاهی به کار برده می شود آیا سیستم بانظام در تمام معنا یکی خواهد بود من تردید دارم؟ دال براینکه سیستم را در مهارت های فنی هم بکار می برند در حالیکه رژیم ونظام چگونه در آن تعریف شود. اگر شما یک ماهواره قبلاً داشتید ماهواره جدید خریداری نمایند زمانیکه کارگرفتن آن را ندانید خود اذعان می کنید که سیستم آن متفاوت است در حالیکه رژیم یانظام با این معنی کاربرد ندارد سیستم نحوه کاربرد آن را تبیین می کند. همین طور زمانی از نظام شمسی صحبت کنیم نمی توانیم رژیم یا سیستم استفاده کنیم پس نتیجه این است؛ نظام، رژیم وسیستم در کابرد سیاسی از نظر دولت بعضی وقت مترادف استفاده می شود مگر نظام مفهوم وسیع نسبت به معنی سیاسی بودن دارد آن طوریکه شرح داده شد، سیستم کاربرد مهارتی فنی هم دارد رژیم وضعیت، شرایط واحوال یک اجتماع را در درون نظام کلی جامعه تعریف می کند.