نگرانی ها برای برگذاری انتخابات

 میرحسین تلاش

   سر نوشت یک ملت در نظام های دموکراسی وابسته به برگذاری انتخابات و گزینیش زمامدار که در اذهان آزادی خادم ملت تلقی می شود گره خورده است . افغانستان هم در آستانه برگذاری انتخابات زمانی که پایان دوره کاری رئیس جمهور فرا رسد قرار می گیرد، این نظام در قانون اساسی افغانستان با صفات ویژه اش تعریف شده است اما این تعریف چگونه عملی خواهد شد؟ سئوالی است که نگرانی مردم را بر انگیخته است.

   دو دوره زمامداری حامد کرزی و یک دوره مؤقت و انتقالی لذیذتر است برای حفظ قدرت خویشتن داری و خانواده گی ؛ این تحلیلی است که از دعوای رئیس جمهور کرزی و برادرانش بر ارکه قدرت در رسانه ها هویدا گردید ،پس از آن  مردم افغانستان چشم امید را بستند به جوانان پر تحرک که انقلاب علمی و اجتماعی را از دانشگاه ها با نو آوری های فنی و علمی آموختند بر راه اندازند مگر، جریانات سیاسی شکل  گرفته که اشخاص سر شناس گذشته را در رهبری آن بازتاب میدهد وچرخ حرکت انقلاب در دست ایشان قرا رگرفته است جای پا برای مبارزه جوانان نگذاشته است، چون انگیزه که بتواند جوانان را در انسجام یک تشکیلات قرار دهد بر اثر بی باوری و بی اعتباری مدفون گردیده است.

   رئیس جمهور کرزی در دوران  کاری اش که هنوز به پایان نرسیده است قادر به ترسیم خط مش سیاسی کشور نشده است تا جایگاه افغانستان را در ساخت و ساز سیاسی و اقتصادی ... مکان دهد. حرکت های بی بنیاد و غیر قانونی در هر مسئله، رئیس جمهور کرزی از ابتدا تا انتها ء مردم افغانستان را بر      بی باوری بیشتر بر حکومت انگیزه داده است وحالتی را بوجود آورده است که مردم دیگر امید بر      زنده گی آسوده در افغانستان را ندارند. بی کاری از جمله عواملی است که مردم قادر به تهیه نان برای رفع گرسنگی شان نیستند و غم اندوه را در قفس سینه هر افغان جا داده است ، وضعیت اجتماعی مردم افغانستان تاثیر مستقیم بر انتخابات و گزینیش فرد مورد نظر که بتواند به خواسته های مردم رسیده گی کند دارد.

    تشکیل ائتلاف های سیاسی گرچی چهره های جدیدی نیستند که مردم بر آنان اعتبار نمایند چون تجارب تلخ این چهره ها هنوز از تصورات مردم کنار نرفته است جز، راهکاری برای پیروزی شان؛ لبیک گفتن به آروزهای مردم و خواسته هایی است که مردم افغانستان هر لحظه انتظار آن را دارند.

  انتخابات مسئله پیچیده و حاداست که مردم نگرانی این را دارند که چه کسی بر سر نوشت افغانستان حاکم خواهد شد و زنده گی ما چگونه پیش خواهد رفت؟ مگر ائتلاف های سیاسی بر انگیزه دیگری که چگونه قدرت را از دست حامد کرزی بدست آورد مبارزه و برنامه شان را شکل میدهد.

   جریانات سیاسی بر این عقیده هستند که رئیس جمهور کشور آماده کناره گیری از قدرت نخواهد شد این اندیشه ناشی از زمامداری و حکومت رئیس جمهورکرزی است که مصلحت را بر قانونیت جلوه داده است و اولویت بندی نموده است. کناره گیری از قدرت وانتقال قدرت از جمله مباحث پر اهمیتی است که همه  را ه چاره را برای انتقال قدرت می اندیشند و بر گذاری انتخابات را بگونه که آرزو دارند متقاضی هستند.

   جبهه ملی افغانستان خواستاری تشکیل دولت مؤقتی است که بتواند انتخابات را بگونه شفاف برگذار نماید اما ، سئوال این جاست که آیا بر این آرزوی شان نایل خواهند آمد؟ یا رئیس جمهور کرزی خود بر ارکه قدرت نشسته با تغییر نظام خود، یا مطابق قانون اساسی شخص موردنظر خویش را بر کرسی ریاست جمهوری با تجربه از دو دور گذشته وارث نماید.

    هریک از مباحث فوق اندیشه هر افغان را بر سرنوشت زنده گی شان پیچانیده است مگر، برگذاری انتخابات و تعیین سرنوشت ملت ناشی از عواملی است که هم خارجیان و هم افغانان نقش عمده را بازی می کنند که بگونه تحلیل فشرده در این جا تذکر خواهد رفت.

1- خارجیان: خارجیان به رهبران سیاسی کشورهای ذینفع در افغانستان تلقی می شود که دست بردار از سر نوشت ملت افغانستان بدست خودشان نیستند. زمانیکه از خارجیان صحبت می کنیم باید گفت که خارجیان از کشورهای همسایه و منطقه شروع تا به ایالات متحده امریکا و متحدان غربی اش پایان میابد.

کشورهای همسایه در نا امنی و بی ثباتی افغانستان نقش اول را بازی می کنند تا ملت افغانستان توانایی ساختن افغانستان قدرتمند  وبا ثبات را پیدا نکنند وفرد مورد نظر شان که واقیعاً ممثل اراده ملت باشد بر سرنوشت ملت افغانستان قرار نگیرد بر این اندیشه؛ از یک فرد و از یک جریان سیاسی حمایت نمی کنند هریک را پنهان از دیگر بر جان انداختن همدیگر حمایت می کنند تا آرامش افغانستان به نا امنی تبدیل شود هم ملت افغانستان و هم جامعه جهانی را به سردرگمی مواجه سازند.

  کشورهای منطقه بر اثر رقابت هایی که با کشورهای همسایه ما ، مانند پاکستان و هند ، ایران و پاکستان عربستان و ایران ، اسرائیل و ایران ... دارند از شبکه های زیر ساخت شان برای ناکامی مقاصد همدیگر و ناکامی مردم افغانستان استفاده می کنند و تلاش دارند تا بر یک کاندیدای مطلوب هیچ یک توانا نگردند.

  ایالات متحده امریکا از یک طرف جذبیت قدرت سیاسی دارد واز طرف ، اقتصاد خاورمیانه ودر مجموع کشوهای آسیایی و عربی توانیسته است جذبیت ایالات متحده را بر خود بیشتر مجذوب سازد مگر ، کشورهای اروپایی و غربی گام به گام ایالات متحده امریکا را همیاری می نماید تا از کاروان عقب نماند و ایالات متحده هم چاره ای دیگری ندارد که کشورهای اروپایی و غربی یعنی متحدانش را با خود نداشته باشد چون ضربه مهلکی مانند اتحاد جماهیر شوروی سابق  بر سر نوشت ایالات متحده امریکا تجربه نشود.

  مگر ، بازی های سیاسی در جریان است که ایالات متحده امریکا باید فرد مورد نظر خویش را به پیروزی در انتخابات آینده افغانستان بر ارکه قدرت بنشاند مگر کشورهایی اروپایی مانند انگلیس ،آلمان و فرانسه نیز ازاین اندیشه بدور نبوده است از تشکلات و ائتلاف های سیاسی حمایت می کنند با وجودیکه هر کاندایدای مورد نظر ایالات متحده امریکا به پیروزی برسد نقش خود ر بازی می کند و میدانند اگر امریکا پیروزی را باز هم از آن خود  کند - نمی توند ما را فراموش کند و ما هم شریک امتیازات که بدست می آید هستیم.

   اما ! تأسف بر آن است که رهبران افغان همواره خود را در معرض فروش بیگانگان و اجنبیان قرار میدهندخود و مردم افغانستان را برای بدست آوردن قدرت فریب میدهند.

  ودر نتیجه  می توان گفت : انتخابات افغانستان را هم خارجیان هم افغانان و ائتلاف های سیاسی و جریانات سیاسی شکل میدهد مگر، جریانات سیاسی و ائتلاف های سیاسی در دست خارجیان قرار گرفته است، رهبری جریانات سیاسی و ائتلاف هاسی سیاسی به عنوان بازی گر در انتخابات سیاسی افغانستان وارد میدان می شوند استقلال افغانی و رویکرد افغانی ندارند و بازی اصلی را خارجیان بازی می کنند توسط بازی گران داخلی ما، که سرنوشت ملت افغانستان را رقم میزنند و بالاخره مردم افغانستان دارای زمامدار خواهند شد مگر نه زمامداری که مردم افغانستان می خواهند، زمامداری که افغانی و برمقتضیات خارجیان پاسخگو باشد بر کرسی ریاست جمهوری تکیه خواهد زد و این مردم افغانستان است که در هر بازی بوسیله بازی کنان شان خود را می بازند ، خواست ما تعیین بازی کنان خوب بوسیله مردم است که به باخت متوسل نشوند و سرنوشت خویش را رقم زنند.

 

  

 

 

تلاش ها برای کسب قدرت

افغانستان کشوریست که همواره از طرف یک قوم اداره شده است و تمام خاک این کشور را با قباله های صد ساله مدعی شده قدرت سیاسی کشور نیز از کرسی های قباله شده ای محسوب می گردد که از زمان احمد شاه بابا تا اکنون بر قوم خاص تملک شده است و مالکانی این سرزمین خود را حساب می نمایند.

مگر، سائر اقوام افغانستان در هر دوره زمانی دور از مشارکت قدرت سیاسی قرار گرفتند و مانند برده ها در کوه ها رانده شدند تا اکنون این روند زنده گی برای شان تحمیل شده است که سفر هر شخص به هزاره جات حکایت کننده این قصه غم انگیز است.

بعضی از اقوام در دوره حاکم خاص از تحصیل بازماندند که باالاثر مبارزات خستگی ناپذیرشان خوشبختانه فرزندان شان امروز به تحصیلات شان با علاقه بیش از حد ادامه میدهند، بااین وضعیت دیگر مردم نمی توانستند در سایه حکومت مستبد زنده گی نمایند و به مبارزه پرداختند تا اینکه در دوره دموکراسی تاریخ کشورشان را تدوین نمودند، و عقده های که از گذشته در درون قفس سینه هر فردی از این اقوام جا گرفته بود دست یافتن بر کرسی های سیاسی عقده ها و کینه های شان را می کاست تا اینکه انکشاف و باز سازی های نا متوازون بوسیله حکومت حاضر صورت گرفت و یکبار دیگر احساسات مردم را در برابر    ناامنی ها و انکشاف نامتوازون بر انگیخت ،و هر ساعتی نداء شان را از رسانه ها می کشانند و ضرب العجل برای بر آورده شدن آرزوهای شان در برابر حکومت    می گذارند.

بر خورد حکومت بگونه تبعیض موجب بقاء حکومت نگردیده  بل پایه های قدرت سیاسی را فرو می پاشاند که راهکارهای تنوع تشکلات وسیله فروپاشی قدرت سیاسی است.

اعتراض مردم هزاره برنداشتن سرگ اسفالت و بازسازی مناطق شان آماده گی های لازم بدنامی حکومت حامد کرزی را در جهان بوسیله تظاهرات به نمایش   می گذارند.

جا نداشتن قوم قزلباش در قدرت سیاسی کشور انتقاد این مردم را بر دلیل ترویج مکاتبه های دولتی و نظام اداری کشور که همیشه قلم بدست بودند و اداره کشور را صادقانه مدیریت می نمودند در هیچ تحولی ظلم و یا عملی خشن انجام ندادند در برابر حکومت حاضر عقده مند نموده است.

قوم تاجیک و ازبک با سائیر اقوام دیگر افغانستان نیز به خواسته های شان و حقوق شان دسترسی پیدا نکردند مبارزه شان برای کسب قدرت ادامه یاب است.

واقیعاً؛هر فرد ،هر قومی که تابیعت افغانستان را دارد حق مشارکت سیاسی و داشتن زنده گی مرفه را مطابق قانون اساسی دارند و زمانیکه به خواست های شان رسیده گی نمی شود و بگونه تبیعض با ایشان برخورد صورت می گیرد مجبور می شوند تا مساعی شان را برای کسب قدرت سیاسی با ائتلاف های سیاسی با دیگر اقوام محروم از حقوق حقه شان مبتکر عمل شوند واز روش دموکراسی برای زمامداری و رسیدن به قدرت که انتخابات است به پیروزی نایل آیند.

نه تنها وضعیت شقت بار بر اقوام متذکره تحمیلی بوده بل قوم پشتون در هیچ دوره از تاریخ فرزندان شان محروم از مکتب رفتن نبود که در دوره حکومت حامد کرزی در مناطق پشتون نشین از مکتب رفتن بالاثر ناامنی ها و مسدود شدن مکاتب توسط طالبان با غفلت و سهل انگاری  وظیفه وی حکوت افغانستان علی رغم از دست دادن جوانان و سرپرستان خانواده شان همه روزه در جنگ و در انتحارو انفجار زنده گی شان راغمناک نموده است و اکنون پی بردند حکومت حاضر قادر به تأمین نیازمنده های زنده گی شان نیست باید اصلاحات و تغییرات چشمگیر در نظام افغانستان بوجود آید و به ائتلاف های سیاسی و جریانات سیاسی متوسل می شوند تا از زندان غم رها شوند.

جوانان از گوشه دیگری از ساحل غم هستند که با پایان یافتن تحصیلات شان کاری برای شان از جانب حکومت افغانستان مهیا نیست قوم گرایی که حاکمیت بر استخدام افراد در ادارات دولتی افغانستان پیدا نموده است جوانان را تحریک نموده تا به هرگونه شود توسط ائتلاف های سیاسی و احزاب سیاسی خود را بر قدرت برسانند.

بیکاری؛ در کل مردم افغانستان را از حکومت کنونی رنجانیده است و خواستار مساعد شدن کار از جانب حکومت هستند و به همین منظور  کاندیدای مورد نظر شان  را بوسیله رأی شان که در اختیار دارند برای بر آوردن آروزهای شان بر پیروزی میرساند و درنتیجه کلی می توانیم که تلاش هایاز هر طرف بوسیله هر جناح برای کسب قدرت سیاسی در موج از مبارزات قرار گرفته است.

 

 

 

 

طنز

طنز

 

علاقمندان عزیز سینما!

   جدید ترین فیلم جنگ و دموکراسی بعد از چند دهه جنگ ویک دهه دموکراسی به نمایش گذاشته خواهد شد.

این فیلم؛ علاقمندان زیادی را در سرتاسر جهان بویژه دول را به خود جلب نموده است که اکثریت دول امروز دراین فیلم نقش بازی می کنند.

در قسمت اول فیلم که صحنه های جنگ افغانستان به تصویر کشانیده شده است در نقش ها، خائنین ملی و کشورهای مستعمرگر (اجنبیان) نقش بازی کردند تا اینکه بدماشانی بنام طالب روی صحنه آمده و با نقش ها داستان فیلم را تغییر داده با از بین بردن برج های تجارتی نیویارک ایالات متحده امریکا به دهه دموکراسی داستان عوض شد.

پس! بهتر است برای اینکه توجه شما را خوبتر جلب کنم قسمت اول این فیلم را توضیح و بعد قسمت دوم آن را شرح دهم.

در قسمت اول فیلم که جنگ افغانستان را به نمایش می گذارد بعد از کشته شدن سردار محمد داود که کمونیستان در خاک افغانستان مداخله کردند و افغانستان را برای قسمت اول این فیلم انتخاب نمودند چون افغانستان موقیعت خوب برای اتحاد جماهیر شوروی برای رسیدن به آب های گرم هند بود توجه بیننده گان را نسبت به هر مکانی به وجه احسن اش جلب می کرد چون اتحاد جماهیر شوروی افراد را که در این فیلم نقش بازی کنند با مطالعه دقیق مانند تره کی، حفیظ اله امین ،کارمل و نجیب را انتخاب کرد. مگر،سی دی دیگری این داستان را ایالات متحده امریکا به کمک کشور پاکستان تهیه نمود تا در جنگ اتحاد جماهیر شوروی را به شکست مواجه سازد و افرادی را در نقش ها انتخاب نمود تا بر ضد اتحاد جماهیر شوروی و با عقیده راسخ جهد نمایند.

ایالات متحده امریکا درقسمت اول تا جایی به پیروزی رسید مگر بچه های فیلم برای تقسیم منافع با همدیگر به جنگ افتادند و جوچه ها را با خون رنگین ساختند تا اینکه ایالات متحده امریکا به کمک پاکستان ، انگلستان و عربستان بدماشانی را بنام طالب روی صحنه آورد و بچه های فیلم را در قسمت اول به ناکامی مواجه ساخت.مگر دو مکانی که باید به تصرف بدماشان می آمد یکبار داستان فیلم با از بین بردن برج های تجارتی نیویارک تغییر خورد و بچه های فیلم اسپانسر شدند تا در قسمت دوم این فیلم در دهه دموکراسی نقش بازی کنند.

قسمت دوم فیلم دهه دموکراسی : در قسمت دوم فیلم دهه دموکراسی بچه های فیلم دیگر به عنوان بچه اصلی فیلم نقش بازی نکردند بل به نام برادران بچه فیلم روی صحنه آمدند و بچه فیلم بعد از شکست بدماشان بنام طالب روی صحنه آمد که یک نام نا آشنا مگر، با گذشته روابط خویش به عنوان بچه فیلم انتخاب شد.

بازیگران هر یک تلاش داشتند تا در نقش ها با اهمیت بازی نماید مگر بچه فیلم از همه هوشیار تر بود در نخست برای بازیگران گذشته وقت داد تا در داستان نقش های خوبی را بازی کند مگر دیری نگذشت که بچه های قسمت اول این فیلم را بچه فیلم دهه دموکراسی نقش های شان را کم رنگ ساخت و به اپوزیسیون تبدیل شدند. مگر بدماشان به طور کلی از صحنه بیرون نیامدند و بدماشان با نقش های خوبتر توانستند یکبار دیگر با جنگ، انتحار و انفجار دایرکتر فیلم را (ایالات متحده امریکا و متحدان اش ) را به خود جلب نماید و در این فیلم نقش بازی کنند.

بچه فیلم دهه دموکراسی بسیار دروغگوی و دو روی است که تمام مردم را به دور فیلم خود جمع کرده است و بانمایش گذاشتن نقش های خویش همه را فریب میدهد.

یکبار مردم و بچه های فیلم دهه جنگ متوجه شدند که بچه فیلم دهه دموکراسی تمام شان را فریب میدهندهمه به اعتراض پرداختند مگر، اعتراضات جایی را نگرفت مردم چاره نداشتند چون حقیر و فقیربودن خویش را حس کرده مگر بچه های فیلم گذشته که از نقش ها بازماندند با تشکیل ائتلاف ها با دیالوگ های جدید در داستان این فیلم به نام اپوزیسیون روی صحنه آمده تا با فشار های بچه فیلم را وادار سازند تا دیگر روی صحنه نیاید ،مگر بد ماشان تلاش زیادی دارد تا تمام بچه های فیلم را به نا کامی مواجه سازد. بیننده های فیلم (مردم) و خویشاوندان و همیاران بچه های فیلم را همه روزه می کشند ونقش خود را از همه خوبتر بازی می کنند.

حال ! ما و شما علاقمندان عزیز سینما دیده میرویم که کدام یک در این فیلم به پیروزی میرسد صبر وشکیبای شما را در دیدن فیلم تمنا دارم.

 

میرحسین تلاش